خلاصه داستان: مأمور گجت یک مأمور مخفی است که پس از یک حادثه آزمایشگاهی، بدنش با انواع ابزارهای مکانیکی و تکنولوژیکی پیشرفته جایگزین شده است. او با کمک برادرزادهاش پنی و سگ هوشمندش برین، برای مقابله با سازمان جنایتکار M.A.D و رهبر مرموز آن دکتر کلاو مأموریتهای مختلفی را انجام میدهد. این مجموعه پویانمایی محصول سال ۱۹۸۳ به کارگردانی برونو بیانکی، دیوید فینچر و دیگران است که داستان مأمور ناشی اما خوشقلبی را روایت میکند که همیشه در نهایت موفق میشود شر را شکست دهد.
خلاصه داستان: این فیلم تلویزیونی که در سال ۱۹۹۹ به کارگردانی رافائل زیمبالیست جونیور ساخته شد، یکی از قسمتهای مجموعه «مجموعه کتاب مقدس» است و داستان زندگی استر، دختری یهودی را روایت میکند که توسط پسرعموی خود مردخای بزرگ شده است. پس از آنکه وشتی، ملکه پادشاه اخشورش (احشوروش)، از فرمان پادشاه سرپیچی میکند، استر در مسابقه زیبایی شرکت کرده و به عنوان ملکه جدید انتخاب میشود. در این میان، هامان، وزیر اعظم پادشاه، که از مردخای به دلیل عدم احترام به او کینه به دل گرفته، نقشه میکشد تا تمام یهودیان قلمرو پادشاهی را از بین ببرد. استر با شجاعت تمام و با به خطر انداختن جان خود، نزد پادشاه رفته و هویت یهودی خود را فاش میکند تا قومش را از نابودی نجات دهد. لوک گاس و جین سیمور در نقشهای اصلی این درام تاریخی و مذهبی به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در لهستان تحت اشغال نازیها در طول جنگ جهانی دوم، مردی یهودی به نام یاکوب هایم در یک گتو زندگی میکند. او به طور تصادفی از یک ایستگاه رادیویی آلمانی خبری درباره پیشروی نیروهای شوروی میشنود که به زودی به این منطقه خواهند رسید. زمانی که یاکوب این خبر را با دیگران در میان میگذارد، مردم برای شنیدن آن هیجانزده میشوند. برای حفظ امید در میان ساکنان گتو، یاکوب مجبور میشود ادعا کند که یک رادیو مخفی دارد و اخبار را از آن میشنود، در حالی که چنین چیزی در واقعیت وجود ندارد. این دروغ به تدریج به منبع امیدی برای مردم تبدیل میشود، اما با گسترش آن، خطرات نیز افزایش مییابد، زیرا نگهبانان نازی به دنبال منبع این اطلاعات میگردند. رابین ویلیامز در نقش یاکوب هایم، همراه با آلن آرکین، هانک آزاریا و لیو شرایبر، در این درام تاریخی به کارگردانی پیتر کاسوویتز در سال ۱۹۹۹ بازی میکنند. این فیلم روایتگر قدرت امید و فداکاری در تاریکترین روزهای تاریخ است.
خلاصه داستان: یک معلم روستایی در یک مدرسه دورافتاده در چین، به دلیل مرخصی استعلاجی مجبور به ترک کلاس خود میشود. او از یک دختر نوجوان ۱۳ ساله به نام وی مینژی میخواهد که به عنوان معلم جایگزین، از کلاس مراقبت کند و به او قول میدهد که در ازای این کار، مبلغی اضافی به او پرداخت خواهد کرد. تنها شرط معلم این است که وقتی او بازگردد، حتی یک دانشآموز هم نباید از کلاس کم شده باشد. وی مینژی که خودش به تازگی تحصیلات ابتدایی را به پایان رسانده، با چالشهای زیادی روبرو میشود؛ دانشآموزان او را جدی نمیگیرند و یکی از شاگردان به نام ژانگ هویکه، به دلیل مشکلات مالی خانوادهاش مجبور به ترک مدرسه و رفتن به شهر برای کار میشود. حالا وی مینژی باید هر طور شده او را پیدا کرده و به مدرسه بازگرداند تا بتواند به قول خود به معلم اصلی عمل کند. این فیلم به کارگردانی ژانگ ییمو در سال ۱۹۹۹ ساخته شده و با بازیگرانی غیرحرفهای، داستانی واقعگرایانه و تأثیرگذار از تعهد، مسئولیت و اهمیت آموزش را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: هومر ولز، جوانی که در یتیمخانه بزرگ شده، تحت آموزش دکتر لارچ، پزشک و مدیر یتیمخانه، قرار دارد و با مهارتهای پزشکی آشنا میشود. پس از اینکه خانوادهای ثروتمند برای سقط جنین به یتیمخانه مراجعه میکنند، هومر تصمیم میگیرد یتیمخانه را ترک کرده و به همراه آنها به مزرعه سیب و کارخانه تولید آب سیب برود. در آنجا او با دنیای جدیدی از روابط انسانی، عشق و مسائل اخلاقی مواجه میشود. او عاشق کندی، دختر خانواده، میشود و در عین حال با تصمیمات دشوار اخلاقی درباره سقط جنین و زندگی شخصی خود دست و پنجه نرم میکند. هومر باید بین آموزههای دکتر لارچ و ارزشهای جدیدی که در زندگی تجربه میکند، تعادل برقرار کند. این فیلم به کارگردانی لاسه هالستروم، محصول سال ۱۹۹۹ و با بازی توبی مگوایر، شارلیز ترون و مایکل کین، داستانی عمیق درباره انتخابهای انسانی، عشق و مسئولیت است.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی دیوید لینچ که در سال ۱۹۹۹ ساخته شد و برخلاف آثار معمول این کارگردان، اثری آرام و انسانی است. داستان بر اساس زندگی واقعی آلوین استریت (با بازی ریچارد فارنزورث در نقش آکادمیک برجسته) است، مردی سالخورده که برای دیدار با برادر بیمارش لایل (با بازی هری دین استنتون) که سالها با او قهر بوده، سفری طولانی را با دستگاه چمنزنی خود آغاز میکند. او از آیووا تا ویسکانسین را با سرعت کم و پشتکار زیاد طی میکند و در مسیر با افراد مختلفی ملاقات میکند که هرکدام درسهای ارزشمندی به او میدهند. این فیلم پرترهای عمیق از بخشش، خانواده و اراده انسان است که با بازی درخشان فارنزورث و کارگردانی ظریف لینچ به اثری ماندگار تبدیل شده است.
