خلاصه داستان: خلاصه داستان: «توده» (The Blob) فیلمی علمی-تخیلی و ترسناک محصول سال ۱۹۵۸ به کارگردانی ایروینگ یورکهات است که استیو مککوئین در اولین نقش اصلی خود در کنار آنیتا کورساوت به ایفای نقش پرداختهاند. داستان در یک شهر کوچک آمریکایی رخ میدهد که با سقوط یک شهابسنگ مرموز، موجودی ژلاتینی و بیگانه به تدریج همه چیز و هر کسی را که در مسیرش قرار میگیرد، میبلعد و بزرگ و بزرگتر میشود. استیو و دوستش جین به همراه سایر ساکنان شهر باید قبل از آنکه این توده بیگانه کل شهر را نابود کند، راهی برای متوقف کردنش پیدا کنند. این فیلم با بهرهگیری از جلوههای ویژه ابتدایی اما تأثیرگذار خود، به یکی از آثار کلاسیک و محبوب ژانر ترسناک دهه ۵۰ تبدیل شد.
خلاصه داستان: یک خانواده شهری به رهبری چت ریپلی (جان کندی) برای تعطیلات تابستانی به کلبهای در طبیعت وحشی میروند تا زمانی آرام را در کنار هم سپری کنند. اما آرامش آنها با ورود غیرمنتظره خانواده همسر چت، رومن کریک (دن اکروید) و خانوادهاش به هم میخورد. رومن، فردی ثروتمند و پرزرق و برق است که با داستانسراییهای اغراقآمیز و رفتارهای نمایشیاش دائماً سعی در تحتتأثیر قرار دادن دیگران دارد. تضاد بین سبک زندگی ساده و طبیعتگرای چت با تجملات و خودنماییهای رومن، صحنههای خندهدار و موقعیتهای کمدی متعددی را ایجاد میکند. درگیریها زمانی به اوج میرسد که رومن برای اثبات برتری خود، چت را به انجام فعالیتهای ماجراجویانه خطرناکی مانند اسکی روی آب و موتورسواری در جنگل تشویق میکند. این تعطیلات که قرار بود آرامشبخش باشد، به میدانی برای رقابت و نمایش تبدیل میشود و هر دو خانواده را در موقعیتهای بامزه و غیرمنتظرهای قرار میدهد. این فیلم کمدی محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی هاوارد دویچ است و جان کندی و دن اکروید در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند.
خلاصه داستان: این فیلم ترسناک فراطبیعی محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی وِس کریون، بر اساس کتابی به همین نام نوشته وید دیویس ساخته شده است. داستان فیلم حول محور دکتر دنیس آلن (با بازی بیل پولمن)، یک انسانشناس هاروارد است که برای تحقیق در مورد یک داروی مرموز به هائیتی فرستاده میشود. این دارو به نظر میرسد که میتواند افراد را به حالتی شبیه به مرگ فرو برده و سپس آنها را دوباره زنده کند. در طول تحقیقات خود، دنیس با دنیای تاریک وودو و جادوی سیاه آشنا میشود و به تدریج درگیر توطئهای شیطانی میگردد که توسط یک جادوگر شرور به نام دارواس (با بازی زکِس موکای) هدایت میشود. او متوجه میشود که این پدیده فراتر از یک ماده شیمیایی ساده است و به اعتقادات عمیق و قدرتهای ماوراءالطبیعه گره خورده است. فیلم با ترکیب عناصر ترسناک، فراطبیعی و فولکلور هائیتی، بیننده را در یک سفر هولناک به قلب تاریکی و اسرار مرگ و زندگی غرق میکند.
خلاصه داستان: کلود فرانسوی، همسر یک سرباز جنگزده و مادر دو فرزند، برای تأمین معاش خانواده در دوران اشغال فرانسه توسط نازیها، به کار خیاطی روی میآورد. او که در شرایط سخت اقتصادی قرار دارد، به تدریج به انجام سقطجنین برای زنان دیگر میپردازد و از این طریق درآمد کسب میکند. با گسترش فعالیتهایش، او حتی اتاقهایی را در خانهاش به زنان باردار اجاره میدهد. اما با بازگشت شوهرش از جنگ، تنشها در خانواده افزایش مییابد و همزمان، فعالیتهای غیرقانونی کلود مورد توجه مقامات قرار میگیرد. این فیلم درام تاریخی محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی کلود شابرول و با بازی ایزابل هوپر در نقش اصلی است که بر اساس زندگی واقعی ماری-لوئیز ژیرو، آخرین زنی که در فرانسه با گیوتین اعدام شد، ساخته شده است.
خلاصه داستان: «دورافتادهها، زندگیهای ساکن» (Distant Voices, Still Lives) اثری درخشان از ترنس دیویس، کارگردان صاحبسبک بریتانیایی است که در سال ۱۹۸۸ به روی پرده رفت. این فیلم که در دو بخش مجزا ساخته شده، روایتی عمیقاً شخصی و شاعرانه از زندگی یک خانواده کارگری در لیورپولِ دهههای ۴۰ و ۵۰ میلادی ارائه میدهد. دیویس با بهرهگیری از ساختاری غیرخطی و تکیه بر خاطرات، ترانههای عامیانه و موسیقی، تصویری زنده و احساسی از کودکی و نوجوانی خود و خواهرانش (با بازیهای به یادماندنی فرِدا داو، آنجلا والش و لورین اشبروک) خلق میکند. در مرکز این خاطرات، پدری مستبد و خشن (با بازی پیت پاستوویت) قرار دارد که سایهای سنگین بر فضای خانه میافکند، و در مقابل، مادری فداکار (با بازی فردا داو) که تلاش میکند کانون گرم خانواده را حفظ کند. فیلم با نگاهی بینظیر به جزئیات زندگی روزمره، مراسمی چون عروسیها و خاکسپاریها، و تأثیر عمیق جنگ بر جامعه بریتانیا، اثری تماشایی و تأثیرگذار است که بیشتر بر احساسات و حالوهوای درونی شخصیتها متمرکز است تا یک داستان خطی سرراست.
