خلاصه داستان: در ادامه ماجراهای سه فرشته جذاب و باهوش، «فرشتگان چارلی: تمام مخملی» (۲۰۰۳) به کارگردانی مکجی، ناتالی (کامرون دیاز)، دیلن (درو بریمور) و الکس (لوئیس لیو) را دنبال میکند که این بار با یک تهدید مرگبار مواجه شدهاند. دشمنان قدیمی و جدید، از جمله «فرشتگان سابق» خیانتکار، برای به دست آوردن دو حلقه حاوی اطلاعات محرمانه و خطرناک که میتواند هویت تمامی فرشتگان فعال در سراسر جهان را فاش کند، دست به کار شدهاند. این سه زن قدرتمند باید با استفاده از مهارتهای رزمی خارقالعاده، استتارهای خلاقانه و طنز همیشگی خود، در یک مأموریت پرپیچ و خم از رم تا مغولستان، از این اطلاعات محافظت کرده و توطئهای جهانی را خنثی کنند. در این میان، رازهای گذشته دیلن نیز آشکار میشود و او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۳، آنتونی مینگلا کارگردان بریتانیایی، فیلم حماسی «کوهستان سرد» را بر اساس رمانی به همین نام از چارلز فرازیر ساخت. این فیلم با بازی جود لا، نیکول کیدمن و رنه زلووگر، داستانی عاشقانه و دردناک را در بحبوحه جنگ داخلی آمریکا روایت میکند. داستان حول محور اینمن (جود لا)، سربازی از ایالت کنفدراسیون، میچرخد که پس از مجروح شدن، جنگ را رها کرده و سفری طولانی و پرخطر را به سوی خانه و معشوقهاش، آدا (نیکول کیدمن)، آغاز میکند. آدا، بانویی تحصیلکرده که به تازگی پدرش را از دست داده، در مزرعهای دورافتاده در کوهستان سرد کارولینای شمالی، تنها و درمانده مانده است. در این میان، روبی (رنه زلووگر)، زنی روستایی و قوی، به او کمک میکند تا بر مشکلات غلبه کرده و مزرعه را سرپا نگه دارد. این فیلم که برنده یک اسکار شد، جدایی، امید و قدرت عشق را در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ آمریکا به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک راهب تبتی کهنگان که وظیفه حفاظت از طومار باستانی حاوی قدرت بیپایان را بر عهده دارد، پس از شصت سال سرگردانی در جستجوی جانشینی مناسب است. کار در هنگ کنگ، او با کار، یک دزد جوان خیابانی که مهارتهای رزمی فوقالعادهای دارد، روبرو میشود. این دو به همراه دختری مرموز به نام بد، باید در برابر نیروهای شیطانی که به دنبال طومار هستند، بجنگند. فیلم اکشن-فانتزی «راهب گلولهپوش» محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی پل هانتر و با بازی چو یون-فات، سیامن کالینز و جیمی کینگ، داستانی پر از مبارزات رزمی خیرهکننده و طنز را روایت میکند.
خلاصه داستان: عمر شریف در نقش برادر محمد، مرد صوفی مسلک مهربانی که تمام محله او را با عنوان «مسیو ابراهیم» میشناسند، در فیلمی به کارگردانی فرانسوا دوپرون در سال ۲۰۰۳ ظاهر شده است. مومو، نوجوان یهودی تنها که در محله فقیرنشین پاریس زندگی میکند، به تدریج با این پیرمرد خردمند که صاحب یک مغازه خواربارفروشی است، دوست میشود. ابراهیم که به زندگی مومو علاقهمند شده، نقش پدری مهربان را برای او ایفا میکند و با تعالیم صوفیانه خود، راه و رسم زندگی و عشق را به او میآموزد. این دوستی عمیق و تأثیرگذار، مسیر زندگی مومو را برای همیشه تغییر میدهد و او را با ارزشهای انسانی والایی آشنا میسازد.
خلاصه داستان: «زندگی من بدون من» (۲۰۰۳) به کارگردانی ایزابل کوشت و با بازیگری تحسینبرانگیز سارا پلی، روایتگر زندگی آن (۲۳ ساله) است؛ زنی جوان که در حاشیه شهر زندگی میکند، با همسرش و دو دختر کوچکش در یک کاروان ساکن است و در دانشگاه شبانه کار میکند. زندگی یکنواخت او با تشخیص پزشکی ویرانگری دگرگون میشود: سرطان پیشرفته رحم که تنها دو ماه به او فرصت زندگی میدهد. آن، به جای غرق شدن در ناامیدی، تصمیم میگیرد این راز را از خانواده پنهان کند و فهرستی از کارهایی را که میخواهد قبل از مرگ انجام دهد، تهیه میکند. او با مردی غریبه (مارک روفالو) وارد رابطه عاطفی میشود، برای شوهرش (اسکات اسپیدمن) همسر آیندهای را جستجو میکند و سعی میکند هر لحظه باقیمانده را با دخترانش پر از خاطراتی ماندگار کند. این فیلم با نگاهی ظریف و انسانی، مرزهای زندگی و مرگ را کاوش میکند و نشان میدهد که چگونه مواجهه با پایان میتواند به زندگی معنا و عمق بیسابقهای ببخشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «موسیو ابراهیم و گلهای قرآن» (۲۰۰۳) به کارگردانی فرانسوا دوپرون، داستان رابطه عمیق و تحولآفرین میان موسیو ابراهیم (با بازی عمر شریف)، فروشنده مسلمان سالخورده ترک، و مویزو (با بازی پیر بولانژه)، نوجوان یهودی تنها در محله فقیرنشین پاریس در دهه ۱۹۶۰ را روایت میکند. پس