خلاصه داستان: یک فیلم اکشن ماجراجویی ترسناک محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی استفان سامرز با بازی برندان فریزر، ریچل وایس و آرنولد وسلو در نقش ایمهوتپ. این فیلم داستان ریک اکانل، یک ماجراجوی آمریکایی را روایت میکند که در حین کاوش در شهر هاموناپترا، شهر گمشده مردگان، به طور تصادفی مومیایی یک کاهن خائن مصر باستان به نام ایمهوتپ را زنده میکند. ایمهوتپ که به خاطر عشق به معشوقه ممنوعهاش نفرین شده و زنده به گور شده بود، اکنون به هیولایی قدرتمند تبدیل شده و قصد دارد دنیای مدرن را نابود کند. ریک به همراهی Evelyn Carnahan، یک کتابدار و مصرشناس، و برادرش Jonathan باید قبل از آنکه ایمهوتپ معشوقهاش را احیا کند، راهی برای شکست دادن او بیابند. این فیلم با جلوههای ویژه تحسینبرانگیز و صحنههای اکشن نفسگیر، بازسازی کلاسیک فیلم ترسناک ۱۹۳۲ است و موفقیت آن منجر به ساخت دنبالههایی در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۸ شد.
خلاصه داستان: مککول اسکات، نویسندهی سیاهپوستی که در آستانهی انتشار اولین رمان پرفروش خود قرار دارد، برای شرکت در مراسم عروسی بهترین دوستش، هارپر استوارت، به نیویورک بازمیگردد. او در این مراسم با لیسی، معشوقهی سابق خود که اکنون نامزد هارپر است، رودررو میشود. در میان شوخیها، رقصها و بازیهای دوران دانشجویی، مککول باید با احساسات سرکوبشدهی خود، حسادتهای قدیمی و رازی بزرگ که در رمانش دربارهی دوستانش فاش کرده، کنار بیاید. این راز به تدریج برملا میشود و زندگی همه، از جمله رابطهی او با لیسی و دوستیاش با هارپر، را در معرض فروپاشی قرار میدهد. این فیلم محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی مالکوم دی. لی و با بازی تی مورفی، مورین نیس، تی دیگز و نایا لانگ است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۵، کارگردان برجسته، دیوید فینچر، با همکاری بازیگران تحسینشدهای چون جیک جیلنهال، وایولا دیویس و اسکار آیزاک، فیلم مهیج و روانشناختی «شوکران» (Hemlock) را خلق کرده است. داستان حول محور یک روانپزشک برجسته (جیلنهال) میگردد که برای درمان یک بیمار مرموز و بسیار خطرناک (آیزاک) استخدام میشود. اما به زودی متوجه میشود که این بیمار، یک قاتل زنجیرهای باهوش است که بازی ذهنی پیچیدهای را با او آغاز کرده و مرزهای واقعیت و توهم را در هم میآمیزد. وایولا دیویس در نقش کارآگاهی مصمم، سعی در متوقف کردن این قاتل دارد، در حالی که جیلنهال برای نجات جان خود و افشای رازهای تاریک گذشته بیمار، به عمق ذهن او نفوذ میکند. این فیلم با فضاسازی تاریک و پرتعلیق خود، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر یک بازی مرگبار ذهنی نگه میدارد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۲، کارگردان جان مک تیرنان با اقتباس از رمان «خواران» نوشته مایکل کرایتون، فیلم سینمایی «جنگاور سیزدهم» را با بازی آنتونیو باندراس در نقش احمد ابن فضلان، شاعر و مأمور عرب تبعید شده از دربار خلیفه بغداد، خلق کرد. داستان هنگامی آغاز میشود که ابن فضلان به اجبار به سرزمینهای شمالی سفر میکند و در آنجا با گروهی از وایکینگهای به رهبری بولویف (ولادیمیر کولیش) روبرو میشود. او به عنوان جنگاور سیزدهم به این گروه میپیوندد تا در نبردی مرگبار علیه موجوداتی اسرارآمیز و خونخوار به نام «وندال» که قبیلهای را به وحشت انداختهاند، شرکت کند. این فیلم با ترکیب اکشن، ماجراجویی و عناصر فانتزی، روایتگر همکاری و دوستی میان فرهنگهای مختلف در مواجهه با تهدیدی مشترک است.