خلاصه داستان: جو، کارمند مؤسسه جمعآوری اجساد، در زندگی شخصی خود با مشکلاتی روبرو است. او که به همراه دوستدخترش بئاتریس در یک رابطه عاشقانه زندگی میکند، شیفته دنیای مرگ و اجساد است. جو یک جنین مرده را از محل کار خود به خانه میآورد و آن را به مجموعه عجیب و غریب خود از بقایای مرگ اضافه میکند. بئاتریس که او نیز تمایلات مشابهی دارد، از این هدیه جدید بسیار خوشحال میشود و این امر رابطه آنها را عمیقتر میکند. اما زمانی که جو به دلیل قصور در کار خود اخراج میشود، بئاتریس او را ترک کرده و با رئیس سابقش که حالا یک قاتل زنجیرهای است، ازدواج میکند. این اتفاق جو را به ورطه جنون و انزوا میکشاند و او را به سوی اعمالی هولناک و غیرقابل تصور سوق میدهد. فیلم «نکرومانتیک» به کارگردانی یورگ بوتگرایت در سال ۱۹۸۷، با بازی برنهارد وایدر، بیتریس ماناو و هارالد لودویگ، به بررسی تاریکترین زوایای تمایلات انسانی و مرزهای عشق و مرگ میپردازد.
خلاصه داستان: یک افسر پلیس سرسخت و بیرحم شوروی به نام ایوان دانکو (آرنولد شوارتزنگر) برای دستگیری یک قاچاقچی مواد مخدر خطرناک روسی به نام ویکتور روستاولی (اد اوتروس) به شیکاگو سفر میکند. در آنجا، او مجبور میشود با یک کارآگاه پرحرف و شوخ آمریکایی به نام آرتور ریدزیک (جیمز بلوشی) همکاری کند. این دو مرد که از نظر شخصیتی کاملاً در تضاد هستند، ابتدا با یکدیگر مشکل دارند، اما به تدریج برای متوقف کردن جنایتکار روسی و باندش، به یکدیگر نزدیک میشوند و احترام متقابل پیدا میکنند. در این میان، آنها با فساد در نیروی پلیس شیکاگو نیز روبرو میشوند و باید برای رسیدن به هدفشان، بر تمام موانع غلبه کنند. این فیلم اکشن در سال ۱۹۸۸ توسط والتر هیل کارگردانی شده و در کنار شوارتزنگر و بلوشی، لارنس فیشبورن نیز در آن ایفای نقش کرده است.
خلاصه داستان: دو زن با شخصیتهای کاملاً متضاد در سواحل کالیفرنیا با هم آشنا میشوند و دوستی عمیقی را آغاز میکنند که تمام زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. سیسی بلوم، خوانندهای پرتلاش و جاهطلب از خانوادهای یهودی، و هیلاری ویتنی، بازیگری ثروتمند و مرفه، در دوران کودکی با هم ملاقات میکنند و این آشنایی به دوستی مادامالعمری تبدیل میشود که با تمام فراز و نشیبهای زندگی، از جمله موفقیتهای شغلی، شکستهای عاطفی، ازدواج، طلاق و بیماری، به قوت خود باقی میماند. این فیلم که در سال ۱۹۸۸ توسط گری مارشال کارگردانی شده و با بازی درخشان بت میدلر و باربارا هرشی همراه است، داستانی احساسی و عمیق را درباره قدرت دوستی، فداکاری و پذیرش تفاوتها روایت میکند که تماشاگران را به سفری عاطفی فراموشنشدنی میبرد.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه «آرزوهای بزرگ» (High Hopes) محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی مایک لی، داستان زندگی زوج جوانی به نامهای سیریل و شرلی را روایت میکند که در لندن زندگی میکنند و با چالشهای اقتصادی و اجتماعی دوران مارگارت تاچر روبرو هستند. سیریل که یک کارگر ساده است و شرلی که در یک فروشگاه کار میکند، هر دو رویای زندگی بهتری را در سر میپرورانند اما با واقعیتهای سخت جامعه طبقه کارگر بریتانیا مواجه میشوند. این فیلم با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ، تضادهای طبقاتی و فشارهای سیاسی آن دوران را به تصویر میکشد و زندگی روزمره شخصیتها را در مواجهه با آرزوهای برآورده نشدهشان بررسی میکند. بازی درخشان فیلیپ دیویس و روت شین در نقشهای اصلی، عمق و باورپذیری ویژهای به این درام اجتماعی بخشیده است.
