خلاصه داستان: فیلم مستند «شیطانهای کوچک» (Troublemakers) به کارگردانی جیمز کرامر، زندگی و آثار سه هنرمند پیشگام هنر زمینی (Land Art) در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نیویورک را به تصویر میکشد. این سه هنرمند، والتر دی ماریا، مایکل هیزر و رابرت اسمیتسون، با خلق آثاری عظیم و بیسابقه در دل طبیعت، مرزهای هنر را جابجا کردند و تعریف جدیدی از رابطه میان هنر و محیط زیست ارائه دادند. فیلم با استفاده از تصاویر آرشیوی ناب، عکسها و مصاحبههای شخصی، داستان جاهطلبیهای هنری این سه دوست و همکار را روایت میکند؛ از پروژههای جسورانهای مانند «مایلتون فیلد» دی ماریا در آلمان گرفته تا «شمال-جنوب-شرق-غرب» هیزر در نوادا و «پل مارپیچ» مشهور اسمیتسون در یوتا. این مستند نه تنها به بررسی فرآیند خلاقانه و چالشهای فنی این هنرمندان میپردازد، بلکه روحیه طغیانگر و نوآورانه نسلی را به تصویر میکشد که با سنتهای هنری گذشته سر ستیز داشت و به دنبال خلق فرمی کاملاً جدید از بیان هنری بود.
خلاصه داستان: این فیلم حماسی به کارگردانی ژانگ ییمو در سال ۱۹۹۴، زندگی یک خانواده چینی را در طول چهار دهه پرتلاطم تاریخ معاصر چین روایت میکند. داستان با بازیهای به یادماندنی گئو یو و گونگ لی، از دوران جنگ داخلی چین آغاز شده و تحولات انقلاب فرهنگی و سیاستهای مائو را از نگاه یک خانواده عادی به تصویر میکردد. فیلم که بر اساس رمانی از یو هوا ساخته شده، با نگاهی عمیق و انسانی به مسائلی چون فقر، امید، مقاومت و بقا میپردازد و تأثیرات ویرانگر جنگ و انقلاب را بر زندگی روزمره مردم عادی به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی عباس کیارستمی، محصول سال ۱۳۷۳، با بازی محمدعلی کشاورز، فرزانه تأییدی و حسین رضایی. این فیلم سومین قسمت از سهگانه کوکر است و داستان ساخت فیلم «زندگی و دیگر هیچ» را روایت میکند. در این اثر، کیارستمی مرز میان واقعیت و داستان را محو میکند و مخاطب را به سفری شاعرانه در دل طبیعت و روابط انسانی میبرد. داستان حول محور کارگردانی میگردد که برای ساخت فیلم خود به منطقه زلزلهزده رودبار سفر کرده و در جستجوی بازیگرانی از میان مردم محلی است. او با حسین، جوانی روستایی که عاشق دختری به نام طاهره است، مواجه میشود. حسین که برای نقش مقابل طاهره انتخاب شده، در حین فیلمبرداری سعی دارد دل او را به دست آورد و موانع اجتماعی و طبقاتی میان آنها را از بین ببرد. کیارستمی در این فیلم با نگاهی عمیق و انسانی، به بررسی زندگی، عشق و امید در پس از فاجعه میپردازد و تصویری ماندگار از تابآوری انسان در مواجهه با سختیها ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سونگ-هیون (ها جونگ-وو)، وکیلی موفق و بیرحمانه که به تازگی از مواد مخدر ترک اعتیاد کرده، درگیر پروندهای مرموز و پیچیده میشود. او توسط یک تاجر ثروتمند به نام جو سانگ-گو (پارک هیوک-کوان) استخدام میشود تا در یک پرونده قتل به نفع او شهادت دروغ دهد. اما زمانی که سونگ-هیون متوجه میشود که متهم اصلی، یک زن جوان به نام هان سو-یون (پارک شی-یون)، ممکن است بیگناه باشد و رازهای تاریک تری در پس این ماجرا نهفته است، وجدانش بیدار میشود. او که حالا در باتلاقی از توطئه، فساد و خیانت غرق شده، باید تصمیم بگیرد که آیا برای نجات یک بیگناه، زندگی حرفهای و شخصی خود را به خطر بیندازد یا تسلیم سیستم فاسدی شود که خود بخشی از آن بوده است. این فیلم مهیج و روانشناختی محصول سال ۲۰۱۳ کره جنوبی به کارگردانی سونگ یول-ری و با بازی تحسینبرانگیز ها جونگ-وو، پر از تعلیق و پیچشهای داستانی غیرمنتظره است.
