خلاصه داستان: فیلم گاومیغ '۶۶ (Buffalo '66) به کارگردانی وینسنت گالو در سال ۱۹۹۵ ساخته شده است. داستان درباره مردی به نام بیلی براون (وینسنت گالو) است که پس از پنج سال زندان به دلیل خطایی که مرتکب شده، آزاد میشود. او که به شدت از والدینش (آنجلا بتس و بن گازارا) که از او بیزارند، میترسد، برای پنهان کردن آزادیاش، دختری جوان به نام لایلا (کریستینا ریچی) را میرباید تا به عنوان همسرش نقش بازی کند.
خلاصه داستان: گودزیلا یک هیولای عظیمالجثه است که از اعماق اقیانوسها سر برآورده و با قدرت تخریب بینظیر خود، شهرهای بزرگ را به ویرانهای تبدیل میکند. این موجود باستانی که حاصل آزمایشهای هستهای انسانهاست، با خشم فراوان به سمت تمدن لشکرکشی میکند و نیروهای نظامی را به چالشی بزرگ میکشاند. در این میان، دانشمندان و محققان تلاش میکنند تا راز پشت این پدیده طبیعی را کشف کنند و راهی برای متوقف کردن آن بیابند، در حالی که مردم عادی در ترس و وحشت از نابودی کامل زندگی میکنند.
خلاصه داستان: یک شب در راکسبورگ فیلمی محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی جان فورتِنبری و بازیگران اصلی چیویتال اجیوفور، ویل فرل، کریس کاتان، مگین کلی، ایلایز داگلاس و جنیفر کولیج است. این فیلم که اسپین آفی از برنامه Saturday Night Live به شمار میرود، داستان دو برادر احمق و شیفته موسیقی دیسکو به نامهای استیو و داگ باتلر را روایت میکند که در تلاش برای باز کردن یک باشگاه شبانه لاکچری در لسآنجلس هستند و مدام در ماجراهای خندهدار و احمقانه گرفتار میشوند.
خلاصه داستان: فیلم «نیمه شانس» یک کمدی اکشن فرانسوی است که داستان آلیس (وانسا پارادی)، دختری که پس از آزادی از زندان، به دنبال پدر واقعیاش از میان دو مرد گذشته مادرش، لئو (ژان-پل بلموندو) و ژولین (آلن دلون)، میرود؛ اما با دزدیدن اشتباهی ماشین مافیای روسی، هر سه در ماجراجویی پرهیجان برای فرار و کشف حقیقت گرفتار میشوند. منتقدان شیمی جذاب و پرانرژی بلموندو و دلون پس از ۲۸ سال، لحظات طنزآمیز و اکشن سرگرمکننده، و حضور دلنشین وانسا پارادی را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم سرگرمکننده و نوستالژیک توصیف کردهاند که با انرژی مثبت ستارگان و ماجراهای خندهدار، حس شادی و هیجان را به شیوهای دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: یک سرباز وظیفهشناس به نام تاد در ارتش فدراسیون که از کودکی برای جنگیدن تربیت شده، پس از سالها خدمت وفادارانه، توسط فرماندهانش به دلیل کهنهکار شدن رها میشود و در سیارهای بیابانی رها میگردد. او که هیچگاه زندگی عادی را تجربه نکرده، در این سیاره با گروهی از انسانهای صلحطلب که از جنگ گریختهاند روبرو میشود و به تدریج با آنها ارتباط برقرار میکند. اما زمانی که فدراسیون برای نابودی این جامعه صلحطلب حمله میکند، تاد باید بین وفاداری به گذشته نظامیاش و دفاع از خانواده جدیدش یکی را انتخاب کند. این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی پل اندرسون و با بازی کورت راسل در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: یک پزشک اورژانس در شب عید پس از مرگ مشکوک یک بیمار، متوجه میشود که موجودات خونآشامی به نام «خونآشامهای روز» در حال تبدیل انسانها به هیولا هستند. او با کمک یک شکارچی خونآشام اسلحهساز و یک بازمانده، باید راهی برای نجات بشریت پیدا کند. این فیلم اکشن و ترسناک با بازی یحیی عبدالمتین دوم، ناتاشا لیو بوردیزو و آدریو کواندو، بر اساس کمیکبوکهای مارول ساخته شده است.