خلاصه داستان: دو زن (Two Women) فیلمی درام و قدرتمند محصول سال ۱۹۶۰ به کارگردانی ویتوریو دسیکا، کارگردان برجسته سینمای نئورئالیسم ایتالیا است. این فیلم که بر پایه رمانی از آلبرتو موراویا ساخته شده، با بازی خیرهکننده سوفیا لورن در نقش چزاریا، مادری فداکار و سرسخت، به تصویر کشیده میشود. داستان در ایتالیای جنگزده در خلال جنگ جهانی دوم میگذرد و ماجرای چزاریا و دختر نوجوانش، روسلا (با بازی النورا براون)، را روایت میکند که برای در امان ماندن از بمبارانهای متفقین، رم را به قصد زادگاهشان در منطقه کوهستانی سییرا ترک میکنند. آنها در این سفر پرخطر با مصائب و وحشیگریهای جنگ روبرو میشوند و در نهایت، حادثهای هولناک و ویرانگر، زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد. سوفیا لورن برای ایفای این نقش به یادماندنی، برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن شد و این فیلم به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار سینمایی درباره فجایع جنگ و مقاومت انسانی شناخته میشود.
خلاصه داستان: Futurama یک سریال انیمیشن کمدی علمی-تخیلی است که توسط مت گرونینگ، خالق The Simpsons، ساخته شده است. این سریال داستان فیلیپ جی. فرای، یک پیک پیتزای ۲۵ ساله را روایت میکند که در سال ۱۹۹۹ به طور تصادفی در یک دستگاه انجماد سریع قرار میگیرد و ۱۰۰۰ سال بعد، در ۳۱ دسامبر ۲۹۹۹، از خواب بیدار میشود. در دنیای آینده، فرای با موجودات عجیب و غریب، رباتها و فناوریهای پیشرفته روبرو میشود و به همراه دوستان جدیدش، از جمله ربات الکلی بندر و سایکلوپس یکچشم لیلا، در شرکت تحویل بینسیارهای پروفسور فارنسورث مشغول به کار میشود. این سریال با طنز هوشمندانه خود به مسائل اجتماعی، سیاسی و علمی میپردازد و در عین حال داستانهای ماجراجویانه و خندهدار تیم تحویل را به تصویر میکشد. Futurama ابتدا از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ از شبکه Fox پخش شد و سپس با استقبال طرفداران، در قالب چندین فیلم سینمایی و فصلهای جدید از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ بازگشت.
خلاصه داستان: چهار نوجوان شیفته موسیقی راک در اواخر دهه ۱۹۷۰، با گروه محبوبشان کیس (KISS) زندگی میکنند و آرزوی شرکت در کنسرت بزرگ آنها را در دیترویت دارند. اما مادر مذهبی و سختگیر یکی از آنها، بلیتهای کنسرت را میسوزاند و رویای آنها را نابود میکند. با این حال، دوستان مصمم میشوند به هر قیمتی که شده خود را به کنسرت برسانند و برای رسیدن به این هدف، دست به هر کاری میزنند؛ از دزدی و فریب گرفته تا مواجهه با مشکلات و ماجراهای خندهدار و غیرمنتظره در مسیرشان. این فیلم کمدی محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی آدام ریفکین، با بازیانی چون ادوارد فورلانگ، سام هانتینگتون و جوزف لاوورن کراول، داستان طنزآمیز و نوستالژیک نوجوانانی را روایت میکند که برای رسیدن به آرزویشان، تمام محدودیتها را کنار میزنند و لحظات مفرح و به یادماندنی را در شهری خلق میکنند که به خاطر موسیقی راکش شهرت دارد.