خلاصه داستان: فیلمی هنری و مرموز به کارگردانی پیتر گرینوی که در سال ۱۹۸۸ ساخته شد. داستان حول محور سه زن با نام یکسان «سینادوکتس کولپیپر» میچرخد که هر یک به دلایل مختلف شوهران خود را به قتل میرسانند. آنها برای پوشاندن جنایات خود از یک پزشک قانونی محلی به نام «مدیسون» کمک میگیرند. مدیسون که شیفته این زنان است، حاضر به همکاری میشود، اما به تدریج در دام پیچیده دروغها و فریبها گرفتار میشود. فیلم با ساختاری ریاضیگونه و نمادین، از اعداد ۱ تا ۱۰۰ به صورت متوالی در صحنههای مختلف استفاده میکند و مفاهیم مرگ، فریب و بازیهای ذهنی را به تصویر میکشد. بازیگران اصلی فیلم شامل جوآن پلورایت، برنادت برنان، جولیان گلاور و جین هوروکس هستند. گرینوی در این اثر سبک منحصربهفرد خود را با ترکیبی از زیباییشناسی بصری و روایت غیرخطی به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی کلاسیک محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی فرانک اوز، با بازی درخشان استیو مارتین و مایکل کین، داستان دو کلاهبردار حرفهای را روایت میکند که در سواحل زیبای فرانسه به فریب زنان ثروتمند مشغول هستند. لارنس جیمسون (مایکل کین)، مردی با ظاهری موقر و روشهای پیچیده، با فردی بنسون (استیو مارتین)، کلاهبردار بیمهارت و پر سر و صدا، برخورد میکند. پس از یک درگیری اولیه، آنها شرطی عجیب میبندند: هر کس بتواند یک زن آمریکایی ثروتمند به نام جانت کولگیت (گلن هدلی) را فریب دهد، باید شهر را ترک کند و دیگری میماند. آنچه با یک رقابت ساده آغاز میشود، به سریالی از نقشههای پیچیده، تغییر قیافههای خندهدار و موقعیتهای کمدی فراموشنشدنی تبدیل میشود و در نهایت پایان غیرمنتظرهای را برای هر دو رقم میزند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، سه نگهبان فانوس دریایی به نامهای جیمز، توماس و دونالد در جزیره دورافتاده ایلین دونان در اسکاتلند مشغول به کار بودند. پس از یک روز کاری عادی، ناگهان متوجه میشوند که تمام قایقها ناپدید شدهاند و هیچ راهی برای ترک جزیره وجود ندارد. به زودی، اتفاقات عجیب و ترسناکی رخ میدهد: صداهای مرموز، سایههای ناشناخته و احساس حضور یک نیروی شیطانی. هر سه مرد به تدریج دچار توهم و پارانویا میشوند و گذشته تاریکشان به آنها هجوم میآورد. در حالی که ترس و وحشت بر آنها غلبه میکند، باید با این نیروی مرموز روبرو شوند و راز ناپدید شدنشان را کشف کنند. این فیلم ترسناک روانشناختی با کارگردانی کریستوفر نایجل و بازی جرارد باتلر، پیتر مولان و کونل هیل، داستانی هولناک از انزوا، جنون و مواجهه با تاریکی درون را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک افسر پلیس سرسخت و بیرحمانه شوروی به نام ایوان دانکو (آرنولد شوارتزنگر) برای دستگیری یک قاچاقچی مواد مخدر خطرناک روسی به نام ویکتور روستاولی (اد اوتراس) به شیکاگو سفر میکند. در آنجا، او مجبور به همکاری با یک کارآگاه پلیس شیکاگو به نام آرتور ریدزیک (جیمز بلوشی) میشود که رویکردی کاملاً متفاوت و شوخطبع دارد. این دو افسر با وجود اختلافات فرهنگی و روشهای کاری متضاد، باید با هم متحد شوند تا روستاولی را که قصد دارد تجارت مواد مخدر خود را در آمریکا گسترش دهد، به دام بیندازند. در این میان، آنها با مافیا و فساد در نیروی پلیس شیکاگو نیز روبرو میشوند و در نهایت، این همکاری اجباری به دوستی و احترام متقابل تبدیل میشود. این فیلم اکشن محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی والتر هیل است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
«طلوع تکئیلا» (Tequil Sunrise) فیلمی جنایی و درام به کارگردانی رابرت تاون در سال ۱۹۸۸ است. داستان حول محور مک (Mack) قاچاقچی سابق مواد مخدر (با بازی مل گیبسون) میچرخد که قصد دارد از دنیای جرم و جنایت کنارهگیری کند و یک زندگی آرام را در ساحل کالیفرنیا آغاز نماید. با این حال، دوستی قدیمی او با نیک (با بازی کورت راسل)، یک کارآگاه پلیس جدی و وظیفهشناس، به دلیل شغل جدید مک به شدت تحت فشار قرار میگیرد. وضعیت زمانی پیچیدهتر میشود که یک قاچاقچی مواد مخدر مکزیکی مرموز به نام کارلوس (با بازی رائول جولیا) وارد ماجرا میشود و مک را متهم میکند که هنوز درگیر تجارت مواد مخدر است. در همین حال، مک عاشق جو (با بازی میشل فایفر)، صاحبخانه و رستورانداری جذاب میشود که در این مثلث عشقی و ماجراهای پرتنش گرفتار میشود. این فیلم با بازی درخشان بازیگران اصلی خود، تعلیق و پیچیدگیهای روابط انسانی را در دنیای جنایی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «ذرت سرخ» محصول سال ۱۹۸۷ به کارگردانی ژانگ ییمو، داستان زندگی «جویی» (با بازی گونگ لی) را روایت میکند که در دهه ۱۹۳۰ در روستایی در شمال شرقی چین زندگی میکند. او مجبور به ازدواج با صاحب کارخانه شراب سازی ذرت سرخ میشود که به بیماری جذام مبتلاست. پس از مرگ شوهرش، جویی اداره کارخانه را بر عهده گرفته و عاشق یکی از کارگران به نام «یو» میشود. داستان در پس زمینهی تهاجم ژاپنیها به چین، مبارزات، عشق و مقاومت مردم این روستا را به تصویر میکشد و نمادهای عمیقی از زندگی، مرگ و آزادی را در بستر فرهنگ و تاریخ چین ارائه میدهد.