خلاصه داستان: ون گوگ نقاش پرآوازه هلندی، در سال ۱۸۹۰ و در اوج بحران روحی و خلاقیت هنری خود، روزهای پایانی زندگیاش را در دهکده اور-سور-واز میگذراند. تحت نظر دکتر گاشه، ون گوگ تلاش میکند تا بر افسردگی و آشفتگی ذهنی خود غلبه کند و به خلق آثار هنری ادامه دهد. این فیلم که توسط موریس پیالا در سال ۱۹۹۱ ساخته شده و با بازی ژاک دترون در نقش ون گوگ، به بررسی عمیق شخصیت، تنهایی و رنج این هنرمند نابغه میپردازد. در این روزهای آخر، ون گوگ با خواهرش مارگاریت، برادرش تئو و دوستش دکتر گاشه در تعامل است و در عین حال با هجوم خاطرات، توهمات و احساس گناه ناشی از گذشتهاش روبرو میشود. فیلم با نگاهی شاعرانه و دقیق، آخرین روزهای زندگی هنرمندی را به تصویر میکشد که در آستانه شهرت ابدی قرار داشت، اما از تحمل بار سنگین نبوغ و انزوا رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک کلاسیک "مردم زیر پلهها" محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی وس کریون، خالق "کابوس در خیابان الم" است. این فیلم با بازی براندون آدامز، اورت مکگیل و وندا پتی در نقشهای اصلی، داستان پسر جوانی به نام "فول" را روایت میکند که به همراه دو سارق برای دزدی از خانهی یک زوج ثروتمند و مرموز وارد آن میشود. اما آنها به زودی متوجه میشوند که این خانه یک دام مرگبار است و صاحبان آن، زوجی روانپریش به نامهای "پدر" و "مادر"، رازهای هولناکی را در زیر پلههای خانه پنهان کردهاند. آنها پسری به نام آلیس را به عنوان برده نگه میدارند و چندین کودک ربوده شده را که به دلیل نافرمانی مورد آزار و شکنجه قرار گرفتهاند، در فضایی مخفی زیر پلهها زندانی کردهاند. فول و دوستانش باید برای نجات جان خود و این کودکان، با این زوج شیطانی و خانهی پرتلهی آنها بجنگند.
خلاصه داستان: فیلم درام موزیکال «درها» (The Doors) به کارگردانی الیور استون در سال ۱۹۹۱ ساخته شد و زندگی جیم موریسون، خواننده کاریزماتیک و اسرارآمیز گروه راک «The Doors» را به تصویر میکشد. وال کیلمر در نقش جیم موریسون، مگ رایان در نقش پاملا کورسون (همسرش)، و کایل مکلاکلن در نقش رابی کریگر (گیتاریست گروه) بازی میکنند. این فیلم از دوران دانشجویی موریسون در مدرسه فیلم UCLA آغاز میشود و شکلگیری گروه راک The Doors را دنبال میکند. استون با تمرکز بر شخصیت پیچیده موریسون، به کاوش در اعماق تاریک ذهن او، اعتیاد شدید به مواد مخدر و الکل، شاعرانگی عمیق، و جستجوی معنویات از طریق آیینهای شمنیسم میپردازد. فیلم با بازسازی کنسرتهای پرحرارت گروه و صحنههای پرشور و بحثبرانگیز، به اوج شهرت و در عین حال زوال تدریجی موریسون میپردازد و در نهایت به مرگ مرموز او در پاریس در سال ۱۹۷۱ ختم میشود.
خلاصه داستان: **خلاصه داستان:**
اسکار (۱۹۹۱) فیلمی کمدی به کارگردانی جان لندیس است که با بازی سیلوستر استالونه در نقش آنجلو «اسنپ» پروونزانو، راننده و محافظ شخصی یک گانگستر ثروتمند به نام وینسنت «پاپا» پروونزانو (کرک داگلاس)، روایت میشود. اسنپ که سالها در خدمت پاپا بوده، تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد و از دنیای جنایتکاران خارج شود تا به رویای دیرینه خود، تبدیل شدن به یک بانکدار، برسد. اما پاپا در ازای خدمات وفادارانه او، از اسنپ میخواهد که یک «لطف» دیگر برایش انجام دهد: از دخترش، سوفیا (اورنلا موتی)، محافظت کند. شرایط زمانی پیچیدهتر میشود که اسنپ و سوفیا عاشق یکدیگر میشوند و اسنپ باید میان عشق جدیدش و وفاداری به پاپا یکی را انتخاب کند. این در حالی است که یک حسابدار وسواسی به نام آنتونی (وینسنت اسپانو) و یک فروشنده اسلحه خوشتیپ به نام آلدو (پیتر رایگرت) نیز در داستان حضور دارند و ماجرا را به سمت یک سری اتفاقات خندهدار و غیرمنتظره سوق میدهند.
