خلاصه داستان: یک شب در مک کولز، داستان سه مرد را روایت میکند که هر کدام به نوعی عاشق یک زن جوان به نام جولی میشوند. این سه مرد که یکی از آنها وکیل، دیگری تبهکار و سومی پلیس است، در حالی که برای جلب توجه جولی با یکدیگر رقابت میکنند، متوجه میشوند که او در مرکز یک ماجرای پیچیده و خطرناک قرار دارد. داستان از زوایای دید مختلف هر یک از این مردان پیش میرود و تناقضهای موجود در روایتهایشان، بیننده را به این فکر میاندازد که آیا جولی یک قربانی معصوم است یا یک دستکاریگر حیلهگر که از شور و اشتیاق مردان برای اهداف خود استفاده میکند.
خلاصه داستان: فیلم «جاده مالهالند» به کارگردانی دیوید لینچ، داستان زنی جوان به نام بتی الدام را روایت میکند که برای رسیدن به رویای بازیگری به لسآنجلس میآید. او در خانه عمهاش با دختری به نام ریتا که دچار فراموشی شده، آشنا میشود و تلاش میکند تا هویت گمشده او را کشف کند. در این میان، داستانهای پیچیده و توهمگونهای از جمله ماجرای یک کارگردان سینما و همسرش، و داستان یک قاتل، در هم میآمیزند و بیننده را به سفری روانشناختی و رازآلود میبرند که در نهایت همه چیز به یک کابوس شبانه ختم میشود.
خلاصه داستان: فیلم مامبوی هزاره (Millennium Mambo) به کارگردانی هو شیائو-هسien در سال 2۰۰۱، داستان دختری به نام ویکی را روایت میکند که در تایپه درگیر رابطهای عاشقانه و پرتنش با جک، دوستپسر خشنش، است. او در این میان با دوستپسر سابق جک، هائو، آشنا میشود و این آشنایی، سرآغاز تحولی عمیق در زندگی ویکی میشود. داستان در فضایی از موسیقی تکنو، شبزندهداریها و جستجوی معنا در میانهی جامعهی مدرن تایوان روایت میشود.
خلاصه داستان: یک منجم آماتور به نام پروت به دلیل ادعای عجیب خود مبنی بر اینکه از سیارهای به نام کی-پاکس آمده، در بیمارستان روانی بستری میشود. دکتر مارک پاول، روانپزشک او، تلاش میکند تا با استفاده از روشهای علمی، حقیقت را در مورد این مرد مرموز کشف کند، اما در طول درمان، مرز بین واقعیت و توهم به تدریج محو میشود.
خلاصه داستان: در تابستان سال ۲۰۰۱، در شهر ساحلی کوچکی در مین، داستان «در اتاق خواب» روایت میشود. روت استرلینگ، پزشک ارشد شهر، و همسرش مارتا، معلم مدرسه، زندگی آرامی را سپری میکنند. تنها پسرشان، فرانک، که در دانشگاه تحصیل میکند، برای تعطیلات تابستانی به خانه بازگشته و مشغول کار در کشتیگیری محلی است. فرانک که به زنی مسنتر به نام ناتالی، که از شوهر خشنش جدا شده و دو فرزند دارد، دل بسته، رابطهای پرشور و عاشقانه را آغاز میکند. اما این رابطه با مخالفت شدید والدین فرانک و ناتالی روبرو میشود. وقتی شوهر ناتالی، از رابطه آنها باخبر میشود، تنشها بالا میگیرد و درگیری فیزیکی بین او و فرانک رخ میدهد. در این میان، پلیس محلی سعی در آرام کردن اوضاع دارد، اما خشونت نهفته در زیر پوست این جامعه کوچک، در نهایت منجر به وقوع حادثهای دلخراش و غیرمنتظره میشود که زندگی همه را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: سریال هیست (Heist) در سال 2022 منتشر شد و داستان دو برادر به نامهای مایکل و مارکوس را روایت میکند که برای نجات خواهرشان از یک باند تبهکاری، نقشه سرقت از یک کازینو را طراحی میکنند. این سریال با ترکیبی از هیجان، تعلیق و روابط خانوادگی، مخاطبان را تا آخرین لحظه درگیر ماجراهای پیچیده و غیرمنتظره نگه میدارد.
خلاصه داستان: فیلم «دلشکستهها» (Heartbreakers) داستان دو زن به نامهای مکس (سیگورنی ویور) و پیج (جنیفر لاو هیویت) را روایت میکند که مادر و دختری هستند و با استفاده از حیلهگری و فریب مردان ثروتمند، از آنها پول میگیرند. آنها در سال ۲۰۰۱، در آخرین کار خود، قصد دارند یک تاجر نفت به نام ویلیام تندی (ریکی مارتین) را سر کیسه کنند، اما وقتی پیج عاشق او میشود، نقشههایشان به هم میریزد و مجبور میشوند برای نجات جان و عشق خود، با یکدیگر همکاری کنند.
خلاصه داستان: گاسفورد پارک در سال ۲۰۰۱ به کارگردانی رابرت آلتمن و نویسندگی جولیان فلوز داستان یک گردهمایی اشرافی در عمارتی در انگلستان در سال ۱۹۳۲ را روایت میکند. در این میهمانی که با شکار اردک همراه است، تیراندازی به یکی از میزبانان منجر به آشکار شدن رازهای پنهان میان اربابان و خدمتکاران میشود و تضادهای طبقاتی و روابط پیچیده آنها را برملا میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «دیستنس» داستان مردی به نام سام را روایت میکند که پس از سالها دوری از خانواده، برای ملاقات با پدرش که در آستانه مرگ است، به خانه پدری بازمیگردد. در این ملاقات، او با خاطرات تلخ و کینههای قدیمی روبرو میشود که باعث شده بود سالها پیش از خانه فرار کند. در طول مدت حضورش، سام تلاش میکند تا با گذشته خود کنار بیاید و رابطهاش را با اعضای خانواده، از جمله برادرش که احساسات متفاوتی دارد، ترمیم کند. این بازگشت اجباری، او را در معرض آزمونهایی قرار میدهد که نه تنها مرزهای عاطفی، بلکه فاصلههای عمیق میان اعضای خانواده را نیز به چالش میکشد.
خلاصه داستان: نیکول کیدمن در نقش نادیا، یک زن روسی مرموز و اغواگر که از طریق یک سایت نامزدی از راه دور با جان، کارمند بانکی خجالتی و تنها در انگلستان آشنا میشود. جان که به دنبال عشقی واقعی است، نادیا را به خانه خود میآورد، اما به زودی متوجه میشود که او نه تنها انگلیسی بلد نیست، بلکه دو مرد روسی مشکوک به نامهای یوری و الکسی نیز به دنبالش به انگلستان آمدهاند. در آستانه تولد جان، ماجراهای غیرمنتظره و پیچیدهای رخ میدهد که زندگی آرام او را به کلی دگرگون میکند. این فیلم کمدی-هیجانی محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی جز باتروورث، با بازی نیکول کیدمن، بن چاپلین، ونسان کسل و متیو کسوویتز، داستانی پرپیچ و خم از عشق، فریب و ماجراجویی را به تصویر میکشد.