خلاصه داستان: در اواخر دهه ۱۹۶۰، دکتر شر، نابغهی شروری که از شر کارآگاه بینالمللی آستین پاورز میرنجید، او را در یک تلهی زمانگیر انداخت و خودش را در یک اتاقک انجماد قرار داد تا در آینده بیدار شود و جهان را تسخیر کند. سی سال بعد، در سال ۱۹۹۷، دکتر شر از خواب بیدار میشود و بلافاصله نقشهی شوم خود را برای به دست گرفتن کنترل جهان آغاز میکند. در پاسخ به این تهدید، سازمان MI6 انگلستان، آستین پاورز را که او نیز در سال ۱۹۶۷ برای محافظت از جهان در آینده منجمد شده بود، احضار میکند. آستین، با شخصیتی کاملاً سکسی و با اعتماد به نفس بالا، به همراه دستیار وفادارش، خانم کازینو، به لسآنجلس میرود تا با دکتر شر و همدستانش، از جمله فراوکه فاربوسینا و رندال، مقابله کند. در این میان، آستین با یک کارآگاه آمریکایی به نام واندا ویلر آشنا میشود و در حالی که سعی دارد با دنیای مدرن و عجیب دهه ۹۰ کنار بیاید، مأموریت خود را برای نجات جهان از شر دکتر شر و سلاح مخفی او، «لیزر کثیف»، به پیش میبرد. این فیلم کمدی، کارگردانی شده توسط جی روچ و با بازی مایک مایرس در نقشهای آستین پاورز و دکتر شر، یک پارودی طنزآمیز از فیلمهای جاسوسی دهه ۶۰، بهویژه شخصیت جیمز باند است.
خلاصه داستان: فیلم «گرگنمای آمریکایی در پاریس» محصول سال ۱۹۹۷ به کارگردانی آنتونی والر و با بازیگرانی چون تام اورت اسکات، جولی دلپی و جولی بوون، داستان اندی مکدول، گردشگر آمریکایی را روایت میکند که در سفری به پاریس با سرازیر شدن از برج ایفل، با دختری زیبا به نام سرافیان آشنا میشود. اندی پس از نجات سرافیان از خودکشی، به زودی متوجه میشود که او یک گرگنما است و درگیر دنیای ترسناک و پرخطری میگردد. این آشنایی او را به دنیای تاریک موجودات افسانهای میکشاند و زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: یک نویسنده وسواسی و بداخلاق به نام ملوین یودال که از اختلال وسواس فکری-عملی رنج میبرد، زندگی منزویانهای را در نیویورک میگذراند. او هر روز صبح در یک رستوران و فقط توسط یک خدمتکار صبور به نام کارول سرو میشود. وقتی کارول مجبور میشود برای مراقبت از پسر بیمارش کار را ترک کند، ملوین که به او وابسته شده، حاضر میشود هزینههای درمانی پسرش را بپردازد. در همین حال، همسایه همجنسگرای او سیمون که یک هنرمند است، مورد حمله قرار میگیرد و ملوین علیرغم میل باطنیاش مجبور به مراقبت از سگ او میشود. این رویدادها زندگی این سه نفر را به هم گره میزند و به تدریج تحولات عمیقی در شخصیت ملوین ایجاد میکند. جک نیکلسون در نقش ملوین یودال، هلن هانت در نقش کارول و گرگ کینر در نقش سیمون، بازی درخشان خود را در این کمدی-درام به کارگردانی جیمز ال. بروکس به نمایش گذاشتند.
خلاصه داستان: **Bean** فیلمی کمدی محصول سال ۱۹۹۷ به کارگردانی مل اسمیت است که روآن اتکینسون در نقش آقای بین، شخصیت محبوب و دوستداشتنی خود، ظاهر میشود. داستان حول محور آقای بین میگردد که به عنوان محافظ یک نقاشی ارزشمند به نام «ویسلر مادر» به لسآنجلس فرستاده میشود. او قرار است این اثر هنری را به یک گالری معتبر تحویل دهد، اما به زودی و در طی یک سری اتفاقات خندهدار و پیشبینینشده، وضعیت به هم میریزد و ماجراهای بامزهای رقم میخورد. پیتر مکنیکول و پاملا رید از دیگر بازیگران اصلی این فیلم هستند که در کنار اتکینسون، لحظات مفرحی را برای تماشاگران خلق میکنند. این اثر که بر اساس شخصیت تلویزیونی آقای بین ساخته شده، با حرکات خندهدار، موقعیتهای کمدی و سکوتهای معنادارش، به یکی از فیلمهای کمدی محبوب و به یاد ماندنی دهه ۹۰ تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در سرزمین جادویی دیزنی، داستان محبوب "دیو و دلبر" با ماجراجویی جدیدی در "دیو و دلبر: کریسمس جادویی" ادامه مییابد. این انیمیشن که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد، داستانی فرعی از ماجراهای اصلی بل و شاهزاده را روایت میکند که در آن، بل تصمیم میگیرد برای اولین بار پس از