خلاصه داستان: فیلم ایرانی «ایدیوتها» داستان گروهی از جوانان را روایت میکند که در یک آپارتمان قدیمی در تهران زندگی میکنند. آنها با ایجاد یک فرقهی عجیب و غریب و با رهبری یک فرد کاریزماتیک، سعی دارند با انجام آیینهای خاص و رفتارهای غیرعادی، به نوعی رهایی و آزادی درونی دست یابند. اما هرچه جلوتر میروند، مرز بین واقعیت و دیوانگی در هم میآمیزد و این جستجوی آزادی، آنها را به سمت مخمصههای جدید و خطرناکی میکشاند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «ملاقات با جو بلک» در سال 1998 روایتگر مردی ثروتمند به نام ویلیام پاریش است که در آستانه تولد هشتاد و یک سالگی خود، با نماد مرگ روبرو میشود. مرگ که خود را با نام «جو بلک» معرفی میکند، به دلیل علاقهای که به زندگی ویلیام پیدا کرده، پیشنهاد میدهد که مدتی در قالب انسانی در کنار او بماند تا زندگی را تجربه کند. در این میان، جو بلک عاشق دختر ویلیام، الیشیا میشود و این رابطه، مرز میان مرگ و زندگی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم نجات سرباز رایان در سال 1944 و در جریان جنگ جهانی دوم اتفاق میافتد. پس از آنکه سه برادر خانوادهی رایان در نبردهای مختلف جان خود را از دست میدهند، ارتش ایالات متحده تصمیم میگیرد تا آخرین پسر باقیمانده، یعنی جیمز فرانسیس رایان را از میدان نبرد نجات دهد. گروهبان جان میلر به همراه تعدادی از سربازانش مأموریت مییابند تا او را پیدا کرده و به خانه بازگردانند. این گروه در طول مسیر پرخطر خود با موانع و دشمنان متعددی روبرو میشوند و درگیر چالشهای اخلاقی عمیقی میگردند که فداکاری، ایثار و ارزش جان انسانها را زیر سوال میبرد.
خلاصه داستان: فیلم راشمور (Rushmore) در سال ۱۹۹۸ داستان ماکس فیشر (بیلی کراودوپ)، نوجوان باهوش اما عجیب و غریبای را روایت میکند که در مدرسه شبانهروزی راشمور تحصیل میکند. او علیرغم نمرات ضعیف درسی، در باشگاهها و فعالیتهای فوقبرنامه مدرسه بسیار فعال است و دلباخته همسر کارخانهدار ثروتمندی به نام رزماری کروز (اولیویا ویلیامز) میشود. ماکس برای جلب توجه او، دست به اقدامات ابتکاری و عجیبی میزند که باعث درگیریهایی با دوستش هرمن بلامک (جیسون شوارتزمن) و مدیر مدرسه (بیل موری) میشود.
خلاصه داستان: فیلم رانین (Ronin) محصول سال 1998 به کارگردانی جان فونتین است. داستان فیلم درباره یک تیم از عوامل ویژه سابق است که برای بازیابی یک چمدان مرموز در پاریس استخدام میشوند. در حین عملیات، گروه متوجه میشود که چمدان حاوی اطلاعات محرمانهای است که میتواند امنیت بینالمللی را به خطر بیندازد. رانین با صحنههای اکشن هیجانانگیز و تعقیب و گریزهای ماشینی بینظیر، یکی از بهترین فیلمهای اکشن دهه 90 میلادی محسوب میشود.
خلاصه داستان: داستان فیلم در سال ۱۹۹۸ روایت میشود و دربارهٔ مردی ثروتمند به نام ویلیام پاریش است که با پیشنهادی غیرمنتظره از سوی مرگ روبرو میشود. مرگ که به شکل مردی جوان به نام جو بلک درآمده، قصد دارد تا زمان باقیمانده از عمر ویلیام را در کنار او سپری کند تا طعم زندگی انسانی را بچشد. در این میان، جو بلک عاشق دختر ویلیام، سوزان، میشود و این احساسات، مأموریت او را پیچیده و دشوار میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم داستان دو دوست صمیمی به نامهای راهول و آنجی را روایت میکند که در کالج با هم آشنا میشوند و به سرعت بهترین دوستان یکدیگر میشوند. با گذشت زمان، راهول به آنجی علاقهمند میشود، اما آنجی که احساسات خود را پنهان میکند، به دلیل مسائل خانوادگی ناگزیر به ترک هند میشود. هشت سال بعد، راهول که اکنون پدر یک دختر هشت ساله است، نامهای از همسر فقید خود دریافت میکند که در آن از او خواسته تا با آنجی ازدواج کند تا دخترشان مادری داشته باشد. راهول به همراه دخترش به جستجوی آنجی میرود و در نهایت در یک اردوگاه تابستانی او را مییابد که به عنوان مربی فعالیت میکند. در آنجا، دختر راهول تلاش میکند تا پدرش و آنجی را به هم نزدیک کند، در حالی که خاطرات گذشته و احساسات پنهان دوباره زنده میشوند و در نهایت منجر به یک پایان خوش و ازدواج آنها میشود.
خلاصه داستان: داستان فیلم «من هنوز میدانم که پارسال چه کردی» (I Still Know What You Did Last Summer) در سال ۱۹۹۸ اتفاق میافتد. جولی هیبر، که هنوز از حمله قاتل معروف به نام بن ویلیس در سال قبل رنج میبرد، به همراه دوستش ویل و گروهی از دوستان جدید به یک جزیره دورافتاده در باهاما سفر میکند تا تعطیلات را به فراموشی بسپارد. اما وقتی یک مسابقه رادیویی برنده میشود، مشخص میشود که این سفر تصادفی نبوده و قاتل با نقشهای از پیش طراحی شده، آنها را به جزیره کشانده تا انتقام خود را از جولی بگیرد. به زودی، دوستان جولی یکی پس از دیگری به قتل میرسند و او باید دوباره برای زنده ماندن بجنگد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۸، فیلم «I Stand Alone» داستان یک قاتل زنجیرهای به نام «کریستوفر دیمایو» را روایت میکند که پس از فرار از زندان، به دنبال انتقام از کسانی است که به او خیانت کردهاند. او در این مسیر خشن و پر از خشونت، با گذشتهی تاریک خود روبرو میشود و تلاش میکند تا با انجام جنایات هولناک، عدالت خود را اجرا کند.
خلاصه داستان: Flowers of Shanghai (1998) is a visually stunning period drama directed by Hou Hsiao-hsien, set in the late 19th-century Shanghai. The film centers on the intricate and often tragic lives of courtesans in a luxurious brothel, particularly focusing on the relationships between the courtesans and their wealthy patrons. Through a series of interconnected stories, it explores themes of love, betrayal, and the constraints of social hierarchy in a world of opulence and moral ambiguity. The narrative unfolds with a deliberate, contemplative pace, emphasizing the emotional weight of unspoken desires and the fleeting nature of human connection in a rapidly changing society.