خلاصه داستان: این فیلم سورئال و روانشناختی محصول سال ۱۹۸۸ ژاپن به کارگردانی توشیو ماتسوموتو است که بر اساس رمانی از یوکیو میشیما ساخته شده است. داستان حول محور شخصیتی به نام میواکی میچرخد که پس از بستری شدن در یک آسایشگاه روانی، تلاش میکند هویت و خاطرات فراموش شده خود را بازسازی کند. او با کمک یک روانپزشک مرموز به نام دکتر کاتسومی، در دنیایی از توهمات، رویاهای آشفته و خاطرات تحریف شده غوطهور میشود که مرز بین واقعیت و تخیل را در هم میآمیزد. این سفر روانی او را به اعماق تاریک ضمیر ناخودآگاه و رازهای سر به مهر گذشتهاش میبرد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۸، کارگردان یوشیاکی کاواجیری با خلق انیمه «شیطانشهر شینجوکو»، داستانی فراموشنشدنی از نبرد میان نور و تاریکی را به تصویر کشید. کیا ایزای، قهرمان جوان و بیتجربه داستان، پس از کشته شدن پدرش توسط اهریمن قدرتمند لرد ریگوما، سوگند انتقام یاد میکند. شینجوکو، منطقهای وسیع در توکیو، به شهری تسخیرشده توسط نیروهای شیطانی تبدیل شده و به مکانی خطرناک و ممنوعه بدل گشته است. کیا، با راهنمایی استاد رازآلودش، سایونجی، و با کمک دختری شجاع به نام سایاکا، که پدرش نیز قربانی ریگوما شده، به قلب تاریکی قدم میگذارد. او باید بر ترس خود غلبه کرده و قدرتهای نهفته در وجودش را برای رویارویی با لرد ریگوما و نجات بشریت از چنگال نابودی بیدار کند. این سفر پرخطر، نه تنها نبردی فیزیکی، بلکه آزمونی برای روح و اراده اوست.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «دوجا ماگرا» (Dogra Magra) به کارگردانی تاتسومی کوماشیرو، بر اساس رمانی از ریونوسوکه آکوتاگاوا ساخته شده است. این اثر سوررئال و روانشناختی، داستان مرد جوانی به نام «من» را روایت میکند که در یک آسایشگاه روانی بستری است و از هویت و گذشته خود چیزی به یاد نمیآورد. او تحت درمان توسط دکتر واکابایاشی قرار دارد که تلاش میکند خاطرات سرکوب شده او را از طریق هیپنوتیزم بازیابی کند. در این مسیر، مرد جوان با شخصیتهای مرموزی همچون مادرش، نامزد سابقش و یک راهب بودایی روبرو میشود که هر یک بخشی از پازل هویت گمشده او را تشکیل میدهند. داستان با بازگشت به گذشتههای دور و خاطراتی از دوران کودکی، ریشههای جنون و گناه را در ذهن قهرمان داستان واکاوی میکند و مرز بین واقعیت و توهم را به چالش میکشد. این فیلم با بازی بازیگرانی چون کازوکی کیتامورا، یوکو تاناکا و ماساهیرو موتوکی، اثری عمیق و تأملبرانگیز درباره ماهیت هویت، حافظه و ذهن انسان است.
خلاصه داستان: فیلم درام جنایی محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی جاناتان کاپلان و با بازی جودی فاستر در نقش سارا توبیاس، زنی که پس از تجاوز گروهی در یک بار، برای گرفتن عدالت مبارزه میکند. فیلم داستان واقعی را روایت میکند که در آن وکیل مدافع سارا (کلی مکگیلیس) تلاش میکند تا نه تنها متجاوزان، بلکه تماشاگرانی را که با تشویق به وقوع جرم کمک کردند، به مجازات برساند. این فیلم به دلیل پرداخت قدرتمند به موضوع خشونت جنسی و عملکرد تحسینبرانگیز جودی فاستر که برنده جایزه اسکار شد، شهرت دارد.
خلاصه داستان: این فیلم درام محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی سیدنی لومت، داستان خانواده پوپ را روایت میکند که به دلیل فعالیتهای گذشته ضد جنگ ویتنام، بیش از دو دهه است در فرار به سر میبرند. آرتور (با بازی جاد هیرش) و آنی پوپ (با بازی کریستین لاتی) همراه با دو پسرشان دنی (با بازی ریور فینیکس) و هری در شهرهای مختلف با هویتهای جعلی زندگی میکنند و هر بار که در معرض شناسایی قرار میگیرند، مجبور به ترک همه چیز و شروع دوباره میشوند. دنی که نوجوانی با استعداد موسیقی است، در شهر جدید عاشق میشود و برای اولین بار با وسوسه ساختن زندگی مستقل و دنبال کردن رویاهایش مواجه میشود. این فیلم به بررسی تضاد بین تعهد به خانواده و نیاز به فردیت میپردازد و در نهایت، دنی باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد این زندگی پر از فرار را ادامه دهد یا راه خود را جدا کند.