خلاصه داستان: در سال ۲۰۹۰، داگلاس کوئید (آرنولد شوارتزنگر)، یک کارگر ساختمانی ساکن زمین، رویای سفر به مریخ را در سر میپروراند. او برای تجربهای متفاوت به شرکت «ریکال» مراجعه میکند تا خاطرات یک سفر تخیلی به مریخ را در ذهنش کار بگذارد. اما فرآیند به هم میریزد و کوئید متوجه میشود که هویت واقعیاش یک مأمور مخفی به نام هاوسر است و تمام خاطرات کنونیاش ساختگی هستند. او به سرعت درگیر یک توطئه مرموز میشود که زندگیاش را تهدید میکند و برای یافتن حقیقت، راهی مریخ میشود. در آنجا با شخصیتهای مرموزی از جمله ملینا (ریچل تیکوتین)، رهبر مقاومت، و کوههگن (رانی کاکس)، مرد قدرتمند مریخ، روبرو میشود. کوئید باید هویت واقعی خود را کشف کند و از یک توطئه ویرانگر برای کنترل ساکنان مستعمره مریخ جلوگیری کند. این فیلم علمی-تخیلی اکشن به کارگردانی پل ورهوون، با بازی آرنولد شوارتزنگر، شارون استون و ریچل تیکوتین، داستانی پیچیده و پر از اکشن را روایت میکند که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند.
خلاصه داستان: یک خانواده آمریکایی برای تعطیلات به شهر کوچکی به نام نیلبوگ سفر میکنند، غافل از اینکه این شهر توسط موجوداتی شیطانی به نام گابلینها تسخیر شده است. گابلینها که ظاهری انسانی دارند، در تلاش هستند تا با فریب دادن گردشگران، آنها را به گیاهانی تبدیل کنند تا از گوشتشان تغذیه کنند. وقتی پسر خانواده، جاشوا، توسط روح پدربزرگش از این توطئه باخبر میشود، باید هرچه سریعتر خانواده خود را نجات دهد. این فیلم که در سال ۱۹۹۰ توسط کارگردان ایتالیایی کلودیو فرگاسو ساخته شد، با وجود بودجه کم و بازیگران آماتور، به یکی از بدترین فیلمهای تاریخ سینما معروف شده و به مرور زمان به یک فیلم کالت تبدیل شده است.
خلاصه داستان: **خلاصه داستان:**
فیلم «کلاهبرداران» محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی استیون فریرز، با بازی آنجلینا هیوستون، جان کیوساک و آنت بنینگ، داستانی تاریک و پیچیده از دنیای کلاهبرداری را روایت میکند. لیلی دیلون (هیوستون)، یک کلاهبردار حرفهای و کهنهکار، پس از سالها به دیدار پسرش روی (کیوساک) میرود که او نیز راه مادرش را در پیش گرفته و به صورت انفرادی مشغول کلاهبرداریهای کوچک است. ورود لیلی به زندگی روی، همزمان میشود با حضور میرتل (بنینگ)، معشوقه جوان و مکار روی که خودش نیز در این حرفه فعالیت میکند. این سه شخصیت فریبکار به تدریج در یک شبکه پیچیده از عشق، خیانت، حرص و طمع گرفتار میشوند و داستان به سوی یک پایان غافلگیرکننده و تاریک پیش میرود که هیچکس را بیگناه باقی نمیگذارد.
---
خلاصه داستان: یکا، دختر جوانی که در یک کارخانه کبریتسازی در هلسینکی کار میکند، زندگی یکنواخت و ملالانگیزی دارد. او با پدر و نامادری بیاحساس خود زندگی میکند و تمام درآمدش را به آنها میدهد. یک شب، برای فرار از این زندگی کسالتبار، به یک کلوپ شبانه میرود و با مردی ثروتمند آشنا میشود. این آشنایی به رابطهای گذرا منجر میشود که در نهایت یککا را تنها و باردار رها میکند. طرد شدن از سوی خانواده و سپس تحقیر شدن توسط آن مرد، خشم فروخوردهی او را به نقطهی جوش میرساند. این لحظه، سرآغاز تحولی تاریک و غیرمنتظره در زندگی اوست؛ تصمیمی که مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر خواهد داد. این فیلم به کارگردانی برجستهی آکی کوریسماکی، آخرین بخش از سهگانهی «پروکاری» اوست که زندگی طبقهی کارگر فنلاند را با نگاهی تلخ و طنزآمیز به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «آسمان سرپناه» محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی برناردو برتولوچی، داستان زوج آمریکایی به نامهای پورت (با بازی جان مالکوویچ) و کیت (با بازی دبرا وینگر) را روایت میکند که به همراه دوستشان تانر (با بازی کمپبل اسکات) برای نجات رابطهی در حال فروپاشی خود، به سفری درازمدت در صحراهای شمال آفریقا میروند. این سفر که قرار بود ماجراجویی باشد، به تدریج به سفری درونی و رویارویی با بیگانگی، تنهایی و مرزهای وجودی آنها تبدیل میشود. مواجهه با فرهنگ بیگانه و طبیعت خشن و بیکران صحرا، ترسها و تمایلات پنهان آنها را آشکار میکند و رابطهشان را تا مرز فروپاشی پیش میبرد. برتولوچی با بهرهگیری از تصاویر نفسگیر و فضاسازی عمیق، مفاهیمی چون عشق، مرگ، هویت و جستجوی معنای زندگی را در پسزمینهی بیابانهای اسرارآمیز آفریقا به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلمی که در سال ۱۹۹۰ توسط بریان دی پالما کارگردانی شد، اقتباسی از رمان پرفروش تام ولف است. داستان حول محور شرمن مککوی (با بازی تام هنکس)، کارگزار موفق وال استریت میچرخد که زندگی مرفه او و همسرش (با بازی بروس ویلیس در نقشی متفاوت) پس از یک اشتباه مرگبار در یک شب بارانی در برانکس، فرو میپاشد. این حادثه او را درگیر یک سری دادگاههای پر سر و صدا، رسانههای خبری و سیاستهای نژادی میکند که توسط وکیل جوان و بلندپروازی به نام پیتر فالون (با بازی ملانی گریفیث) هدایت میشود. این فیلم که با بازی مورگان فریمن در نقش قاضی لئونارد وایت، نگاهی طنزآمیز و گزنده به طمع، فساد و فروپاشی اخلاقی در دهه ۸۰ نیویورک دارد، به بررسی پیامدهای یک دروغ و تلاش برای حفظ ظاهر در جامعهای طبقاتی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک فراطبیعی «جادوگر III» (۱۹۹۰) به کارگردانی ویلیام پیتر بلتی و با بازی جورج سی. اسکات، بر اساس رمان خود بلتی ساخته شده است. داستان در پانزده سال پس از اتفاقات فیلم اول رخ میدهد، زمانی که ستوان ویلیام کایندرمن (اسکات) که اکنون رئیس پلیس شده، با قتلهای وحشیانه و مرموزی مواجه میشود که همگی نشانههایی از یک قاتل سریالی به نام «قاتل جمجمهی شکسته» را دارند؛ قاتلی که سالها پیش توسط کایندرمن دستگیر و اعدام شده بود. با ظهور یک بیمار مرموز در آسایشگاه روانی که ادعا میکند روح پدر کاراس (شخصیت اصلی فیلم اول) را در خود دارد و از اطلاعاتی پرده برمیدارد که تنها خود قاتل میتوانسته بداند، کایندرمن به تدریج متوجه میشود که با نیرویی شیطانی و فراطبیعی روبرو است که قصد دارد او را به دام انداخته و انتقام بگیرد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم سینمایی «سیرانو دو برژراک» محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی ژان-پل راپنو و با بازی ژرار دوپاردیو در نقش اصلی، روایتگر زندگی شاعر و شمشیرباز مشهور فرانسوی، سیرانو دو برژراک است. سیرانو که به خاطر بینی بزرگش احساس شرم میکند، عاشق دخترعموی زیبای خود، روکسان (آن بروشه) میشود، اما به دلیل ظاهر خود جرات ابراز عشق را ندارد. هنگامی که روکسان عاشق سرباز جوان و خوشتیپی به نام کریستیان (وینسنت پرز) میشود، سیرانو تصمیم میگیرد از طریق نوشتن نامههای عاشقانه و زیبا برای او، قلب روکسان را به دست آورد و در عین حال احساسات خود را نیز بروز دهد. این فیلم حماسی و عاشقانه، که بر اساس نمایشنامه مشهور ادموند روستان ساخته شده، با بازی درخشان دوپاردیو و دیالوگهای شاعرانهاش، داستانی ماندگار از عشق، فداکاری و شجاعت را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: کوین مککالیستر، پسربچه هشت ساله باهوش و بازیگوش، در شلوغی سفر تعطیلات خانواده بزرگش به پاریس، به طور تصادفی در خانه مجلل حومه شیکاگو تنها میماند. در ابتدا از این آزادی بینظیر لذت میبرد و با خوردن تنقلات، تماشای فیلمهای ممنوعه و به هم ریختن خانه خوش میگذراند. اما خوشی او زمانی به کابوس تبدیل میشود که دو سارق حرفهای به نامهای هری و مارو، که قصد سرقت از خانههای خالی محله را دارند، به سراغ خانه آنها میآیند. کوین که حالا تبدیل به «مدافع خانه» شده، با به کارگیری خلاقیت و هوش سرشارش، خانه را به میدان مین و تلههای خطرناک و خندهدار تبدیل میکند تا از حریم خانه و خانوادهاش محافظت کند. این کمدی مفرح و به یاد ماندنی محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی کریس کلمبوس و با بازی درخشان مکالی کالکین در نقش کوین است.
خلاصه داستان: فیلمی روانشناختی و مرموز به کارگردانی پل شریدر که در سال ۱۹۹۰ ساخته شد و بر اساس رمانی از ایان مکیوان با همین نام خلق شده است. داستان حول محور یک زوج جوان بریتانیایی به نامهای مری و کالین میچرخد که برای گذراندن تعطیلات به ونیز سفر میکنند. در این شهر تاریخی و رویایی، آنها به طور اتفاقی با مردی مرموز و ثروتمند به نام رابرت و همسرش کارولین آشنا میشوند. رابرت که ظاهری جذاب و شخصیتی پر رمز و راز دارد، به سرعت نظر این زوج را به خود جلب میکند و آنها را به دنیای عجیب و پیچیده خود میکشاند. این آشنایی به ظاهر بیضرر، به تدریج حال و هوایی نگرانکننده و خطرناک به خود میگیرد و مرزهای روابط و اعتماد را به چالش میکشد. کریستوفر واکنر، ناتاشا ریچاردسون، هلن میرن و روپرت اورت در نقشهای اصلی این تریلر روانشناختی ظاهر شدهاند و فضایی پرتعلیق و دلهرهآور را خلق کردهاند که تا پایان فیلم مخاطب را درگیر خود نگه میدارد.