خلاصه داستان: فیلیپ، برادر دوقلوی لوئی چهاردهم، پادشاه فرانسه، در زندان سختگیرانهای محبوس است. پس از سالها، دوستان قدیمی موسکتیرها، آتوس، پورتوس و آرامیس، که اکنون پیر شدهاند، برای نجات او دست به کار میشوند. آنها درمییابند که برادر پادشاه، که به عنوان مرد نقابآهنین شناخته میشود، تنها کسی است که میتواند حکومت خودکامه و فاسد لوئی چهاردهم را سرنگون کند. این سه موسکتیر با کمک دارتانیان جوان، کاپیتان گارد، نقشهای برای جایگزینی پادشاه با برادرش میکشند، اما این توطئه خطرناک، دوستیهای آنها را به بوته آزمایش میگذارد و آنها را در برابر انتخابهای نهایی قرار میدهد.
خلاصه داستان: سریال برزرک اقتباسی از مانگای مشهور کنتارو میورا است که داستان زندگی گاتس، جنگجوی تنها و سرسخت را روایت میکند. این سریال که در سال ۱۹۹۷ توسط استودیو OLM ساخته شد، گاتس را در دوران جوانیاش و در قالب یک مزدور دنبال میکند که به گروه مزدوران «گروه شاهین» به رهبری گریفیث میپیوندد. گریفیث که فردی کاریزماتیک و بلندپرواز است، رویای رسیدن به قلعه خود و حکومت بر سرزمینی را در سر میپروراند و گاتس به یکی از نزدیکترین افراد و دوستانش تبدیل میشود. اما آرامش و موفقیت گروه با گذر زمان و با ظهور طالع شوم و تقدیری تراژیک به پایان میرسد. این سریال با بهرهگیری از فضایی تاریک و فانتزی حماسی، مفاهیمی چون دوستی، خیانت، جاهطلبی و مبارزه با سرنوشت را به تصویر میکشد و به عنوان یکی از برترین آثار انیمه در ژانر خود شناخته میشود.
خلاصه داستان: فیلم محاصره (Besieged) محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی برناردو برتولوچی است که داستان عشق ممنوعه را در فضایی پرتنش روایت میکند. داوید تیولیس در نقش آقای کینزلی، یک آهنگساز بریتانیایی ساکن رم، ایفای نقش میکند که شیفته خدمتکارش شاندرا (با بازی تندی نیوتون) میشود. شاندرا که دانشجوی پزشکی است و از آفریقا به رم آمده، ابتدا به دلیل اختلاف طبقاتی و فرهنگی، عشق او را نمیپذیرد. اما آقای کینزلی برای اثبات عشق خود، حاضر به انجام هر کاری از جمله فروش اموال و کمک به آزادی همسر زندانی شاندرا میشود. این فیلم با بازی تحسینبرانگیز بازیگران و کارگردانی هنرمندانه برتولوچی، داستانی عاشقانه و پرکشش را در پسزمینهای سیاسی و اجتماعی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک مارشال ارشد آمریکا به نام مارک شریفت (با بازی تامی لی جونز) که در فیلم موفق «تعقیب» حضور داشت، این بار در کنار گروهش از جمله کوزی (جو پانتولیانو) و سایر همکارانش، باید یک زندانی فراری به نام مارک روبرتز (وسلی اسنایپس) را تعقیب کنند. روبرتز که به قتل دو مأمور مخفی متهم است، در یک سانحه هوایی برنامهریزی شده موفق به فرار میشود و شریفت با تمام توان و با استفاده از تجربیاتش، تعقیبی نفسگیر را برای دستگیری او آغاز میکند. در این میان، یک مأمور مخفی دیگر به نام جان رویس (رابرت داونی جونیور) نیز به تیم شریفت ملحق میشود، اما انگیزههای پنهانی او باعث ایجاد تنش در گروه میگردد. این فیلم اکشن و مهیج محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی استوارت بیارد، دنبالهای بر فیلم «تعقیب» محسوب شده و با حضور بازیگرانی چون تامی لی جونز، وسلی اسنایپس و رابرت داونی جونیور، لحظات پرتعلیق و اکشن فراوانی را برای تماشاگران به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: فیلمی علمی-تخیلی و ترسناک به کارگردانی رابرت رودریگز و نویسندگی کوین ویلیامسون که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. داستان در یک دبیرستان در اوهایو میگذرد، جایی که دانشآموزان و معلمان به تدریج توسط موجوداتی بیگانه که از طریق آب آلوده تکثیر میشوند، تسخیر میگردند. گروهی از دانشآموزان متفاوت شامل کیسی (الایجا وود)، زک (جاش هارتنت)، استوکلی (کلیرا فلورانی)، دلایلا (جوردانا بروستر) و مری بت (لورا هریس) متوجه این تغییرات عجیب میشوند. آنها با کمک معلم علوم خود، خانم بروک (سالما هایک)، و پرستار مدرسه، هارپر (رابرت پاتریک)، به دنبال راهی برای مقابله با این تهاجم بیگانه میگردند. در نهایت، آنها متوجه میشوند که تنها راه نجات، استفاده از یک ماده مخدر است که توسط دانشآموزی به نام استوکلی ساخته شده است. این فیلم با بازی بازیگرانی چون فامکه یانسن، بیپیتر، جان استوارت و دنی مسترسون، ترکیبی هیجانانگیز از ژانرهای ترسناک و علمی-تخیلی را ارائه میدهد و نقدی اجتماعی بر جامعه و سیستم آموزشی را نیز در خود جای داده است.
