خلاصه داستان: فیلم «شانس کور» (Blind Chance) به کارگردانی کریشتوف کیشلوفسکی در سال 1981 ساخته شد. داستان فیلم در سه اپیزود به بررسی سه سرنوشت متفاوت مردی جوان به نام ویتک میپردازد که هر کدام از این سرنوشتها به انتخاب او در یک لحظه حساس زندگیاش بستگی دارد؛ در اولی، او با دویدن به سمت قطار، وارد دنیای سیاست میشود، در دومی، به دلیل تاخیر در رسیدن به قطار، با دنیای زیرزمینی و مخالفان حکومت آشنا میشود و در سومی، با رسیدن به موقع به قطار، زندگی عادی و آرامی را پیش میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم کاپریچیو در سال 2000 به کارگردانی ویلیام فریدکین و با بازی هلن میرن، استلان اسکارسگارد و دانیل برول ساخته شده است. داستان فیلم در برلین و در سال 1942 میگذرد و درباره یک کارگردان تئاتر به نام رودولف موند است که در جریان جنگ جهانی دوم، در میانه جنگ و تئاتر، تلاش میکند تا از اجرای نمایشی در تالار اپرای برلین جلوگیری کند که میتواند به تحریک یک توطئه علیه هیتلر منجر شود.
خلاصه داستان: فیلم هورور «هیلریزر» (Hellraiser) به کارگردانی کلایو بارکر و با بازی اشلی لارنس، داگ بردلی و اندرو رابینسون در سال ۱۹۸۷ منتشر شد. داستان درباره جولیا، زنی جوان است که پس از بازگشت برادر شوهرش فرانک، که در جستجوی لذتهای ماورایی از طریق یک مکعب اسرارآمیز به نام «مکعب اسرارآمیز» (Lament Configuration) کشته شده، به خانه پدریاش نقل مکان میکند. جولیا با دیدن فرانک که به شکلی نیمهجان و پوستانداخته بازگشته، توسط او وسوسه میشود تا قربانیان دیگری را برای بازگرداندن کامل او قربانی کند، در حالی که دختر شوهرش، کریستی، بهطور تصادفی درگیر این نقشه شیطانی میشود.
خلاصه داستان: فیلم «شانس کور» (Blind Chance) به کارگردانی کریستوف کیشلوفسکی در سال 1981 ساخته شد و یکی از آثار تأثیرگذار و کمتر دیدهشدهی او پیش از سهگانهی معروفش است. داستان فیلم دربارهی مرد جوانی به نام ویتک (با بازی بوگوسواف لیندا) است که در یک لحظهی سرنوشتساز، انتخاب میکند به دنبال یک دوست برود یا به سرعت قطار برسد؛ این انتخاب، دو مسیر متفاوت و موازی از زندگی او را به تصویر میکشد که در هر کدام، ویتک با چالشها و تجربیات سیاسی، اجتماعی و عاطفی متفاوتی روبرو میشود و نشان میدهد که چگونه یک تصمیم لحظهای میتواند کل مسیر زندگی یک فرد را تغییر دهد.
خلاصه داستان: خبر پخش، فیلمی به کارگردانی جیمز ال. بروکز در سال ۱۹۸۷ است که هالی هانتر، ویلیام هرت و آلبرت بروکس در آن نقشآفرینی میکنند. داستان در دنیای خبر تلویزیونی جریان اصلی میگذرد و رابطه عاشقانه پیچیده بین یک تهیهکننده بااستعداد (هالی هانتر) و یک گزارشگر بااستعداد اما غیراخلاقی (ویلیام هرت) را روایت میکند، در حالی که یک رقیب حرفهای (آلبرت بروکس) سعی دارد استانداردهای خبری را بالا نگه دارد.
خلاصه داستان: فیلم اینترویستا ساخته عباس کیارستمی در سال 1995 است که با بازی فاطمه معتمدآرایی و عزتالله انتظامی ساخته شده است. در این فیلم، عباس کیارستمی به دیدار بازیگر محبوبش، عزتالله انتظامی میرود تا با او درباره زندگی و هنرش گفتگو کند. اما در این ملاقات، انتظامی با دیدن دوربین، ناگهان خود را در نقش یک بازیگر حرفهای میبیند و شروع به ارائه یک بازی خودمانی و صمیمی میکند و در نهایت، این گفتگو به یک مصاحبه واقعی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم گاندار (Gandahar) به کارگردانی رنه لالو در سال 1987 منتشر شد. این انیمیشن فرانسوی داستان پادشاهی آیندهنگر را روایت میکند که توسط موجوداتی مکانیکی به نام «متالان» مورد حمله قرار گرفته است. در این میان، پسری جوان به نام «سیلوین» برای نجات سرزمینش مأموریت مییابد تا با عبور از زمان، ریشه این تهدید را شناسایی و با آن مقابله کند.
خلاصه داستان: فیلم همبرگر هیل (Hamburger Hill) به کارگردانی جان ایرلند و با بازی دانیل بالدوارین، تیموتی براون و اندرو جارسی در سال 1987 ساخته شده است. این فیلم داستان گروهی از سربازان جوان آمریکایی را روایت میکند که در سال 1969 در جنگ ویتنام، برای تصرف تپهای استراتژیک به نام "هیل 112" که توسط نیروهای ویتنام شمالی اشغال شده، به نبردی خونین و طاقتفرسا میپردازند. این فیلم بر اساس داستان واقعی نبرد برای تپه 112 در جنگ ویتنام ساخته شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: لینکلن هاک (سیلوستر استالونه)، راننده کامیونی است که با شرکت در مسابقات کشتی دست برای کسب درآمد تلاش میکند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که پسرش مایکل (دیوید مندنهال) پس از مرگ مادرش به او سپرده میشود. در ابتدا رابطه آنها پرتنش است، اما لینکلن با استفاده از مهارتهای کشتی خود، تلاش میکند تا هم پسرش را به دست آورد و هم در مسابقات بزرگ برای برنده شدن جایزه شرکت کند. این فیلم محصول سال ۱۹۸۷ به کارگردانی مناهم گولان، داستانی از عشق پدرانه و اراده برای غلبه بر مشکلات را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک مرد مرموز به نام «دیوید هریس» پس از قتل وحشیانه خانوادهاش، هویت جدیدی برای خود میسازد و به دنبال یک زن تنها با فرزند میگردد تا خانواده ایدهآل جدیدی تشکیل دهد. او با «سوزان هاردینگ»، مادری مجرد و دو فرزندش آشنا میشود و به سرعت جایگاهی در خانواده آنها پیدا میکند. اما رفتارهای مشکوک و خاطرات پارهپارهای که از گذشتهاش به جا مانده، باعث میشوند «مایکل»، پسر بزرگ خانواده، به هویت واقعی او شک کند. مایکل که به تازگی از مدرسه نظامی بازگشته، شروع به تحقیق در مورد گذشته دیوید میکند و به زودی به راز هولناک او پی میبرد. در این میان، دیوید متوجه میشود که خانواده جدیدش آنطور که او تصور میکرد ایدهآل نیستند و باید بار دیگر نقشههای شوم خود را عملی کند. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی «نلسون مککورمیک» و با بازی «دیلان والش»، «سلما بلر»، «پن بدجلی» و «امبر هیرد» است که بازسازی فیلمی به همین نام در سال ۱۹۸۷ محسوب میشود.