خلاصه داستان: در فیلم سینمایی «سهشنبهها با موری» (۱۹۹۹) به کارگردانی میک جکسون، میچ آلبوم (با بازی هنک آزاریا)، روزنامهنگاری موفق اما غرق در مادیات، پس از شانزده سال، استاد محبوب دانشگاهش، موری شوارتز (با بازی جک لمون)، را ملاقات میکند. او میفهمد که موری به بیماری ALS مبتلا شده و در آستانه مرگ است. این ملاقاتِ دوباره، سرآغاز سفر هفتگی میچ به خانه موری در هر سهشنبه میشود تا آخرین درسهای زندگی را درباره عشق، کار، خانواده و بخشش از این مرد خردمند بیاموزد. این روایت عمیقاً احساسی، اقتباسی از کتاب پرفروش خاطرات واقعی میچ آلبوم است که رابطهای استثنایی و آموزنده میان یک معلم و شاگردش را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «فانتازیا ۲۰۰۰» یک اثر سینمایی انیمیشن موزیکال به کارگردانی جیمز آلگار، گائتان برتزی، هندرسون، پیکت، پیکر و پیکر است که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد. این فیلم که ادامهدهنده روح «فانتازیا» (۱۹۴۰) والت دیزنی است، هفت بخش مجزا را با استفاده از انیمیشن کلاسیک و تکنیکهای مدرن به تصویر میکشد که هر کدام با قطعات ارکسترال مشهور مانند سمفونی شماره ۵ بتهوون، «پرنده آتشین» استراوینسکی و «پومپ و شکوه» الگار همراهی میشوند. داستانها از ماجراجوییهای یک پروانه در بهار و نبرد خیر و شر با پرنده آتشین تا داستان نهنگهای پرنده و زندگی شهری در «راپسودی در بلو» را در بر میگیرند. «فانتازیا ۲۰۰۰» با ترکیب موسیقی کلاسیک و هنر انیمیشن، تجربهای دیداری و شنیداری بینظیر را برای تمام سنین ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلمی در ژانر کمدی-درام به کارگردانی میشائل هانکه که در سال ۲۰۱۷ ساخته شد و با بازی ایزابل هوپر، ژان-لوئی ترنتینیان و ماتیو کاسوویتز، داستان خانوادهی ثروتمندی را در شمال فرانسه روایت میکند که درگیر مشکلات و تنشهای درونی هستند. این اثر که در جشنوارهی فیلم کن ۲۰۱۷ به نمایش درآمد، نگاهی تلخ و طنزآمیز به زندگی طبقهی مرفه جامعه دارد و بحرانهای اخلاقی و اجتماعی آنها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «عالیجناب» (Gorgeous) محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی وینسنت کوک و با بازی جکی چان، شو چی و تونی لونگ، داستان دختری جوان به نام بویی (با بازی شو چی) را روایت میکند که در یک روستای ساحلی کوچک زندگی میکند. او یک روز بطری حاوی نامهای عاشقانه پیدا میکند و برای یافتن نویسنده آن به هنگ کنگ سفر میکند. در آنجا با آلبرت (با بازی تونی لونگ)، مردی که ادعا میکند نویسنده نامه است، ملاقات میکند، اما به زودی متوجه میشود که او یک کارآگاه خصوصی است. در همین حال، بویی با سی (با بازی جکی چان)، مردی خوشقلب اما خشن که درگیر مشکلات تجاری است، آشنا میشود و بین آنها احساسات عمیقی شکل میگیرد. این فیلم ترکیبی از کمدی رمانتیک و اکشن است که در آن جکی چان علاوه بر بازیگری، نویسندگی و تهیهکنندگی را نیز بر عهده داشته است و صحنههای اکشن مهیج و مبارزات منحصربهفرد او از ویژگیهای بارز این اثر به شمار میرود.