خلاصه داستان: یک زوج جوان پس از از دست دادن فرزندشان در تصادف، به سفر دریایی روی یک کشتی کوچک میروند تا از غم خود رهایی یابند. در این سفر، آنها یک قایق نجات را میبینند که تنها سرنشینش یک مرد جوان است. این مرد ادعا میکند که سرنشینان دیگر قایق در اثر بیماری جان خود را از دست دادهاند. زن جوان تصمیم میگیرد به قایق نجات برود تا وضعیت را بررسی کند، اما زودتر از آنکه بتواند بازگردد، مرد جوان با کشتی آنها دزدی میکند و همسرش را تنها روی قایق نجات رها میکند. حالا مرد تنها باید با تمام توان به دنبال همسرش برود و تلاش کند تا او را نجات دهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «دایی باک» در سال ۱۹۸۹ روایت میشود و درباره خانوادهای است که برای حضور در مراسم خاکسپاری پدربزرگ خود به شیکاگو سفر میکنند. در این میان، پسر جوان خانواده به نام مایلز با دایی باک، که مردی عجیب و غریب و خشن است، تنها میماند. باک در ابتدا با بیعلاقگی وظیفه مراقبت از مایلز را بر عهده میگیرد، اما به مرور زمان، رابطهای عمیق و عاطفی بین آنها شکل میگیرد و باک نقش یک پدر واقعی را برای مایلز ایفا میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۹، دو کارمند جوان به نامهای لری و ریچارد، پس از کشف یک کلاهبرداری مالی در شرکت خود، به تعطیلات آخر هفته در ویلای شخصی رئیس خود به نام برنی لاو دعوت میشوند. آنها با رسیدن به ویلا، برنی را در حالی مییابند که به قتل رسیده است. با این حال، به جای اطلاع به پلیس، آنها تصمیم میگیرند جسد برنی را به عنوان یک فرد زنده و سرگرمکننده به نمایش بگذارند تا از اتهامات احتمالی در امان بمانند و از تعطیلات خود لذت ببرند. این تصمیم آنها را وارد یک سری موقعیتهای کمدی و خطرناک میکند، زیرا باید جسد برنی را در میان مهمانان ویلا و مأموران احتمالی پنهان کنند، در حالی که با قاتلان واقعی برنی نیز روبرو میشوند. این فیلم کمدی-جنایی، با بازی اندرو مککارتی و جاناتان سیلورمن، به یکی از آثار کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان در سال 2004، فیلم The Punisher (مجازاتگر) داستان فرانک کسل، مأمور سابق افبیآی را روایت میکند که پس از کشته شدن خانوادهاش در یک عملیات تروریستی، به دنبال انتقام از تبهکارانی است که زندگیاش را نابود کردهاند. او با قدرت و مهارتهای نظامی خود، جنگی بیامان علیه جنایتکاران به راه میاندازد و به نمادی از عدالت خشن تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم «قاتل» (The Killer) داستان یک قاتل حرفهای و بیرحم را روایت میکند که در طی یک مأموریت در پاریس، بهطور تصادفی شاهدی را به قتل میرساند و این اتفاق باعث آغاز یک سلسله تعقیب و گریز مرگبار میشود. او که به شدت تحت فشار قرار گرفته، برای نجات جان خود و جلوگیری از افشای هویتش، باید با دشمنان قدرتمند و متحدان سابقش وارد جنگ شود و در این مسیر، مهارتهای مرگبار خود را به کار میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم «چیزی بگو» (Say Anything) که در سال ۱۹۸۹ ساخته شده، داستان عاشقانهای را روایت میکند که در آن «لیچ دیویس»، یک دانشآموز دبیرستانی، عاشق «دیوین لی»، دختر محبوب و باهوش مدرسه میشود. پس از فارغالتحصیلی، لیچ برای جلب توجه دیوین، با او تماس میگیرد و از او میخواهد که در یک میهمانی شام با هم بیرون بروند. اگرچه دیوین در ابتدا مردد است، اما به تدریج مجذوب صداقت و اشتیاق لیچ میشود. با این حال، پدر دیوین، که یک وکیل موفق است، با این رابطه مخالف است و سعی میکند آن را به هم بزند. لیچ که با موانع متعددی روبرو میشود، باید با احساسات خود و انتظارات جامعه دست و پنجه نرم کند تا عشقش را ثابت کند.
خلاصه داستان: فیلم «عروسی سفید» (White Wedding) یک کمدی جادهای محصول سال 2009 آفریقای جنوبی به کارگردانی جنا روز است. این فیلم داستان مردی جوان به نام «ایلای» را روایت میکند که برای مراسم عروسی خود با «روز» به سمت کیپ تاون در حرکت است. در طول مسیر، او با دوست قدیمیاش «تیل» همراه میشود و این سفر پرماجرا با اتفاقات غیرمنتظرهای همراه است که باعث میشود ایلای در مورد ازدواج خود تجدید نظر کند. این کمدی خوشساخت به مسائل عشق، دوستی و مسیر زندگی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «چه کسی حرف میزند؟» (Look Who's Talking) در سال ۱۹۸۹ به کارگردانی جیمز لاری بری ساخته شد. داستان این فیلم کمدی درباره یک زن مجرد به نام میلی است که پس از یک رابطه ناموفق باردار میشود و تصمیم میگیرد به تنهایی فرزندش را بزرگ کند. نکته جالب و منحصربهفرد فیلم این است که مخاطب میتواند تمام افکار و نظرات نوزادش را بشنود که با صدای بروس ویلیس صحبت میکند و درباره دنیای بیرون و اتفاقاتی که برایش میافتد، اظهارنظر میکند. این نوزاد باهوش و بازیگوش، مادرش را در مسیر پرپیچوخم زندگی و عاشقانههای جدیدش راهنمایی میکند.
خلاصه داستان: در دبیرستانی در حومه شهر، گروهی از دانشآموزان باهوش اما تنبل به نامهای لیلی، جان و تیم، با تکیه بر مهارتهای هکری خود تصمیم میگیرند تا سیستم کامپیوتری مدرسه را نفوذ کرده و نمرات امتحانات نهایی را تغییر دهند. آنها با این کار قصد دارند از شر فشارهای خانوادگی و استرسهای ناشی از آیندهی تحصیلی خود خلاص شوند، اما هک آنها به سرعت از کنترل خارج شده و تبدیل به یک بحران بزرگ میشود که در آن نه تنها آیندهی خودشان، بلکه امنیت کل مدرسه و اطلاعات شخصی صدها نفر به خطر میافتد. آنها باید در مدت زمان کوتاهی قبل از افشای کامل ماجرا، راهی برای جبران اشتباه بزرگ خود پیدا کنند.
خلاصه داستان: هنری پنجم داستان شاه جوانی را روایت میکند که با تکیه بر ادعای تاریخی خود بر تخت پادشاهی فرانسه، لشکرکشی بزرگی را به این کشور آغاز میکند. در این مسیر، او با چالشهای سیاسی و نظامی متعددی روبرو شده و در نهایت در نبرد معروف آزینکورت با وجود تعداد کم سربازان، پیروزی درخشانی را رقم میزند که مسیر تاریخ اروپا را تغییر میدهد.