خلاصه داستان: یک تازهوارد مرموز به نام هری مدن (با بازی دن جانسون) در شهری کوچک در تگزاس ظاهر میشود و در نمایشگاه خودروی بریث واتسون (با بازی جری هاردین) مشغول به کار میشود. او به سرعت درگیر رابطهای پرشور با دوری هارشاو (با بازی ویرجینیا مادسن)، همسر اغواگر و ناراضی صاحب نمایشگاه، میشود. در همین حال، هری توسط کارمند معصوم نمایشگاه، گلوری (با بازی جنیفر کانلی)، جذب میشود. زمانی که هری برای تأمین مالی فرار با دوری، نقشه سرقت از بانک را میکشد، زندگی او در مسیری خطرناک و غیرقابل بازگشت قرار میگیرد. این فیلم نوآر سکسی و پرتنش به کارگردانی دنیس هاپر در سال ۱۹۹۰، با موسیقی ممتاز مایکل بودیکر و فیلمبرداری اتموسفریک، داستانی از هوس، خیانت و قتل را در گرمای سوزان تگزاس روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: لوئیسا (فرانسیسکا نری)، زنی از طبقه متوسط مادرید، در سن ۱۵ سالگی توسط دوست برادرش پابلو (اسکار لادایره) که یک روانپزشک است، فریب داده میشود. این رابطه ممنوعه به ازدواج آنها در بزرگسالی منجر میشود، اما لوئیسا که حالا به لوئیسا معروف است، به تدریج درگیر دنیای تاریک و خطرناک سکس و خشونت میشود. پابلو او را با تمایلات مازوخیستی خود آشنا میکند و لوئیسا را به سمت تجربیات جنسی افراطی سوق میدهد. با گذشت زمان، لوئیسا در یک مارپیچ سقوط اخلاقی گرفتار میشود و از یک زن بیگناه به فردی تبدیل میشود که برای ارضای امیال خود به هر کاری دست میزند. این فیلم محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی بیگاس لونا، سفر روانی و ویرانگر زنی را به تصویر میکشد که مرزهای هویت و تمایلات جنسی خود را فراسوی هرگونه تابوی اجتماعی میآزماید.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «تازهکار» محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی اندرو برگمن و با بازی مارلون براندو و متیو برودریک، داستان دانشجوی تازهواردی به نام کلارک کلاگورن را روایت میکند که برای تأمین هزینههای تحصیل خود در دانشگاه نیویورک، ناگزیر به کار برای یک گانگستر مرموز و افسانهای به نام کارمین ساباتینی میشود. کلارک به زودی درمییابد که این شغل ساده نیست و او را درگیر ماجراهای خطرناک و خندهداری از جمله قاچاق یک کومودوی اژدهای کمیاب میکند. براندو در این نقش، طنزی ظریف از شخصیت خود در فیلم «پدرخوانده» را به نمایش میگذارد و برودریک نیز با بازی خود، تضاد طنزآمیزی بین دنیای آکادمیک و جنایتکارانه ایجاد میکند. این فیلم با ترکیب طنز موقعیت و بازی درخشان بازیگرانش، اثری مفرح و به یاد ماندنی در ژانر کمدی جنایی است.
خلاصه داستان: این فیلم مستقل که در سال ۱۹۹۱ توسط ریچارد لینکلیتر کارگردانی شد، یک روز از زندگی ساکنان آستین، تگزاس را به تصویر میکشد. داستان حول محور شخصیتهای مختلفی میچرخد که هرکدام درگیر افکار، گفتگوها و موقعیتهای روزمره خود هستند. فیلم به جای پیروی از یک خط داستانی سنتی، از یک ساختار سیال و غیرخطی استفاده میکند و از یک شخصیت به شخصیت دیگر حرکت میکند. این رویکرد به مخاطب اجازه میدهد تا نگاهی اجمالی به زندگی، آرزوها و نگرانیهای این افراد داشته باشد. بازیگرانی مانند ریچارد لینکلیتر، رودنی ای. گرانت و تونی گاردنر در نقشهای مختلف ظاهر میشوند. اسلکر به عنوان یک اثر کلاسیک سینمای مستقل شناخته میشود و سبک منحصر به فرد آن تأثیر زیادی بر فیلمسازان نسل بعد گذاشت.
خلاصه داستان: دو موش به نامهای برنارد و بیانکا برای نجات پسری به نام کودی که توسط شکارچی حیوانات ربوده شده، به استرالیا سفر میکنند. آنها با عقاب بزرگی به نام ماراهوته و یک موش محلی به نام جیک همراه میشوند تا در مقابل شرور قصه، مک لیش، بایستند. این ماجراجویی پویا و سرشار از طنز، بر پایه دوستی، شجاعت و تلاش برای حفظ طبیعت شکل گرفته است.
