خلاصه داستان: مردی مرموز و جذاب به نام آرسن لوپن که استاد تغییر چهره و دزدی است، در اوایل قرن بیستم پاریس را به بازی میگیرد. او که از هوش سرشار و مهارتهای بینظیرش برای به چالش کشیدن سیستم و ثروتمندان فاسد استفاده میکند، همواره یک قدم از بازرس گانیه، کارآگاه مصممی که برای دستگیری او تلاش میکند، جلوتر است. این سریال فرانسوی که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد و توسط جورج کی و لوئیس لتیر کارگردانی شده، با بازی اومار سی در نقش اصلی، داستانی پر از توطئه، ماجراجویی و انتقام را روایت میکند که در آن هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست.
خلاصه داستان: در این انیمیشن موزیکال که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد، پرنسس آنلیس که در قصر زندگی میکند با دختری فقیر به نام اریکا آشنا میشود که ظاهری کاملاً شبیه به او دارد. آن دو تصمیم میگیرند برای نجات پادشاهی از دست وزیر شرور و کمک به یکدیگر، جای خود را عوض کنند. این فیلم که بر اساس داستان کلاسیک شاهزاده و گدا ساخته شده، با موسیقیهای زیبا و شخصیتهای دوستداشتنی، ماجراجوییهای جذابی را به تصویر میکشد و پیامهای ارزشمندی درباره دوستی، شجاعت و اهمیت راستگویی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: این فیلم سینمایی محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی مایکل وینترباتم، داستان رابطه عاطفی و جنسی میان مت، یک دانشمند جوان انگلیسی (با بازی کیران اوبراین) و لیزا، یک دانشجوی آمریکایی (با بازی مارگو استیلی) را روایت میکند. داستان در قالب فلاشبک روایت میشود؛ مت در حالی که بر فراز قطب جنوب پرواز میکند، خاطرات رابطه یکساله خود با لیزا را به یاد میآورد. رابطه آنها که حول محور کنسرتهای راک و موسیقی شکل گرفته، با گذشت زمان عمیقتر میشود اما در نهایت با جدایی پایان مییابد. این فیلم به دلیل صحنههای صریح جنسی و استفاده از موسیقی زنده در صحنههای کنسرت، بحثبرانگیز شد و توجه زیادی به خود جلب کرد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «3-Iron» (2004) به کارگردانی کیم کی-دوک، داستان مرد جوان مرموزی به نام تهی-سوک (جی هیون-جون) را روایت میکند که به جای خانههای خالی میرود و در غیاب صاحبانشان زندگی میکند. او نه دزدی میکند و نه خرابکاری میکند، بلکه به کارهای کوچکی مانند تعمیر وسایل یا شستن لباسها میپردازد. روزی در یکی از این خانهها با سون-هوا (لی سونگ-هیون)، زنی که مورد آزار همسرش قرار دارد، مواجه میشود. این دیدار زندگی هر دو را برای همیشه تغییر میدهد و آنها وارد یک رابطه غیرکلامی و عمیق میشوند که مرزهای واقعیت و خیال را در هم میآمیزد. فیلم که با نام «خانه خالی» نیز شناخته میشود، اثری شاعرانه و تأملبرانگیز درباره انزوا، ارتباط و رهایی است.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی ساموئل کیلر و با بازی الیزابت رام، داستان زنی به نام سارا را روایت میکند که پس از سالها دوری از خانواده، برای دیدار مادرش بازمیگردد. اما ورود یک مهمان ناخوانده به نام جیمز، که مدعی است دوست صمیمی برادر فقید سارا است، آرامش این دیدار را برهم میزند. سارا که نسبت به حضور او مشکوک است، تلاش میکند حقیقت را کشف کند و در این مسیر با رازهای خانوادگی و خاطرات دردناک گذشته مواجه میشود. این ملاقات به ظاهر ساده، به تدریج به یک رویارویی پرتنش و احساسی تبدیل میشود که سرنوشت همه را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم پلیسی فرانسوی محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی الیویه مارشال که داستان دو افسر پلیس به نامهای دنیل مونیه (با بازی دپاردیو) و لوئیس شینینسکی (با بازی آمل) را