خلاصه داستان: فیلمی کمدی و خانوادگی محصول سال ۱۹۹۴ آمریکا به کارگردانی پنلوپ اسفیریس است. داستان حول محور گروهی از بچههای خردسال به نام «دسته ما» میچرخد که در یک باشگاه مخفی در گاراژ خانهشان دور هم جمع میشوند. اعضای اصلی این گروه شامل اسپانکی، آلفالفا، باکی، پورکی پی، داریلا، پتی، استیمبی و پتزی هستند. مشکل اصلی زمانی شروع میشود که آلفالفا، یکی از اعضای وفادار گروه، عاشق دالی، دختر جدید مدرسه، میشود. این موضوع باعث خشم دوستانش، به خصوص اسپانکی، میشود زیرا طبق قوانین باشگاه، دخترها «دشمن» محسوب میشوند و نباید با آنها ارتباط داشت. آلفالفا برای جلب توجه دالی، در یک مسابقه مهم اتومبیلرانی شرکت میکند و در این مسیر، دوستیهای قدیمی به خطر میافتد. فیلم با بازی بازیگران خردسال بااستعدادی مانند تراویس تدفورد، کوین جیمز واتسون، ونسا لی چستر و ملیسا جولین هارت، لحظات خندهدار و مفرحی را برای تمام سنین خلق کرده است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی سیاه «مامان سریالی» محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی جان واترز و با بازی کاتلین ترنر، سم واترستون، ریکی لیک و متیو لیلارد، داستان زندگی به ظاهر کامل خانواده تیلور را روایت میکند. بِورلی تیلور (ترنر)، مادری نمونه و خانهداری تمامعیار است که به خانوادهاش عشق میورزد و به تمام قوانین اجتماعی پایبند است. اما پشت این ظاهر آرام و متعارف، زنی با استانداردهای اخلاقی سفت و سخت و غیرقابل انعطاف پنهان شده است. او که کوچکترین بیادبی، بینظمی یا نقض قوانین را برنمیتابد، برای تنبیه افرادی که در نظر او «نادرست» رفتار میکنند، دست به خشونت و حتی قتل میزند. بتدریج، خانواده بِورلی متوجه جنایات او میشوند و در حالی که او به یک قاتل سریالی تبدیل شده، تلاش میکنند تا با این واقعیت هولناک کنار بیایند. این فیلم با طنزی تیره و نگاهی طعنهآمیز به زندگی حومهنشینی آمریکا، هنجارهای اجتماعی و نقشهای جنسیتی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: میخائیل، قهرمان جنگ و ستاره سینما در دوران استالین، در خانه ییلاقی خود در کنار خانوادهاش زندگی آرامی دارد. اما با ورود ناگهانی دیمیتری، مردی از گذشتهی او، این آرامش به خطر میافتد. دیمیتری که اکنون افسر پلیس مخفی است، برای اجرای دستوری مخفیانه به خانهی میخائیل آمده و گذشتهی مشترک آنها رازی را در خود پنهان کرده است. این ملاقات به ظاهر دوستانه، به تدریج به رویارویی تلخ و تراژیکی تبدیل میشود که سرنوشت خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد و تصویری تیره از دوران وحشت بزرگ استالین را به تصویر میکشد. نیکیتا میخالکوف این درام تاریخی را در سال ۱۹۹۴ کارگردانی کرده و خودش نیز در کنار اینگبورگا داپکونایته و اولگ منشیکف در آن بازی کرده است.
خلاصه داستان: این فیلم کلاسیک بالیوودی محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی سوراج بارجاتیا، داستان عشق پاک و بیآلایش پریم (سلمان خان) و نیشا (مادوری دیکشیت) را روایت میکند. پریم که برای شرکت در مراسم نامزدی برادر بزرگترش راجش (منیک ورما) به خانه بازمیگردد، در آنجا با نیشا، خواهر نامزد برادرش پوجا (رنی رانا) آشنا شده و این دو جوان به سرعت دلباخته یکدیگر میشوند. پس از ازدواج موفقیتآمیز راجش و پوجا، همه چیز برای وصلت پریم و نیشا نیز آماده به نظر میرسد، اما یک حادثه غمانگیز مسیر زندگی همه را تغییر میدهد و عشق این دو را در مسیری پر از ایثار و فداکاری قرار میدهد. این اثر بهعنوان یکی از پرفروشترین فیلمهای تاریخ سینمای هند، با موسیقی به یادماندنی و روایت ساده و تأثیرگذار خود، به نمادی از عشق، خانواده و ارزشهای انسانی تبدیل شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: دکتر ویکتور فرانکنشتاین، دانشمند جوان و بلندپرواز، در جستجوی راز حیات، موفق میشود موجودی زنده را از تکههای بدن مردگان خلق کند. اما هیولای غولپیکر و زشتی که به دنیا میآورد، به جای قدردانی، با ترس و انزجار جامعه روبرو میشود. این موجود تنها و طردشده، به تدریج به موجودی شرور و انتقامجو تبدیل میشود و زندگی خالق خود را به تباهی میکشد. این اثر جاودانه مری شلی، که اولین بار در سال ۱۸۱۸ منتشر شد، بارها در قالب فیلمهای مختلف از جمله نسخه کلاسیک ۱۹۳۱ با بازی بوریس کارلوف به تصویر کشیده شده است و به پرسشهای بنیادین درباره علم، اخلاق و طبیعت انسان میپردازد.
خلاصه داستان: مردی به نام «ماتئو» که صاحب یک مهمانسرا در یک شهر کوچک است، به صورت وسواسگونهای عادت به استراق سمع و نگاهکردن به زندگی خصوصی مهمانانش پیدا میکند. او از طریق سوراخهای دیوار و سیستمهای مخفی، حریم خصوصی آنها را نقض میکند و به تدریج در دام این رفتار بیمارگونه غرق میشود. اما زمانی که شاهد یک رویداد مشکوک و خطرناک میشود، مرز بین نگاهکردن و درگیرشدن برای او محو میشود و زندگیاش به شکلی غیرقابل بازگشت تغییر میکند. این فیلم با کارگردانی برادران تاویانی و بازی ماسیمو جیروتی، فرانچسکا د آلبا و آنا بونایوتو، داستانی روانشناختی و پرتعلیق را روایت میکند که مخاطب را با پرسشهایی درباره حریم خصوصی، گناه و پیامدهای نگاههای پنهانی مواجه میسازد.