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی برادران فارلی (پیتر و بابی فارلی) است که در آن کامرون دیاز در نقش مری، مت دیلون در نقش تد و بن استیلر در نقش پت بازی میکنند. داستان درباره تد است که سیزده سال پس از یک قرار ملاقات فاجعهبار در دبیرستان، هنوز عاشق مری است و تصمیم میگیرد او را پیدا کند. او یک کارآگاه خصوصی به نام هالی (با بازی مت دیلون) را استخدام میکند تا مری را بیابد، اما هالی نیز عاشق مری میشود و به تد دروغ میگوید. وقتی تد به شهر مری میرود، متوجه میشود که مری نه تنها زیبا و باهوش است، بلکه چندین خواستگار دیگر نیز دارد که همگی برای جلب توجه او رقابت میکنند. فیلم با طنز خاص خود و صحنههای به یاد ماندنی، به یکی از محبوبترین کمدیهای دهه ۹۰ تبدیل شد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، جو وسدون فیلم ابرقهرمانی حماسی «انتقامجویان» را کارگردانی کرد که با بازی رابرت داونی جونیور در نقش مرد آهنی، کریس همسورث در نقش ثور، کریس ایوانز در نقش کاپیتان آمریکا، مارک رافلو در نقش هالک، اسکارلت جوهانسون در نقش بیوه سیاه و جرمی رنر در نقش هاکآی، روایتگر داستان گروهی از قهرمانان است که توسط نیک فیوری و سازمان شیلد گرد هم آورده میشوند تا در برابر تهدید بیسابقهای متحد شوند. لوکی، برادر شرور ثور، با ارتش بیگانهی خود به زمین حمله میکند و قصد تسخیر جهان را دارد. این قهرمانان که هر یک شخصیت و تواناییهای منحصر به فردی دارند، ابتدا در کنار هم قرار گرفتن مشکل دارند اما به تدریج یاد میگیرند که باید به عنوان یک تیم واحد عمل کنند تا بتوانند از نابودی نیویورک و کل بشریت جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: یک زن جوان نیویورکی به نام نینا بورووسکی، با بازی جنیفر آنیستون، در آستانه ازدواج با نامزد مهربانش وینس، با بازی جان پنکوف، قرار دارد. زندگی او زمانی که با همکارش جورج هانسون، با بازی پل راد، که یک معلم دبستان همجنسگراست، آشنا میشود، دگرگون میگردد. وقتی جورج از رابطه خود جدا میشود، نینا او را به زندگی خود دعوت میکند و دوستی عمیقی بین آنها شکل میگیرد. با باردار شدن نینا، او تصمیم میگیرد که کودک را به تنهایی بزرگ کند و از جورج میخواهد که نقش پدر را برای فرزندش ایفا کند. این درخواست زندگی هر دو را به چالش میکشد و احساسات پیچیدهای را برمیانگیزد. کارگردان نیکولاس هیتر این کمدی-درام را در سال ۱۹۹۸ بر اساس رمانی از استیون مککالی ساخت و بازیگرانی چون آلن آلدا، آلیسون جانی و نایجل هاورث نیز در آن ایفای نقش کردهاند.
خلاصه داستان: در چین باستان، پادشاه یینگ ژنگ (لی ژوئه) برای متحد کردن شش امپراتوری جنگزده و ایجاد اولین سلسله امپراتوری، نقشه پیچیدهای میکشد. او وانمود میکند که توسط یک ترور ساختگی کشته شده تا بهانهای برای حمله به پادشاهی یان به دست آورد. برای اجرای این نقشه، معشوقه وفادارش، بانوی ژائو (گونگ لی)، نقش قاتل را بر عهده میگیرد و به دربار پادشاه یان (سون ژو) نفوذ میکند. در آنجا، او با جنگجوی افسانهای، جینگ که (ژانگ فنگئی)، آشنا میشود که سوگند خورده پادشاه یینگ ژنگ را به خاطر جنایاتش به قتل برساند. با نزدیک شدن به لحظه اجرای نقشه، بانوی ژائو در عشق به جینگ که و تردید در وفاداری به پادشاهش گرفتار میشود. این فیلم حماسی تاریخی به کارگردانی چن کایگه، با بازیگری قدرتمند و صحنههای باشکوه جنگی، داستانی از عشق، خیانت و هزینه سنگین قدرت را روایت میکند.