خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۱، گیرمو دل تورو کارگردان مکزیکی فیلم ترسناک گوتیک «ستون فقرات شیطان» را ساخت که داستانی فراموشنشدنی را در دوران جنگ داخلی اسپانیا روایت میکند. کارلوس، پسربچهی یتیمی که به یتیمخانهی دورافتادهای فرستاده میشود، به زودی متوجه حضور روح یک پسر دیگر به نام سانتی است که در محوطه پرسه میزند. این یتیمخانه که توسط کارمن و دکتر کاسارس اداره میشود، اسرار تاریکی را در خود پنهان کرده است. کارلوس به تدریج با کمک دیگر بچهها، به خصوص خایمه، پرده از راز مرگ سانتی و گنج پنهانی که در ساختمان نهفته است برمیدارد. در این میان، خشونت و ترس ناشی از جنگ، فضای یتیمخانه را تحتالشعاع قرار داده و خطری واقعی از سوی جاسوسها و افراد شرور، زندگی کودکان را تهدید میکند. این فیلم با بازی فرناندو تیلو، ادواردو نوریگا و فدریکو لوپی، ترکیبی استادانه از ژانر ترسناک، درام و عناصر ماوراءالطبیعه است که بر تنهایی، از دست دادن معصومیت و عواقب ویرانگر جنگ تمرکز دارد.
خلاصه داستان: تنش در میان خدمه تمیز کردن آزبست در حالی که در یک بیمارستان روانی متروکه کار می کنند با گذشته وحشتناکی که به نظر می رسد در حال بازگشت است بالا می گیرد.
خلاصه داستان: این انیمیشن محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی جیم استروپ و با بازیگری صداپیشگانی چون اسکات اینز، ماری کی برگمن، فرانک ولکر و بی جی وارد است. داستان هنگامی آغاز میشوید که شگی، دوپه، ولما، فرد و دارفنی در حال گشتوگذار در یک پارک تفریحی هستند که ناگهان با یک هیولای مجازی به نام فانتوم ویروس روبرو میشوند. این هیولا از یک بازی ویدیویی جدید به نام «تعقیب سایبری» فرار کرده و به دنیای واقعی آمده است. گروه اسکوبی-دو برای مقابله با این تهدید، مجبور میشوند وارد دنیای دیجیتال بازی شوند و در ۱۰ مرحله مختلف، هیولاهای کلاسیک سریال را شکست دهند تا بتوانند فانتوم ویروس را به دام بیندازند و به دنیای واقعی بازگردند. در این ماجراجویی پرهیجان، آنها با نسخههای سایبری خود نیز ملاقات میکنند و باید با همکاری یکدیگر، دنیای بازی را نجات دهند.
خلاصه داستان: در یک روز پایانی تابستان در سال ۱۹۸۱، در کمپ فایروود برای بزرگسالان، گروهی از مشاوران و کارکنان با شخصیتهای عجیب و غریب، آخرین روز کاری خود را سپری میکنند. بث، مشاور مسئول، سعی میکند با اندی، مشاور ورزشی که به او علاقه دارد، رابطه برقرار کند، در حالی که کولی، مشاور هنری، با مککینزی، مشاور تازهکار، وارد ماجراجویی میشود. در همین حال، گری، مشاور علوم، در تلاش است تا جلوی برخورد یک قطعه از اسکای لب به کمپ را بگیرد. این فیلم کمدی به کارگردانی دیوید وین و با بازیگری جین گارفالک، دیوید هاید، مایکل شووالتر، پل رود، برادلی کوپر و امی پولر، با طنزی هوشمندانه و احمقانه، فضای نوستالژیک کمپهای تابستانی دهه ۸۰ را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو پسر به نامهای سیلاس و جمال تصمیم گرفتند روزی سیگاری جادویی بکشند که در نهایت به آنها کمک میکند تا در آزمون ورودی کالج خود را تسریع کنند.
خلاصه داستان: فیلم «باورمند» (۲۰۰۱) به کارگردانی هنری بین، با بازی خیرهکننده رایان گاسلینگ در نقش دنی بالارد، داستان جوانی یهودی-آمریکایی را روایت میکند که به دلیل بحران هویتی عمیق، به ایدئولوژی نئونازی گرایش پیدا میکند و همزمان با نفرتپراکنی علیه همنژادان خود، درونیات پیچیدهاش را با تفسیرهای تحریفشده از تورات توجیه مینماید؛ این درام تحسینشده بر اساس زندگی واقعی دن بورکویتز ساخته شده و کاوشی نفسگیر در تناقضات باور، هویت و افراطگرایی است.
خلاصه داستان: سریال «چیزی که مرا به یاد آورد» (۲۰۲۳) به کارگردانی کریستین زوبرت با بازیهای درخشان نینا گومیچ در نقش لیزا، مأمور پلیس تنها و مصمم، و رونالد زرفلد در نقش پیتر، مرد مرموزی که وارد زندگیاش میشود، داستانی نفسگیر از دوران پس از اتحاد آلمان در برلین ۱۹۹۰ روایت میکند؛ جایی که لیزا با کشف جسدهای زنان جوان وارد پروندهای پیچیده از قاتل زنجیرهای میشود و در حالی که روابط عاطفیاش با پیتر عمیقتر میگردد، شکهای فزایندهای نسبت به هویت واقعی او پیدا میکند و مرز میان عشق و خطر به شدت محو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «باشگاه خودکشی» (۲۰۰۱) به کارگردانی سیون سونو، داستان موج وحشتناکی از خودکشیهای دستهجمعی را در ژاپن روایت میکند که با پرش همزمان ۵۴ دانشآموز دبیرستانی به زیر قطار در ایستگاه شینجوکو آغاز میشود و به سرعت سراسر کشور را فرا میگیرد. پلیس تحت رهبری کارآگاه کوروساوا (ریو ایشیباشی) و شریک جوانش (ماساتو نگاسه) درگیر تحقیقات پیچیدهای میشود که به گروه مرموزی به نام «باشگاه خودکشی» و نمادهای عجیب مانند تیشرتهای سفید با نقش دست خونآلود میرسد، در حالی که جامعه ژاپن با بحران هویت و انزوا دست و پنجه نرم میکند و فیلم با ترکیبی از وحشت، نقد اجتماعی و عناصر سوررئال، مرزهای زندگی و مرگ را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: معلم پیانو (۲۰۰۱)، ساخته میشائیل هانکه با بازی ایزابل هوپر در نقش اریکا کوهوت و بندیکت ماجیمل در نقش والتر، داستان معلم پیانوی چهلساله و منزوی را روایت میکند که تحت سلطه مادر بیشازحد کنترلگر خود زندگی میکند و تمایلات سرکوبشده سادیستی و مازوخیستیاش را در رابطهای پرتنش و خطرناک با شاگرد جوان و پرشور خود بروز میدهد، که این رابطه به مرزهای جنون و خشونت میرسد و هنجارهای اجتماعی و روانی را به چالش میکشد.