خلاصه داستان: رادیو UHF یک کمدی ساخت 1989 به کارگردانی جی آر بوکمن است که در آن جرج نیونی نقش یک فرد خلاق و بیسابقه را بازی میکند که به طور اتفاقی صاحب یک ایستگاه تلویزیونی UHF میشود. با ایدههای بینظیر و برنامههای عجیب و غریب، او توانسته جمعیت زیادی از بینندگان را به این ایستگاه جلب کند. این فیلم با طنزی بینظیر و شخصیتهای یادگار، به یک کلاسیک محبوب در ژانر کمدی تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در داستان «شیرینی»، دختری جوان به نام شیرینی با چالشهای زندگی در یک شهر کوچک روبرو میشود. او در حالی که به دنبال آرزوهای خود و تعادل در روابط خانوادگی و عاطفی خود است، با مسائل اجتماعی و شخصی پیچیدهای مواجه میشود. این فیلم به دقت به بررسی روانشناختی شخصیت اصلی و تأثیر محیط پیرامون بر روی تصمیمات و رفتار او میپردازد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک تیم تحقیقاتی در مرکز توسعه فناوری دریایی، در حال بررسی یک پدیده آب و هوایی غیرعادی در اقیانوس اطلس هستند. آنها کشف میکنند که یک طوفان مرکزی با سرعت بیسابقهای در حال شکلگیری است که میتواند به یک فاجعه جهانی تبدیل شود. تیم تحقیقاتی با کمک یک مهندس دریانوردی و یک خبرنگار جنگطلب، تلاش میکنند تا منشأ این طوفان مرموز را کشف کنند و راهی برای مقابله با آن پیدا کنند. در این بین، آنها با چالشهای زیستمحیطی و سیاسی روبرو میشوند و باید تصمیمات سختگیرانهای بگیرند تا جان میلیونها نفر را نجات دهند.
خلاصه داستان: در سال 1977، هری و سالی دو دانشجوی دانشگاهی هستند که با هم سفر میکنند و در طول سفر بحثهایی درباره روابط مرد و زن دارند. سالی معتقد است مردان و زنان نمیتوانند دوست صمیمی یکدیگر باشند، اما هری با این نظر مخالف است. پس از چند سال، هر دو در نیویورک ملاقات میکنند و دوست میشوند، اما هر کدام درگیر رابطه دیگری هستند. با گذشت زمان و پیش آمدهای مختلف، دوستی آنها به عشق تبدیل میشود و سرانجام تصمیم میگیرند با هم ازدواج کنند.
خلاصه داستان: در سال 1992، فیلم "جامعه" (Society) داستان بیلی ویتلوک را روایت میکند، پسر نوجوانی که به تدریج متوجه میشود خانواده و اجتماع ثروتمند اطرافش در واقع گروهی از موجودات خارج از زمین هستند که از خون و اندام انسانها تغذیه میکنند. با کمک دوستانش، بیلی تلاش میکند این حقیقت ترسناک را آشکار کند و خود را از دست آنها نجات دهد.
خلاصه داستان: در این فیلم کمدی تلخ، اولین بار در سال 1989، زندگی یک زوج ثروتمند به نام "جان" و "باربارا روز" به طور نمایشی به تصویر کشیده شده است. پس از سالها ازدواج، زندگی مشترک آنها به یک مسابقه خشونتآمیز تبدیل میشود تا هر یک از آنها بتواند خانه زندگی مشترک را به تصرف خود درآورد. در حالی که ازدواج آنها به تدریج از بین میرود، هر دو برای بدست آوردن خانهای که دوستش دارند، به هر حد و اندازهای حاضرند رقابت کنند و این رقابت به یک جنگ کامل تبدیل میشود که نتایج غیرمنتظرهای را به همراه دارد.
خلاصه داستان: در ادامهٔ فیلم «مگس»، مارتی، پسر دانشمندی که به یک موجود نیمه انسان و نیمه مگس تبدیل شده بود، به دنیا میآید. او در یک آزمایشگاه بزرگ شده و با توجه به ویژگیهای ژنتیکی خاصش، به یک محقق ماهر تبدیل میشود. اما زمانی که متوجه میشود که آزمایشگاه دارد از قدرتهای او سوء استفاده میکند، تصمیم میگیرد از آنجا فرار کند و انتقام خود را بگیرد.
خلاصه داستان: یک زوج جوان پس از از دست دادن فرزندشان در تصادف، به سفر دریایی روی یک کشتی کوچک میروند تا از غم خود رهایی یابند. در این سفر، آنها یک قایق نجات را میبینند که تنها سرنشینش یک مرد جوان است. این مرد ادعا میکند که سرنشینان دیگر قایق در اثر بیماری جان خود را از دست دادهاند. زن جوان تصمیم میگیرد به قایق نجات برود تا وضعیت را بررسی کند، اما زودتر از آنکه بتواند بازگردد، مرد جوان با کشتی آنها دزدی میکند و همسرش را تنها روی قایق نجات رها میکند. حالا مرد تنها باید با تمام توان به دنبال همسرش برود و تلاش کند تا او را نجات دهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «دایی باک» در سال ۱۹۸۹ روایت میشود و درباره خانوادهای است که برای حضور در مراسم خاکسپاری پدربزرگ خود به شیکاگو سفر میکنند. در این میان، پسر جوان خانواده به نام مایلز با دایی باک، که مردی عجیب و غریب و خشن است، تنها میماند. باک در ابتدا با بیعلاقگی وظیفه مراقبت از مایلز را بر عهده میگیرد، اما به مرور زمان، رابطهای عمیق و عاطفی بین آنها شکل میگیرد و باک نقش یک پدر واقعی را برای مایلز ایفا میکند.