خلاصه داستان: «سکس و ذن» (۲۰۱۱) فیلمی اروتیک-فانتزی به کارگردانی کریستوفر سان است که بر اساس رمان مشهور چینی «سفر به غرب» ساخته شده است. داستان در چین باستان میگذرد و حول محور مرد جوانی به نام «وای یانگ» (با بازی هیرویوکی ایگاراشی) میچرخد که با وجود داشتن همسر زیبا، از ناتوانی جنسی رنج میبرد. او برای یافتن درمان، سفری خطرناک را آغاز میکند و در این راه با راهبهای فریبنده به نام «بانوی آهنین» (با بازی رینا ساواکاوا) و راهبی مرموز به نام «استاد ذن» (با بازی تونی هو) مواجه میشود. این فیلم با صحنههای جسورانه و پر زرق و برق، داستانی از وسوسه، شهوت و جستجوی لذت را روایت میکند که در نهایت به کشف معنای واقعی عشق و رضایت منجر میشود.
خلاصه داستان: در شهری کوچک، گروهی از کارگران کارخانه که از شرایط سخت کاری و دستمزد ناچیز خود به ستوه آمدهاند، با هم پیمان میبندند تا با جمعآوری پول و خرید بلیت بختآزمایی، شانس خود را برای تغییر زندگیشان امتحان کنند. اما زمانی که یکی از بلیتهای آنها برنده میشود، طمع و حرص، دوستیهای دیرینه را به چالش میکشد و هر یک از آنها برای به دست آوردن سهم خود از جایزه، دست به اقدامات غیرمنتظرهای میزنند. این فیلم که با بازی بازیگرانی توانمند ساخته شده، داستانی جذاب و پرکشش درباره آزمون وفاداری، دوستی و ارزش واقعی پول در مواجهه با وسوسههای بزرگ را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «خوابیدن با دشمن» محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی جوزف روبن و با بازی جولیا رابرتز در نقش لورا بارنی است. لورا زنی زیبا و ظاهراً خوشبخت است که با مارتین (پاتریک برگین)، مردی ثروتمند و جذاب اما بسیار کنترلگر و بددهن ازدواج کرده است. او در یک خانه مجلل ساحلی زندگی میکند، اما در پشت این ظاهر آرام و ایدهآل، زندگی او جهنمی واقعی است. مارتین که وسواس شدیدی نسبت به نظم و کنترل دارد، کوچکترین جزئیات زندگی لورا را زیر نظر میگیرد و با کوچکترین اشتباه او را مورد آزار و اذیت کلامی و روانی قرار میدهد. لورا که سالها این وضعیت را تحمل کرده، بالاخره تصمیم میگیرد برای نجات جان خود نقشه فرار بکشد. او در یک حادثه ساختگی غرق شدن در دریا، مرگ خود را وانمود میکند و با هویتی جدید به شهر کوچکی در آیووا نقل مکان میکند. در آنجا او زندگی جدیدی را آغاز میکند و با مردی مهربان به نام بن (کوین اندرسون) آشنا میشود و امید به عشق و آیندهای بهتر در او زنده میشود. اما آرامش او دیری نمیپاید، زیرا مارتین که هرگز مرگ او را باور نکرده، با پیگیریهای وسواسگونه خود رد لورا را میگیرد و به شهر کوچک او میآید. حالا لورا باید برای حفظ زندگی جدید و هویت واقعی خود، با ترسناکترین دشمن زندگیاش، یعنی همسر سابقش، روبرو شود و نبردی مرگ و زندگی را آغاز کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم سکوت برهها (The Silence of the Lambs) محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی جاناتان دمی، با بازی جودی فاستر در نقش کلاریس استارلینگ، کارآموز افبیآی است که برای دستگیری قاتل سریالی «بوفالو بیل» (تد لوین) مأموریت مییابد. برای رسیدن به او، کلاریس مجبور میشود از دکتر هانیبال لکتر (آنتونی هاپکینز)، روانپزشک نابغه و آدمخوار زندانی کمک بگیرد. این همکاری خطرناک، او را در بازی ذهنی پیچیدهای با لکتر قرار میدهد که در آن هر اطلاعاتی بهایی سنگین دارد و مرزهای روانی او را به چالش میکشد. این فیلم برنده ۵ جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر نقش اول مرد و زن شد و به عنوان یکی از برترین فیلمهای تاریخ سینما شناخته میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در دنیای پسا-آخرالزمانی تاریک و سورئال، قصابی به نام کلپیس در طبقه همکف یک آپارتمان متروکه ساکن است و مستأجران طبقات بالا را با وعده غذا و سرپناه جذب میکند. اما این مهماننوازی ظاهری، پوششی برای یک تجارت مخوف است: او قربانیان را سلاخی کرده و به عنوان گوشت به مستأجران گرسنه میفروشد. ورود لوئیس، جوانی که به عنوان دستیار تعمیرکار استخدام میشود، این سیستم را به خطر میاندازد. لوئیس عاشق جولی، دختر کلپیس میشود و به زودی متوجه راز شوم این ساختمان میگردد. در این میان، گروهی از انقلابیون زیرزمینی به نام «ترولون» که تنها با خوردن عدس زندهاند، نقشهای برای نجات لوئیس و پایان دادن به این وحشت میکشند. این فیلم کمدی سیاه که در سال ۱۹۹۱ توسط ژان-پیر ژونه و مارک کارو کارگردانی شده، با بازیگرانی چون پاسکال بنارد، دومینیک پینون و ماری-لاور دوگنک، ترکیبی استثنایی از طنز، وحشت و تخیل بصری خیرهکننده ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک گروه موسیقی ایرلندی در دوبلین اوایل دهه ۱۹۹۰ شکل میگیرد، زمانی که جیمی رابیت، جوانی بلندپرواز، تصمیم میگیرد یک گروه سول موسیقی تشکیل دهد. او با جذب استعدادهای محلی از جمله خواننده اصلی بااستعداد دکوتا، گروهی از افراد عجیب و غریب اما بااستعداد را گرد هم میآورد. این فیلم که توسط آلن پارکر کارگردانی شده، داستان خندهدار و در عین حال الهامبخش مبارزه این گروه برای رسیدن به موفقیت را روایت میکند و در سال ۱۹۹۱ منتشر شد. فیلم با بازی رابرت آرکینز، مایکل آهرن و اندرو استرانگ، لحظات طنز و موسیقی فوقالعادهای را به تصویر میکشد که تماشاگران را به وجد میآورد.