خلاصه داستان: «قطار زندگی» (۱۹۹۸) به کارگردانی رادو میهایلیانو، یک کمدی سیاه دراماتیک و تمثیلی است که در یک روستای یهودی نشین در اروپای شرقی در زمان جنگ جهانی دوم روایت میشود. داستان با بازگشت شلومو، دیوانه دهکده، آغاز میشود که خبر میآورد نازیها در راه هستند تا روستا را نابود کنند. اهالی روستا به رهبری ربای خود، تصمیم میگیرند تا با سازماندهی یک قطار جعلی و وانمود کردن به تبعید خودشان، از دست نازیها فرار کنند. آنها با تقسیم نقشها، برخی را به عنوان نگهبان نازی و برخی دیگر را به عنوان زندانی یهودی در قطار قرار میدهند تا به سرزمین آزاد فلسطین برسند. این فیلم با بازی لایونل آبلانسکی، روفوس، کلمنتین سلاریه و میشل مولر، داستانی طنزآمیز و در عین حال عمیقاً انسانی را درباره بقا، امید و قدرت همبستگی در تاریکترین دوران تاریخ روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی پیتر هاویت محصول سال ۱۹۹۸ با بازی گوئینت پالترو در نقش هلن، داستان زندگی زنی را روایت میکند که در یک لحظه سرنوشتساز، دو مسیر کاملاً متفاوت را تجربه میکند. هلن پس از اخراج از کارش، در ایستگاه مترو لندن به دو زمان مختلف میرسد: در یک زمان به موقع سوار مترو شده و شوهرش را با معشوقهاش در رختخواب میبیند، و در زمان دیگر به دلیل تاخیر چند ثانیهای، از مترو جا میماند و از خیانت بیخبر میماند. این دو مسیر موازی، عواقب و روابط عاشقانه کاملاً متفاوتی را برای هلن رقم میزنند و بیننده را به تأمل در مورد نقش تصادف و انتخاب در شکلدهی به سرنوشت انسان وامیدارند. جان هانا، جان لینچ و جین مور از دیگر بازیگران این فیلم هستند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سناتور دموکرات کهنهکار، جی بولینگتون بولورث، در آستانه انتخابات مجدد سال ۱۹۹۸، پس از سالها فعالیت سیاسی خسته و دچار افسردگی عمیق شده است. او که دیگر به هیچچیز اعتقادی ندارد، برای تضمین مرگ خود و برجای گذاشتن پولی برای خانوادهاش، یک قرارداد قتل با یک قاتل حرفهای میبندد. پس از این تصمیم، بولورث دچار تحولی عجیب میشود و شروع به گفتن حقیقت محض در تمام کمپینهای انتخاباتی خود میکند. او با رپ خواندن در جمع هواداران، افشاگری علیه شرکتهای بیمه و صنایع دخانیات، و صحبت کردن بیپرده درباره مسائل نژادی، سیاستمداران همحزب و رسانهها را شوکه میکند. در این میان، او عاشق زن جوانی به نام نینا میشود و در دنیای هیپ هاپ لس آنجلس غرق میشود، در حالی که زمان قرارداد قتل به سرعت نزدیک میشود. وارن بیتی در نقش کارگردان و بازیگر اصلی، همراه با هالی بری و اولیور پلات، داستانی طنزآمیز و تلخ را درباره فساد سیاسی و قدرت رهاییبخش حقیقت روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی اکشن «ساعت شلوغی» محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی برت رتنر، داستان دو پلیس کاملاً متفاوت را روایت میکند. هنگامی که کنسول چین در لس آنجلس ربوده میشود، بازرس لی (با بازی جکی چان)، یک افسر پلیس هنگ کنگ، برای کمک به پرونده به آمریکا فرستاده میشود. اف بی آی برای اینکه او در کارشان دخالت نکند، یک پلیس لس آنجلسی به نام جیمز کارتر (با بازی کریس تاکر) را مأمور میکند تا او را سرگرم کند. اما این دو پلیس با وجود تفاوتهای فرهنگی و شخصیتی فراوان، به زودی متوجه میشوند که باید با هم متحد شوند تا یک باند جنایتکار بینالمللی را متوقف کرده و دختر کنسول را نجات دهند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سیدنی، عکاس جوان و بلندپرواز مجلهٔ مُد، در آپارتمان همسایهٔ خود با لوسی، عکاس مشهور و اسرارآمیزی که سالهاست از دنیای هنر کنارهگیری کرده، آشنا میشود. لوسی که زمانی ستارهٔ درخشان عکاسی بود، اکنون به همراه معشوقهٔ معتادش، گِرتا، در انزوای خودخواسته به سر میبرد. سیدنی که مجذوب استعداد خاموش لوسی و دنیای پرتلاطم او شده، تلاش میکند تا لوسی را به عرصهٔ هنر بازگرداند و در این مسیر، رابطهای عمیق و پیچیده میان آنها شکل میگیرد. این فیلم محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی لیسا کولودنکو و با بازی درخشان رادا میشل، آلی شی دی و گابریل مان است که روایتی شاعرانه و بیپروا از عشق، فداکاری، هنر و هزینههای رسیدن به موفقیت را به تصویر میکشد.