خلاصه داستان: یک زن میانسال به نام سونیا که در آستانه طلاق قرار دارد، برای گذراندن تعطیلات به خانه ییلاقی خانوادهاش میرود و تصمیم میگیرد فرزندانش را نیز با خود همراه کند. او امیدوار است این سفر فرصتی برای ترمیم روابط از هم گسیخته خانواده باشد، اما به زودی متوجه میشود که فرزندانش هرکدام با مشکلات و چالشهای شخصی خود دست و پنجه نرم میکنند و این سفر آنطور که انتظار داشته پیش نمیرود. کارگردان این درام خانوادگی گیرا، گابریله سالواتورس است که با بازی بازیگرانی چون مارگارتا بوی، والریو ماستاندرهآ و استفانیا ساندریلی، تصویری صادقانه و عمیق از پیچیدگیهای روابط خانوادگی در دنیای امروز به نمایش میگذارد. این فیلم با نگاهی ظریف به بحرانهای میانسالی، مسئولیتهای والدین و تلاش برای حفظ کانون خانواده در مواجهه با تغییرات زندگی میپردازد.
خلاصه داستان: دو کودک به نامهای امی و ریچارد پس از یک حادثه دریایی در قرن نوزدهم، خود را در یک جزیره گرمسیری بکر و دستنخورده مییابند. آنها تحت مراقبت یک بومی مهربان رشد میکنند و به تدریج با زندگی در این بهشت رویایی خو میگیرند. با گذشت سالها و رسیدن به سنین نوجوانی، احساسات عمیقتری در وجودشان شکل میگیرد و عشقی پاک و بیآلایش میانشان جوانه میزند. اما زندگی آرام آنها با ورود ناخواسته غریبههایی به جزیره که با خود تمدن و قوانین آن را به همراه میآورند، دچار تحول و چالش میشود. این فیلم که در سال ۱۹۹۱ توسط ویلیام گراهام ساخته شده و میلا جووویچ و برایان کراوس در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختهاند، بازسازی و ادامهای بر داستان کلاسیک «تالاب آبی» محسوب میشود و ماجرای عشق، بلوغ و رویارویی با طبیعت را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلی یک موش کوچولوی مهاجر روسی به همراه خانوادهاش پس از فرار از گربههای شرور به نیویورک میرسند، اما زندگی در شهر جدید آنطور که تصور میکردند شیرین نیست. زمانی که خانواده تصمیم به نقل مکان به غرب وحشی میگیرند، فیلی در میان هیاهو جا میماند و باید به تنهایی سفری پرخطر را برای پیدا کردن دوباره آنها آغاز کند. در این راه پر ماجرا با شخصیتهای رنگارنگی از جمله یک گربه ولگرد با شخصیتی دوگانه به نام تایگر و یک سگ نجیب به نام وایلی بورپ آشنا میشود. انیمیشنی موزیکال و مفرح محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی فیل نبلینک و سایمون ولز که دنبالهای بر «داستان آمریکایی» است و با صدای بازیگرانی چون فیلیس فریلی، جان کلز و جیمز استوارت به تصویر کشیده شده است.
خلاصه داستان: استیو مارتین در نقش هریس کتلینگ، یک هواشناس تلویزیونی شوخطبع و ملالزده، در فیلم کمدی-رمانتیک «داستان لس آنجلس» (۱۹۹۱) به کارگردانی میک جکسون، زندگی مدرن شهری را در لس آنجلس به تصویر میکشد. هریس درگیر رابطهای بیروح با دوستدختر مدلش تریسا (سارا جسیکا پارکر) است، اما زندگی او با ملاقات سارا مکدونل (ویکتوریا تینلی)، یک روزنامهنگار انگلیسی، دگرگون میشود. داستان با عناصر سوررئالیستی و طنزآمیز، از جمله یک تابلوی الکترونیکی هوشمند که به هریس مشاوره میدهد، همراه است و به او کمک میکند تا معنای عشق واقعی را در شهری پر از آشفتگی و روابط سطحی بیابد. این فیلم با بازی درخشان مارتین و نگاه طنزآمیز به فرهنگ شهری لس آنجلس، اثری ماندگار در ژانر کمدی-رمانتیک محسوب میشود.
خلاصه داستان: «داستان ال.اِی.» (۱۹۹۱) فیلمی کمدی-رمانتیک به کارگردانی میک جکسون و با بازی استیو مارتین در نقش هریس کلمباین، هواشناس تلویزیونی در لسآنجلس است که زندگیای ماشینی و بیمعنا را سپری میکند. او درگیر رابطهای سطحی با ترودی (ماریا پیتیلو) است اما ناگهان با سارا (ویکتوریا تنانت)، روزنامهنگاری انگلیسی، آشنا میشود و عشق واقعی را تجربه میکند. فیلم با استفاده از طنز و عناصر سوررئال، زندگی در شهری پر از ترافیک، فرهنگ سطحی و روابط پیچیده را به تصویر میکشد و هریس را در مسیر خودشناسی و یافتن معنای زندگی همراهی میکند. این اثر که استیو مارتین نویسنده آن نیز بوده، نگاهی طنزآمیز به فرهنگ شهری و جستجوی عشق در دنیای مدرن دارد.
خلاصه داستان: پسری به پدرش شلیک می کند و از پنجره به بیرون پرواز می کند. مردی در زندان عاشق یکی از زندانیانش می شود. دکتری به طور تصادفی سرم جنسی آزمایشی خود را می خورد و جامعه را به ویرانی می رساند.