خلاصه داستان: ویلیام بیچ، پسر بچهای تنها و مورد آزار قرار گرفته از لندن، در آستانه جنگ جهانی دوم به روستایی دورافتاده فرستاده میشود و تحت سرپرستی مردی گوشهگیر و عبوس به نام تام اوکلی قرار میگیرد. تام که به «آقای تام» معروف است، در ابتدا تمایلی به پذیرش این مسئولیت ندارد، اما به تدریج با مشاهده آثار سوءاستفاده بر بدن و روح ویلیام، قلبش نرم میشود. او با صبر و محبتی بینظیر، به ویلیام کمک میکند تا از پوسته ترس و آسیبهای گذشته خارج شود و طعم زندگی و دوستی را بچشد. در این میان، ویلیام نیز زندگی تام را دگرگون کرده و به او یادآوری میکند که چگونه میتواند دوباره عشق بورزد. این فیلم درامی تاثیرگذار محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی جک گلد و با بازی جان ترو در نقش آقای تام و نیک رابینسون در نقش ویلی است که روابط انسانی و قدرت شفابخش محبت را در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در اواخر قرن نوزدهم، یک مخترع آمریکایی به نام داگلاس مککراسکی برای ارائه اختراع خود—یک ماشین عظیم برای بریدن درختان جنگلهای سیبری—به مسکو سفر میکند. او با یک افسر جوان و خوشتیپ ارتش تزاری به نام آندره تولستوی آشنا میشود و به زودی عشق پرشوری بین آنها شکل میگیرد. اما این عشق در پسزمینهای از توطئههای سیاسی، رقابتهای عشقی و سوءتفاهمهای غمانگیز رقم میخورد. آندره به اشتباه متهم به جنایت میشود و به سیبری تبعید میگردد، در حالی که داگلاس برای نجات او و عشق از دسترفتهشان تلاش میکند. این فیلم حماسی عاشقانه به کارگردانی نیکیتا میخalkov و با بازی جولیا اورموند و اولگ منشیکوف، داستانی فراموشنشدنی از فداکاری، عشق و امید را در دل تاریخ روسیه به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: Duplicate (2018) فیلمی علمی-تخیلی و هیجانانگیز به کارگردانی و نویسندگی آنوشکا راجانی و مانوج گوپالا است که در آن بازیگرانی چون دیویا دانتا، مانوج گوپالا، موهان راما و شروتی آشوک به ایفای نقش پرداختهاند. داستان حول محور سارا، دانشمند جوانی میچرخد که در حال کار بر روی فناوری پیشرفتهای برای شبیهسازی انسان است. او که هنوز از مرگ خواهر دوقلوی خود، لیلی، در کودکی آسیب دیده، تصمیم میگیرد تا با استفاده از این فناوری، یک کپی کامل از او ایجاد کند. اما وقتی شبیهسازی با موفقیت انجام میشود، زندگی سارا وارد مرحلهای پیچیده و خطرناک میگردد. او به زودی متوجه میشود که این موجود جدید، که ظاهری کاملاً مشابه خواهرش دارد، نه تنها خاطرات او را به ارث برده، بلکه شخصیتی مستقل و گاهی غیرقابل پیشبینی نیز از خود نشان میدهد. این موضوع باعث میشود تا سارا در باتلاقی از احساسات گناه، ترس و عشق گرفتار شود. او باید با پیامدهای اخلاقی و روانی کار خود روبهرو شود و بهای سنگین دستکاری در طبیعت و زندگی را بپردازد. فیلم با بهرهگیری از فضایی پرتنش و معمایی، مخاطب را به تفکر درباره مرزهای علم، هویت و روابط انسانی وامیدارد.
خلاصه داستان: یک مهمانی شبانه برای خداحافظی با دوستی که قصد ازدواج دارد، به کابوسی هولناک تبدیل میشود. مایکل، کایل، رابرت و آدام به همراه چارلز برای جشن گرفتن در یک هتل مجلل در لاس وگاس جمع میشوند. پس از مصرف مواد مخدر و الکل، یکی از آنها تصادفاً یک روسپی را به قتل میرساند. در وحشت و مستی، تصمیم میگیرند جسد را پنهان کنند، اما این آغاز یک سری اتفاقات ترسناک و مرگبار است که زندگی همه آنها را زیر و رو میکند. آنچه با یک اشتباه کوچک شروع شد، به سرعت به یک مارپیچ خشونت و جنون تبدیل میشود و وفاداری دوستان را در برابر فشار فزاینده قرار میدهد. پیتر برگ در سال ۱۹۹۸ با بازی کریستین اسلیتر، جرمی پیون، دنیل استرن، لیزا کودرو و کامرون دیاز، این کمدی سیاه تلخ را کارگردانی کرده است که مرزهای اخلاقی و دوستی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: سیمون، مدل موفق، پس از تصادف رانندگی نزدیک به مرگ، زندگی خود را بازنگری میکند و از بهترین دوستش فیلیپ میخواهد تا با او بچهدار شود. این درخواست غیرمنتظره، رابطه دوستانه آنها را در مسیر جدیدی قرار میدهد. فیلیپ، که در ابتدا گیج شده، تصمیم میگیرد برای تفکر به صحرای یوتا سفر کند. سیمون نیز به او میپیوندد و این سفر مشترک به سفری برای خودشناسی و کشف احساسات واقعی آنها تبدیل میشود. این فیلم اولین ساخته بلند دنی ویلنوو، کارگردان کانادایی، است که در سال ۱۹۹۸ ساخته شد و پاسکال بوسیر و الکسیس مارتین در نقشهای اصلی بازی میکنند.