از آنکه پدر مویزو او را ترک میکند، موسیو ابراهیم که تا پیش از آن مانند پدربزرگی مهربان برای او بود، رسماً سرپرستی اش را بر عهده میگیرد و این دو با هم سفری به ترکیه را آغاز میکنند که در آن مویزو با فرهنگ، عرفان و معنویت جدیدی آشنا میشود. این رابطه پدرانه و فرزندانه، زندگی هر دو را دگرگون کرده و درسهای ماندگاری از عشق، پذیرش و خانواده را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «پنج» اثری هنری و تأملبرانگیز از عباس کیارستمی است که در سال ۲۰۰۳ میلادی ساخته شد. این کارگردان برجسته ایرانی، این فیلم را به احترام و یادبود یاسوجیرو ازو، کارگردان افسانهای ژاپنی، خلق کرده است. فیلم از پنج بخش بلند و بدون دیالوگ تشکیل شده است که هر کدام یک نما (پلان سکانس) هستند و در کنار ساحل به تصویر کشیده میشوند. در این بخشها، دوربین کیارستمی به تماشای امواج دریا، راه رفتن افراد روی ساحل، سگها و اردکهای چوبی در آب مینشیند و مخاطب را به تأملی عمیق درباره طبیعت، زمان و زندگی دعوت میکند. این اثر که در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد، نمونهای درخشان از سینمای شاعرانه و مینیمال کیارستمی است که در آن، داستانسرایی کلاسیک جای خود را به مشاهدهای ظریف و پراحساس از جهان اطراف میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۳، جکی چان و اوون ویلسون در دومین همکاری موفق خود با کارگردانی دیوید دابکین، در فیلم کمدی-اکشن «شوالیه های شانگهای» (Shanghai Knights) به ایفای نقش پرداختند. این فیلم دنبالهی موفق «شانگهای نون» (Shanghai Noon) است که در آن چان رونگ و ویلسون روی آتلانتیس، دو دوست ناجور اما وفادار، برای حل یک توطئهی بزرگ در لندن ویکتوریایی گرد هم میآیند. داستان زمانی آغاز میشود که خواهر کوچک رونگ، لین (با بازی فان بینگ بینگ)، پس از قتل پدرشان که محافظ شخصی امپراتور چین بود، به لندن میآید تا انتقام بگیرد. رونگ و روی که اکنون در نیویورک مشغول کار هستند، برای کمک به او به بریتانیا سفر میکنند و در آنجا با یک توطئهی مرموز برای ترور خانواده سلطنتی و سرقت گنجینههای ارزشمند چین روبرو میشوند. این دو با همکاری یکدیگر و با استفاده از مهارتهای رزمی خارقالعاده رونگ و طنز و جذبهی ذاتی روی، باید با شخصیت شروری به نام لرد نلسون راث (ایدن گیلن) و دستیار مرموزش وو (دون نی) مقابله کنند. این ماجراجویی پر از سکانسهای اکشن نفسگیر و طنز موقعیتهای خندهدار است که در نهایت به دوستی عمیقتر این دو شخصیت منجر میشود.
خلاصه داستان: هلن تروآ محصول سال ۲۰۰۳، یک مینیسریال حماسی به کارگردانی جان کنت هریسون است که داستان افسانهای جنگ تروآ را از دیدگاه هلن، ملکه اسپارتا روایت میکند. در این سریال، سیئنارا بلو در نقش هلن، متیو مارسدن در نقش پاریس، روفوس سوئل در نقش آگاممنون و جان ریز-دیویس در نقش پریاموس به ایفای نقش پرداختهاند. داستان با عشق پنهانی هلن و پاریس، شاهزاده تروآ، آغاز میشود. پاریس که برای مأموریتی دیپلماتیک به اسپارتا سفر کرده، عاشق هلن، همسر منلائوس، پادشاه اسپارتا میشود. هلن نیز که در زندگی زناشویی خود ناخشنود است، به عشق پاریس پاسخ میدهد و سرانجام با او به تروآ فرار میکند. این فرار خشم منلائوس و برادرش آگاممنون، پادشاه میسنی را برمیانگیزد و آنها سپاهی عظیم از جنگجویان یونانی را برای بازپس گرفتن هلن و نابودی تروآ گرد هم میآورند. محاصره ده ساله تروآ آغاز میشود و هلن که در قلب این طوفان گرفتار شده، شاهد ویرانی و مرگ بیشماری است که به خاطر عشق او به بار آمده است. این سریال با بهرهگیری از جلوههای ویژه و صحنههای نبرد باشکوه، روایتی انسانی و دراماتیک از یکی از بزرگترین افسانههای تاریخ ارائه میدهد و به بررسی پیامدهای ویرانگر عشق، غرور و انتقام میپردازد.
خلاصه داستان: لی دیویس، یک مادر رواندرمانگر بیوه، با دختر نوجوانش آنا که در آستانه ازدواج مجدد با آقای معلمش است، دچار مشکل ارتباطی است. آنا که در گروه موسیقی راک خود نوازنده گیتار است، به دلیل مخالفت مادرش با اجرای گروه در شب عروسی، با او دچار اختلاف میشود. این تنشها زمانی به اوج میرسد که در یک رستوران چینی، با خوردن بیسکویتی جادویی، روحشان با هم عوض میشود. حالا لی باید در بدن دخترش به مدرسه برود و با چالشهای نوجوانی روبرو شود، در حالی که آنا نیز در بدن مادرش باید مراسم عروسی را مدیریت کند و با مسئولیتهای بزرگسالی دست و پنجه نرم کند. این تجربه عجیب و طنزآمیز به آنها کمک میکند تا با درک احساسات و مشکلات یکدیگر، رابطه عمیقتری پیدا کنند.