طلسم جادویی، جشن کریسمس را در قلعه برگزار کند. اما فیور، ارگ قلعه که از کریسمس متنفر است، تلاش میکند تا با نقشههای شیطانی خود جشن را خراب کند. با صداپیشگی بازیگرانی چون پائige اونیل در نقش بل و تیم کری در نقش دیو، این فیلم با موسیقیهای زیبا و صحنههای دلنشین، روحیه کریسمس را به تصویر میکشد و پیام امید، دوستی و بخشش را به مخاطبان خود منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «دوازده مرد خشمگین» ساخته سال ۱۹۵۷ به کارگردانی سیدنی لومت، یکی از برترین آثار تاریخ سینماست. این فیلم که بر اساس نمایشنامه ای به همین نام ساخته شده، داستان هیئت منصفه ای را روایت میکند که باید درباره سرنوشت جوانی تصمیم بگیرند که متهم به قتل پدرش است. در ابتدا، همه اعضا به جز یک نفر (هنری فوندا) او را گناهکار میدانند، اما با بررسی دقیقتر شواهد و مدارک، تردیدها یکی پس از دیگری آشکار میشوند. فیلم به شکلی درخشان، مفاهیم عدالت، پیشداوری و مسئولیت اجتماعی را در فضایی محدود و با تکیه بر دیالوگهای قدرتمند و بازیهای تحسینبرانگیز به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «دانی براسکو» محصول سال ۱۹۹۷ به کارگردانی مایک نیوول، داستان واقعی جوزف دی. پیستون، مأمور افبیآی را روایت میکند که در دهه ۱۹۷۰ برای نفوذ به خانواده جنایی بونانو در نیویورک، هویت جعلی دانی براسکو، دزد جواهرات را برمیگزیند. آل پاچینو در نقش لفتی روگرو، یکی از اعضای ردهپایین مافیا، و جانی دپ در نقش دانی براسکو بازی میکنند. با گذشت زمان، پیوند عمیقی بین این دو شکل میگیرد و وفاداری دانی به مأموریتش در مقابل دوستی با لفتی، او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. این فیلم با بازی درخشان پاچینو و دپ، تصویری تاریک و واقعگرایانه از زندگی در مافیا و هزینههای انسانی نفوذ در آن ارائه میدهد.
خلاصه داستان: جکی چان در نقش جک، یک آشپز مشهور تلویزیونی در ملبورن است که زندگی آرامی دارد تا اینکه به طور تصادفی درگیر ماجرای یک نوار ویدیویی مخفی میشود که توسط یک خبرنگار جسور به نام دایانا ضبط شده است. این نوار حاوی شواهدی از فعالیتهای غیرقانونی گانگستر بدنامی به نام جانسون است. وقتی جانسون و دارودستهاش برای پس گرفتن نوار وارد عمل میشوند، جک ناخواسته در مرکز طوفان قرار میگیرد و باید از مهارتهای رزمی بینظیر خود برای محافظت از دایانا و مبارزه با خلافکاران استفاده کند. این فیلم اکشن کمدی محصول سال ۱۹۹۷ به کارگردانی سامو هونگ، با بازی جکی چان، ریچارد نورتون و میکو لی، ترکیبی هیجانانگیز از مبارزات خیرهکننده، تعقیب و گریزهای پرسرعت و صحنههای کمدی به یادماندنی را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلیپ، یک مکانیک خودروی فقیر در لسآنجلس، به طور اتفاقی شاهد قتل یک تاجر ثروتمند توسط پلیسهای فاسد است. برای نجات جان خود، او با یک خبرنگار تلویزیونی به نام فرانک مککن زیرک و جاهطلب همکاری میکند. در حالی که پلیسهای فاسد به دنبال حذف شاهد هستند، فیلیپ و فرانک با افشای اطلاعات به رسانهها، تلاش میکنند تا از خود محافظت کنند و حقیقت را آشکار سازند. این دو با تکیه بر هوش و زیرکی خود، وارد یک بازی خطرناک با نیروهای پلیس و تبهکاران میشوند که در آن، پول و رسانه حرف اول را میزند. (کارگردان: برت راتنر، بازیگران: کریس تاکر، شارلیز ترون، ادی مورفی - ۱۹۹۷)
خلاصه داستان: فیلم «زندگی کمتر معمولی» (A Life Less Ordinary) به کارگردانی دنی بویل و با بازی ایوان مکگرگور و کامرون دیاز، داستان دو نگهبان شرکتی به نامهای رابرت و سلین است که در یک شب، پولهای کثیف یک تاجر فاسد به نام ایلای را میدزدند و برای فرار از دست او، به همراه گروگانش، دختر جوانی به نام مادلین، راهی سفری پرماجرا میشوند. در این میان، دو فرشته به نامهای اودری و فرانک که مأموریت دارند تا عشق واقعی را در میان انسانها پیدا کنند، به کمک این سه نفر میآیند تا مسیر عاشقانهای را که در پیش گرفتهاند، به سرانجام برسانند.