خلاصه داستان: فیلم درخشش ساخته دیوید سلتزر در سال ۱۹۹۲ با بازی مایکل داگلاس در نقش لینادن و ملی گرایفیت در نقش لیندا ووس، داستان زنی آمریکایی با ریشههای آلمانی را روایت میکند که به عنوان منشی در نیویورک کار میکند و پس از شنیدن مکالمهای محرمانه، توسط وکیلش برای مأموریت جاسوسی خطرناک در قلب آلمان نازی استخدام میشود؛ او با هویت جعلی به عنوان یک اشرافی آلمانی نفوذ میکند تا اطلاعاتی درباره برنامه موشکی V2 هیتلر به دست آورد و در میان عشق، خیانت و مرگبارترین خطرات جنگ جهانی دوم، شجاعت و هوش خود را به اثبات میرساند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۲، فیلم «بازگشت بتمن» به کارگردانی تیم برتون با بازی مایکل کیتون در نقش بتمن/بروس وین، دنی دیویتو در نقش پنگوئن/اسوالد کوبلپات، میشل فایفر در نقش کتوومن/سلینا کایل و کریستوفر واکن در نقش مکس شرک، داستان را در شهر گاتهام کریسمس روایت میکند؛ جایی که بتمن با اتحاد شیطانی پنگوئن، موجودی جهشیافته از فاضلاب که با ارتش پنگوئنهای وحشی و طرح کودتای سیاسی به دنبال انتقام است، و کتوومن، منشی انتقامجوی مکس شرک که پس از مرگ جعلی به یک دزد مرموز تبدیل شده، درگیر نبردی حماسی برای نجات شهر از فساد و هرجومرج میشود.
خلاصه داستان: فیلم ستوان بد (۱۹۹۲) به کارگردانی آبل فرارا با بازی هاروی کایتل در نقش اصلی، ماجرای یک ستوان پلیس نیویورکی فاسد و معتاد به مواد مخدر و قمار را روایت میکند که درگیر تحقیق درباره تجاوز به یک راهبه جوان میشود؛ او در حالی که با اعتیاد شدید، فساد اخلاقی و فشارهای روانی دست و پنجه نرم میکند، به مرز جنون نزدیک شده و زندگیاش به تباهی کامل میرسد، در حالی که زو لاند و فرانکی لیل نیز نقشهای کلیدی را ایفا میکنند و فیلمی خشن و واقعگرایانه از سقوط انسانیت در دل سیستم پلیس را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «همه خانمها این کار را میکنند» ساخته تینتو براس در سال ۱۹۹۲ با بازی کلودیا کول و پائولو لوزارینی، داستان دیانا زن جوان و متاهلی را روایت میکند که از زندگی جنسی کسلکننده و یکنواخت خود با همسر وفادار اما بیرمقش خسته شده است. در تعطیلات ونیزی، او با مردی جذاب و پرشور آشنا میشود و تجربهای جنسی پرهیجان را میچشد که تمایلات پنهان و سرکوبشدهاش را بیدار میکند؛ این ماجرا نه تنها روابط زناشوییاش را به چالش میکشد، بلکه او را به سفری جسورانه برای کشف آزادیهای شخصی و لذتهای ممنوعه سوق میدهد و زندگیاش را برای همیشه دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: فیلم چند مرد خوب (۱۹۹۲) به کارگردانی راب راینر با بازی تام کروز در نقش وکیل جوان دنیل کافِی، جک نیکلسون به عنوان سرهنگ ناتان جسیآپ و دمی مور، داستان دادگاه نظامی دو سرباز متهم به قتل عمدی همتیمیشان در پایگاه گوانتانامو را روایت میکند. کافِی با کاوش در عمق پرونده، با کدهای اخلاقی ارتش، فشارهای فرماندهی و رازهای پنهان روبرو میشود و در دادگاهی نفسگیر، حقیقت را در برابر یکی از قدرتمندترین افسران ارتش فاش میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «سگهای مخزن» یک جنایی-هیجانی از کوئنتین تارانتینو است که داستان سارقان الماس را پس از سرقت ناموفق روایت میکند. منتقدان دیالوگهای باهوش، بازیهای درخشان و روایت غیرخطی را ستودهاند و آن را به عنوان یک شاهکار توصیف کردهاند که با لحظات تنشزا، حس تعلیق و هوش را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «راجو پولدار میشود» یک کمدی-درام هندی است که داستان راجو، مردی فقیر، را روایت میکند که با یک بلیط بختآزمایی، زندگیاش تغییر میکند و با چالشهای خانو30 و اجتماعی روبهرو میشود. منتقدان روایت شاد، بازیهای پرانرژی و لحظات طنزآمیز را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم سرگرمکننده و دلنشین توصیف کردهاند که با لحظات خندهدار و عاطفی، حس شادی و امید را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «تحت محاصره» داستان کیسی رایبک، آشپز سابق نیروی دریایی، را روایت میکند که در کشتی جنگی یو.اس.اس. موزیه با تهدیدی ناگهانی روبهرو میشود. او با استفاده از مهارتهای نظامی خود، برای نجات خدمه و مقابله با مهاجمان وارد عمل میشود. داستان با فضای پرهیجان و اکشن، به موضوعاتی مانند شجاعت، وفاداری و مبارزه میپردازد. بازی استیون سیگال و صحنههای نفسگیر فیلم بسیار تحسین شده است.
خلاصه داستان: میرزا ابراهیمخان عکاسباشی که در سفر فرنگ به سر میبرد، در اندیشه بازگشت و ازدواج با معشوقهاش آتیه است. او در این سفر دلبستهی سینماتوگراف میشود. بیماری مظفرالدینشاه نگرانی او را درباره سرنوشت سینما برمیانگیزد و برای روشن شدن تکلیف، از شاه راهنمایی میخواهد. شاه نیز به فراشباشی دستور میدهد که میرزا ابراهیمخان را نزد ولیعهد بفرستد، اما فراشباشی به اشتباه او را نزد ناصرالدینشاه میبرد. ناصرالدینشاه، که با سینما سر سازگاری ندارد و خود فیلمها را سانسور میکند، شیفتهی بازیگر یکی از فیلمهای قدیمی («گلنار» در دختر لر) میشود و در تمنای رسیدن به او، تاج و تخت را رها کرده و به سوی سینما میرود.
خلاصه داستان: ماری یک خون آشام است و عطش آدم های بد است. هنگامی که او نتواند یکی از قربانیان خود ، یک رئیس خشن اوباش را به درستی دفع کند ، بیشتر از آنچه می تواند جوید ، نیش می زند و با یک خطر جدید و جاودانه روبرو می شود.