خلاصه داستان: این فیلم سینمایی محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی آکیرا کوروساوا، داستان خانوادهای ژاپنی را در ناگاساکی روایت میکند که با یادآوری بمباران اتمی این شهر در جنگ جهانی دوم مواجه میشوند. کین، مادربزرگ خانواده که همسرش در این حادثه کشته شده، به همراه چهار نوهاش تابستان را در خانه روستایی خود میگذراند. با سفر یکی از اقوام به هاوایی و دعوت از خانواده برای دیدار با عموی ثروتمندشان، نسل جوان با گذشته دردناک خانواده و تأثیرات جنگ آشنا میشوند. بازیگران اصلی شامل ساچیکو موراسه، هیساشی ایگاوا و ریوزو تاکی در نقشهای کلیدی هستند. این فیلم به بررسی موضوعات صلح، آشتی و انتقال خاطرات تلخ تاریخی بین نسلها میپردازد.
خلاصه داستان: این فیلم سینمایی محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی آکیرا کوروساوا، داستان خانوادهای ژاپنی را روایت میکند که در ناگاساکی زندگی میکنند. کانه، مادربزرگ خانواده که از بازماندگان بمباران اتمی ناگاساکی است، به همراه چهار نوهاش در تعطیلات تابستانی در خانهاش به سر میبرند. زندگی آرام آنها با دعوت برادر کانه که سالها پیش به هاوایی مهاجرت کرده بود، دچار تحول میشود. او از کانه میخواهد که برای دیدن برادر در حال مرگش به هاوایی برود. این دعوت، خاطرات دردناک گذشته و تأثیرات جنگ جهانی دوم بر خانواده را زنده میکند. در همین حال، نوههای کانه که برای اولین بار با واقعیت بمباران اتمی آشنا میشوند، سعی میکنند گذشتهی مادربزرگشان را درک کنند. فیلم با حضور بازیگرانی چون ساچیکو موراسه در نقش کانه، و بازیگران بینالمللی مانند ریچارد گیر، به بررسی تأثیرات ماندگار جنگ و بمباران اتمی بر نسلهای مختلف میپردازد و نشان میدهد که چگونه خاطرات دردناک تاریخی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند.
خلاصه داستان: این فیلم سینمایی محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی اسپایک لی، داستان فلی پورکی، معمار موفق سیاهپوستی در هارلم را روایت میکند که زندگی متأهلی آرامی دارد. اما زمانی که او آنجلا توچی، منشی سفیدپوست ایتالیایی-آمریکایی خود را استخدام میکند، رابطهای عاشقانه بین آنها شکل میگیرد که به سرعت به یک تب عشقی تمامعیار تبدیل میشود. این رابطه پرشور، زندگی هر دو را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و باعث ایجاد تنشهای عمیق در خانوادهها و جوامعشان میشود. فلی با واکنشهای تند خانواده و دوستانش مواجه میشود و آنجلا نیز طرد شدن از سوی جامعه خود را تجربه میکند. فیلم به بررسی پیچیدگیهای نژاد، طبقه اجتماعی و تابوهای عشقی در نیویورک دهه ۹۰ میپردازد و با بازی درخشان ویزلی اسنیپس، آنابلا سکیورا، اسپایک لی، هالی بری و ساموئل ال. جکسون، تصویری قدرتمند از عشق در برابر تعصبات جامعه ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: پیتر گریناوی در سال ۱۹۹۱ شاهکار سینمایی خود را با اقتباسی مدرن و بصری از نمایشنامه «توفان» شکسپیر خلق کرد. جان گیلگاد در نقش پروسپرو، جادوگری که پس از تبعید به جزیره ای دورافتاده، با قدرت های جادویی خود انتقام خود را از دشمنانش می گیرد. این فیلم با حضور بازیگرانی چون مایکل کلارک، میشل بلان و ارلند یوزفسون، با استفاده از جلوه های ویژه پیشرفته و ترکیب هنرهای بصری، داستانی شاعرانه و فلسفی از قدرت، بخشش و انتقام را روایت می کند.