خلاصه داستان: این فیلم دانمارکی تحسینشده به کارگردانی توماس وینتربرگ در سال ۱۹۹۸، داستان خانوادهای مرفه را روایت میکند که به مناسبت شصتمین سالگرد تولد پدر خانواده، هلموت، در یک عمارت مجلل گرد هم میآیند. کریستین، پسر بزرگ خانواده، در مراسم شام با یک سخنرانی تکاندهنده، رازی تاریک از گذشته را فاش میکند که بنیان خانواده را به لرزه درمیآورد. این فیلم که یکی از آثار برجسته جنبش سینمایی «دوگما ۹۵» محسوب میشود، با نگاهی بیرحم و صریح به پوچی و فساد پنهان در پس ظواهر آراسته یک خانواده به ظاهر کامل میپردازد. بازیهای قدرتمند بازیگرانی مانند اولریش تامسن، هنینگ موریتسن و ترینه دیرهولم به عمق تراژدی این خانواده میافزاید.
خلاصه داستان: این فیلم سورئال و عمیقاً عاطفی به کارگردانی وینسنت وارد، رابین ویلیامز را در نقش کریس نیلسن، پزشکی که پس از مرگ در یک تصادف رانندگی، در بهشتِ سورئالی که توسط تخیلات همسر نقاشش آنی (آنابللا شورا) ساخته شده، بیدار میشود. اما شادی او با کشف اینکه آنی، غمگین از مرگ فرزندانشان و سپس خودکشی او، به دوزخِ تاریک و پریشانکنندهای از افسردگی و گناه سقوط کرده، از بین میرود. با وجود هشدارها مبنی بر اینکه نجات او غیرممکن است و خطر گم شدن ابدی در تاریکی وجود دارد، کریس عشق بیقید و شرط خود را به کار میگیرد و با کمک یک درمانگر روحی به نام آلبرت (کوبا گودینگ جونیور) و یک راهنمای عجیب و غریب به نام لیونا (مکس فون سیدو)، سفری خطرناک را به اعماق جهنم آغاز میکند تا همسرش را نجات دهد و قدرت عشق را برای غلبه بر هر تاریکی، حتی مرگ و ناامیدی مطلق، به اثبات برساند.
خلاصه داستان: ترومن بوربنک، فروشنده بیمهای ساده و خوشقلب، در شهری آرام به نام سیهاون زندگی میکند. او از کودکی رؤیای سفر به فیجی را در سر میپروراند، اما هر بار که قصد ترک شهر را دارد، موانع غیرمنتظرهای سر راهش قرار میگیرد. ترومن به تدریج متوجه نشانههای عجیبی میشود: یک نورافکن از آسمان میافتد، رادیوی خودرویش به طور تصادفی مکالمات مربوط به حرکات او را پخش میکند و همسرش در تبلیغات به شکلی غیرطبیعی صحبت میکند. این وقایع او را به این شک میاندازد که تمام زندگیاش یک دروغ بزرگ است. در واقع، سیهاون یک استودیوی غولپیکر است و ترومن، که توسط کارگردانی به نام کریستوف ساخته شده، ستارهی ناخواستهی یک نمایش تلویزیونی ۲۴ ساعته است که میلیاردها نفر در سراسر جهان آن را تماشا میکنند. تمام افراد در زندگیاش، از جمله همسر و بهترین دوستش، بازیگرانی هستند که نقشهای از پیش تعیین شده را اجرا میکنند. با افزایش شک و تردید، ترومن تصمیم میگیرد حقیقت را کشف کند و برای فرار از این دنیای ساختگی، با تمام وجود مبارزه میکند. این فیلم فلسفی و پرفروش محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی پیتر ویر و با بازی درخشان جیم کری در نقش ترومن است.
خلاصه داستان: زندگی افراد متعددی در هم تنیده می شود که آنها زندگی خود را به روش های منحصر به فرد خود می گذرانند و درگیر اعمالی می شوند که جامعه به عنوان یک کل ممکن است در جستجوی ناامیدانه برای ارتباط انسانی آزاردهنده باشد.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی دوران کودکی، داوسون و جوی، مراحل مختلف نوجوانی را با هم پشت سر می گذارند. دوستی آنها بعداً زمانی که هر دو با افراد مختلف رابطه برقرار می کنند آزمایش می شود.
خلاصه داستان: سریال کمدی «ویل و گریس» ساخته مکس موتشنیک و دیوید کوهن از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۶ و سپس احیا در ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰، با بازی برجسته اریک مککورمک در نقش ویل ترومن وکیل همجنسگرا، دبرا مسینگ در نقش گریس آدلر طراح داخلی مجرد، شان هیز در نقش جک مکفارلین بازیگر جاهطلب و مگان مولالی در نقش کارن واکر خدمتکار ثروتمند و دیوانهوار بامزه، داستان دوستی عمیق و پرماجرا میان ویل و گریس را دنبال میکند که با روابط عاشقانه ناموفق، شیطنتهای جک و کارن و موقعیتهای خندهدار روزمره در نیویورک همراه است و به نمادی از کمدی هوشمندانه و پیشرو در مسائل اجتماعی تبدیل شد.