خلاصه داستان: ویل اسمیت در سریال کمدی محبوب «شاهزاده محله بلایر» در نقش نوجوانی از فیلادلفیا ظاهر میشود که پس از درگیری در یک دعوا، توسط مادرش برای زندگی در محله ثروتمند بلایر به نزد اقوامش فرستاده میشود. زندگی لوکس و متفاوت عمو فیلیپ، زن عمو ویوین و فرزندانشان — کارلتون، هیلاری و اشلی — با شخصیت خیابانی ویل در تضاد است و موقعیتهای کمدی بیشماری را خلق میکند. این سریال که در دهه ۹۰ میلادی به کارگردانی افراد مختلفی ساخته شد، با بازیهای به یاد ماندنی و موسیقی متن نمادینش به یکی از محبوبترین سریالهای تاریخ تلویزیون تبدیل شده است.
خلاصه داستان: دو چشم شیطانی فیلم ترسناک آنتولوژی محصول سال ۱۹۹۰ است که توسط دو استاد سینمای وحشت، جورج رومرو و داریو آرجنتو کارگردانی شده است. این فیلم از دو بخش مستقل تشکیل شده که هرکدام بر اساس داستانهای ادگار آلن پو ساخته شدهاند. در بخش اول به کارگردانی رومرو با عنوان «واقعیت درباره پرونده آقای والدمار»، هاروی کایتل در نقش دکتری ظاهر میشود که از هیپنوتیزم برای به تعویق انداختن مرگ همسر ثروتمندش استفاده میکند تا به ثروت او دست یابد، اما اتفاقات غیرمنتظرهای رخ میدهد. در بخش دوم با کارگردانی آرجنتو و با عنوان «گربه سیاه»، ادوین شیان در نقش عکاس جنایی بازی میکند که به تدریج تحت تأثیر گربهای مرموز قرار گرفته و دست به اعمال خشونتآمیزی میزند. این فیلم با بازی بازیگرانی چون آدریانا اشتورو، اسپینو کاپوچیولی و رامیرو الیویرا، ترکیبی از سبکهای منحصر به فرد دو کارگردان برجسته ژانر وحشت را به نمایش میگذارد و اثری فراموشنشدنی برای علاقهمندان به سینمای ترسناک خلق کرده است.
خلاصه داستان: دو برادر کشاورز به نامهای «بول» مکابی و «شیر» مکابی در روستایی کوچک زندگی میکنند. بول، که مردی خشن و سلطهجو است، مزرعه خانواده را با قدرت و زورگویی مدیریت میکند و بر برادر مهربانترش، شیر، تسلط کامل دارد. زندگی آنها زمانی دستخوش تغییر میشود که یک آمریکایی ثروتمند به روستا میآید و قصد خرید زمینهای اطراف از جمله مزرعه مکابیها را دارد تا یک کارخانه بزرگ بسازد. این پیشنهاد برای بسیاری از روستاییان وسوسهانگیز است، اما بول که به زمین و میراث خانوادگی اش وابستگی عمیقی دارد، به شدت با فروش مخالفت میکند. این مخالفت او را در برابر آمریکایی، سایر روستاییان و حتی برادرش قرار میدهد و تنشها به تدریج افزایش مییابد. بول که حاضر است برای حفظ مزرعه به هر قیمتی جنگیدن را ادامه دهد، کمکم به انسانی تنها و سرسخت تبدیل میشود که تمام روستا علیه او متحد شدهاند. این درگیریها به نقطهی اوج خود میرسد و سرنوشت مزرعه، روستا و زندگی بول را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی جیم شریدان و با بازی برجسته ریچارد هریس، جان هرت و شان بین است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «گرگ و میش» (Twilight) محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی کاترین هاردویک، بر اساس رمان پرفروش استفانی مایر ساخته شده است. این فیلم داستان عشق ممنوعه بین بلا سوان (کریستن استوارت)، دختر نوجوانی که به شهر کوچک فورکس نقل مکان میکند، و ادوارد کالن (رابرت پاتینسون)، خونآشامی که بیش از یک قرن است هفده ساله باقی مانده، را روایت میکند. بلا به زودی متوجه راز مخفی خانواده کالن میشود و این دو درگیر رابطهای عمیق و خطرناک میشوند که زندگی هر دو را به طور بنیادین تغییر میدهد. حضور خونآشامهای سرگردان دیگر، به ویژه جیمز (کام جیگانت)، تهدیدی جدی برای بلا ایجاد میکند و ادوارد و خانوادهاش باید از او در برابر این خطر مرگبار محافظت کنند.
خلاصه داستان: یک زوج عاشق به نامهای سلنا و لولا، که توسط مادر سلنا تحت تعقیب قرار گرفتهاند، به سفری پر فراز و نشیب در جادههای آمریکا میروند. سلنا، مردی خشن و سرکش با گذشتهای تاریک، و لولا، دختری جوان و شیفته، عشق خود را در مواجهه با دنیایی از خشونت، جنایت و شخصیتهای عجیب و غریب به آزمون میگذارند. این فیلم که در سال ۱۹۹۰ توسط دیوید لینچ ساخته شده و با بازی نیکلاس کیج و لورا درن در نقشهای اصلی، ترکیبی خیرهکننده از ژانرهای عاشقانه، جنایی و کمدی سیاه است و داستانی حماسی و پرالتهاب از فرار و عشق را روایت میکند.