خلاصه داستان: این انیمیشن پرفروش سال ۱۹۹۸ به کارگردانی اریک دارنل و تیم جانسون، داستان مورچهای به نام زی (با صدای وودی آلن) را روایت میکند که در کلونی عظیم مورچهها احساس گمشدگی میکند. زی که از زندگی تکراری و ساختارمند مورچهها خسته شده، به طور تصادفی با شاهزاده خانم بالا (با صدای شارون استون) آشنا میشود و برای به دست آوردن دل او، هویت خود را با دوست جنگجویش، ویور (با صدای سیلوستر استالونه) عوض میکند. اما این کار او را درگیر ماجراجویی خطرناکی میکند که سرنوشت کل کلونی را تحت تأثیر قرار میدهد. در این میان، ژنرال مندیبل (با صدای جین هکمن) نقشهای شیطانی برای نابودی مورچهها دارد و زی باید با شجاعت و هوش خود، نه تنها جان عشقش، بلکه تمام کلونی را نجات دهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم آرماگدون محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی مایکل بی و با بازی بروس ویلیس، بن افلک، بیلی باب تورنتون و لیو تایلر، داستان یک سیارک عظیم به اندازه تگزاس را روایت میکند که در مسیر برخورد با زمین قرار دارد و تنها ۱۸ روز تا نابودی کامل بشریت فرصت باقی است. ناسا برای نجات جهان، بهترین متخصص حفاری دنیا به نام هری استمپر (بروس ویلیس) و تیم او را استخدام میکند تا با آموزش فضانوردی فشرده، به فضا رفته و با حفاری در عمق سیارک، یک بمب اتمی را کار بگذارند و آن را منفجر کنند. در این میان، رابطه عاشقانه بین دختر هری (لیو تایلر) و یکی از اعضای تیم (بن افلک) نیز به چالشهای این مأموریت غیرممکن اضافه میشود.
خلاصه داستان: داستان این فیلم فرانسوی به کارگردانی اریک رومر در سال ۱۹۹۸، روایتگر زندگی مگالی، زنی میانسال و بیوه است که در روستایی آرام در جنوب فرانسه زندگی میکند. دوست صمیمی او، ایزابل، که نگران تنهایی مگالی است، به طور مخفیانه آگهی ازدواجی برای او در روزنامه قرار میدهد. در همین حال، دختر مگالی نیز به طور جداگانه برای مادرش به دنبال همسری مناسب میگردد. این فیلم که چهارمین و آخرین قسمت از سری فیلمهای «قصههای چهار فصل» رومر است، به شیوهای ظریف و شاعرانه به کاوش در عواطف انسانی، عشق، تنهایی و روابط میان افراد در پاییز زندگی میپردازد. بازی بیاتریس رومان و ماری ریویر در نقشهای اصلی، به همراه دیالوگهای هوشمندانه و نگاه دقیق رومر به جزئیات زندگی روزمره، اثری ماندگار و تأملبرانگیز خلق کرده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: درخت گلابی (۱۳۷۴) به کارگردانی داریوش مهرجویی، روایتگر زندگی استاد دانشگاهی به نام دکتر سامان (با بازی خسرو شکیبایی) است که در آستانه چهل سالگی با بحران میانسالی و پوچی عمیقی دست و پنجه نرم میکند. او که از زندگی عادی و یکنواخت خود خسته شده، درگیر یک رابطه عاطفی پیچیده با دختری جوان به نام مریم (با بازی گلاب آدینه) میشود. این رابطه در کنار خاطرات کودکی و نماد درخت گلابی که در ذهنش ریشه دوانده، او را به سفری درونی و بیرونی میکشاند تا معنای زندگی، عشق و رهایی را دوباره کشف کند. مهرجویی در این فیلم با بهرهگیری از نمادگرایی عمیق و بازی تحسینبرانگیز شکیبایی، تصویری تأملبرانگیز از انسان معاصر و جستجوی او برای یافتن معنا در جهانی آشفته ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم هندی «دل هراجا» محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی هارمان با بازی گوویندا، رانی موکرجی و کادرخان است. این کمدی رمانتیک ماجرای کالیندر سینگ (گوویندا) را روایت میکند که صاحب یک رستوران کوچک است و عاشق کاجل (رانی موکرجی) میشود. اما پدر کاجل، میلیاردری به نام راجا ساهنی (کادرخان)، مخالف این ازدواج است و کالیندر را تحقیر میکند. کالیندر با کمک دوستش (جوگل هانسراج) نقشه میکشد تا خود را به جای یک میلیاردر جا بزند و دل پدر کاجل را به دست آورد. در این راه اتفاقات خندهدار و سوءتفاهمهای فراوانی رخ میدهد و کالیندر باید ثابت کند که عشق واقعی به ثروت و موقعیت اجتماعی وابسته نیست.