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۶۹، رئیس جمهور اولیسس اس. گرانت، دو مأمور مخفی به نامهای کاپیتان جیمز وست، یک قهرمان سابق جنگ داخلی و افسر ارتش، و آرتمیس گوردون، یک کارآگاه باهوش و متخصص در فنون استتار و اختراعات عجیب و غریب، را برای مقابله با یک تهدید مرموز علیه دولت فدرال بسیج میکند. این دو که روشهای کاملاً متفاوتی دارند، ابتدا با هم اختلاف دارند، اما به زودی متوجه میشوند که باید با هم متحد شوند تا از توطئهای عظیم جلوگیری کنند. آنها با یک نابغه شرور و دانشمند دیوانه به نام دکتر آریگیلیوس لاولیس، که از اندامهای قطعشده افراد مختلف، هیولاهای مکانیکی میسازد، روبرو میشوند. لاولیس که توسط یک ژنرال خیانتکار به نام «بلادی» کمک میشود، قصد دارد با استفاده از یک ماشین غولپیکر عنکبوتی به نام تارانتولا، ایالات متحده را به زانو درآورد و خود را به عنوان حاکم جدید این سرزمین معرفی کند. وست و گوردون در حالی که با یک زن مرموز و جذاب به نام ریتا اسکوبار نیز درگیر میشوند، در یک ماجراجویی پر از اکشن، تعقیب و گریز و طنز در سراسر غرب وحشی، باید این توطئه را خنثی کنند. این فیلم که بر اساس سریال تلویزیونی دهه ۶۰ ساخته شده، محصول سال ۱۹۹۹ و به کارگردانی بری ساننفلد است و ویل اسمیت، کوین کلاین، کنت برانا و سلما هایک در نقشهای اصلی آن به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: یک تیم فوتبال آمریکایی در شهر کوچکی از تگزاس به نام وست کین، که تحت سلطه سرمربی سختگیری به نام «باج کیلیان» قرار دارد، داستان اصلی این فیلم ورزشی را تشکیل میدهد. «جاناتان «ام.اکس» مکسون»، کاپیتان تیم و ستاره بیبدیل آن، با وجود فشارهای شدید پدرش، به دنبال کسب بورسیه تحصیلی از دانشگاهی بزرگ است. اما پس از مصدومیت او در بازی، مسئولیت هدایت تیم به «لانس هاربر»، یار ذخیره و دانشآموزی باهوش که علاقهای به شهرت ناشی از فوتبال ندارد، سپرده میشود. لانس باید بین اصول خود و خواستههای جامعهای که فوتبال را تنها راه موفقیت میداند، تعادل برقرار کند. او به همراه دیگر بازیکنان تیم، از جمله «بیلی باب»، که با مشکلات خانوادگی دست و پنجه نرم میکند، و «وندل»، که شخصیتی سرکش دارد، تلاش میکنند تا در کنار مقابله با روشهای خشن و غیراخلاقی سرمربی، هویت خود را بیابند. این فیلم محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی «برایان رابینز» و با بازی «جیمز ون در بیگ»، «جان وویت»، «پل واکر»، «اسکات کان» و «رون لستر» است که به بررسی فشارهای روانی و اجتماعی در دنیای ورزشهای دبیرستانی میپردازد.
خلاصه داستان: خانواده یاماداها یک خانواده ژاپنی معمولی متشکل از تاکشی (پدر)، ماتسوکو (مادر)، نوبورو (پسر نوجوان)، نونوکو (دختر کوچک) و شایجی (مادربزرگ پیر) هستند که در کنار هم زندگی میکنند. این انیمیشن کمدی و دلنشین، داستانی خطی ندارد، بلکه مجموعهای از اسکچهای کوتاه و طنزآمیز است که لحظات روزمره، مشکلات کوچک، خندهها، دعواها و عشقهای این خانواده را به تصویر میکشد. از بحثهای ساده سر شام گرفته تا تلاش پدر برای پیدا کردن تلویزیون در یک فروشگاه بزرگ، هر صحنه با نگاهی ظریف و طنازانه، فلسفهی زندگی و ارزشهای خانوادگی را در قالب داستانهایی کوتاه و به یاد ماندنی روایت میکند. انیمیشنی به یاد ماندنی از استودیو جیبلی که با سبک هنری منحصر به فرد آبرنگی خود، زیبایی را در سادگی زندگی روزمره جستجو میکند.