روایت میکند. این دو مأمور واحد جرائم سازمانیافته در منطقه ۳۶ پاریس هستند که برای دستگیری یک باند قاچاقچی مواد مخدر خطرناک تحت تعقیب قرار میگیرند. در جریان این مأموریت پیچیده، آنها با فساد درون سازمان پلیس مواجه شده و مجبور به مبارزه نه تنها با جنایتکاران، بلکه با خیانت همکاران خود نیز هستند. فیلم با بازی قدرتمند دپاردیو و فضای تاریک و پرتنش خود، تصویری واقعگرایانه از دنیای زیرزمینی پلیس پاریس را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در این کمدی رمانتیک به یاد ماندنی به کارگردانی گری وینیک که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد، جنیفر گارنر در نقش جنا رینک، دختری ۱۳ ساله در سال ۱۹۸۷، بازی میکند که آرزوی بزرگ شدن و محبوب شدن دارد. پس از یک اتفاق جادویی در جشن تولدش، جنا ناگهان خود را در سال ۲۰۰۴ و در بدن ۳۰ سالهاش مییابد؛ زنی موفق و سردبیر مجلهای معروف در نیویورک. اما او به سرعت متوجه میشود که زندگی رویاییاش به قیمت از دست دادن دوست صمیمی دوران کودکیاش، مت فلاملین (با بازی مارک رافلو)، تمام شده است. جنا که هنوز ذهنیت یک نوجوان ۱۳ ساله را دارد، سعی میکند زندگی جدیدش را بفهمد و مسیر اشتباه گذشته را اصلاح کند تا شاید بتواند عشق واقعی و دوستیهای ارزشمندش را بازگرداند. کریستینا آپلگیت، جودی گریر و اندی سرکیس از دیگر بازیگران این فیلم خاطرهانگیز هستند.
خلاصه داستان: عباس کیارستمی در مستند «ده در ده» (۲۰۰۴) که در ایران با نام «ده» نیز شناخته میشود، مخاطب را به سفری تأملبرانگیز در دل فرآیند خلاقیت خود میبرد. او با دوربین دیجیتال کوچک خود در اتومبیلش، در جادههای زیبای توسکانی در ایتالیا، ده نکته کلیدی و فلسفه شخصی خود درباره سینما را به اشتراک میگذارد. کیارستمی که خود کارگردان تحسینشدهای است، از نور طبیعی، سادگی، و اهمیت قصهگویی میگوید و با مثالهایی از فیلمهایش مانند «طعم گیلاس» و «زیر درختان زیتون»، دیدگاه منحصربهفردش را درباره رابطه میان واقعیت و ساختار سینمایی تشریح میکند. این فیلم نه یک درسنامه خشک، بلکه مکاشفهای صمیمی از ذهن یکی از بزرگترین سینماگران جهان است که مخاطب را به درک عمیقتری از هنر هفتم میرساند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «هدف» (Lakshya) محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی فرحان اختر و با بازیگری هریتک روشن، پریم چوپرا و آمیتاب باچان، داستان جوانی به نام کاران شراستاو را روایت میکند که در ابتدا فردی بیهدف و سرگردان است و از تصمیمگیری برای آینده خود عاجز است. پس از فشار خانواده و دوستش رومیل، او به ارتش هند میپیوندد اما در ابتدا انگیزهای برای ماندن ندارد و قصد فرار دارد. با این حال، به تدریج و تحت آموزشهای سخت و نظم نظامی، تحولی عمیق در او ایجاد میشود و به سربازی متعهد و مسئولیتپذیر تبدیل میشود. وقایع فیلم در بستر جنگ کارگیل بین هند و پاکستان در سال ۱۹۹۹ شکل میگیرد و کاران در این درگیریها نقشی کلیدی در هدایت عملیاتهای نظامی و بازپسگیری مواضع استراتژیک از دست دشمن ایفا میکند. این سفر شخصیتی، از یک فرد بیهدف به یک قهرمان ملی، هسته اصلی فیلم را تشکیل میدهد.
خلاصه داستان: «پدر عروس» (۲۰۰۴) به کارگردانی جی راش، دنبالهای بر فیلم محبوب «ملاقات با والدین» است که در آن بن استیلر در نقش گرگ فاکر، پرستاری مهربان اما دست و پا چلفتی، بار دیگر در کنار رابرت دنیرو (جک بیرنز)، داستین هافمن (برنی فاکر) و باربارا استرایسند (روز فاکر) ظاهر میشود. این بار گرگ و پام (ترزا پالمر) تصمیم به ازدواج میگیرند و گرگ برای ملاقات با والدین پام، جک و دینا بیرنز، به خانه آنها میرود. جک، که یک مأمور سابق سیا است، با دیدگاههای محافظهکارانه و شخصیتی سختگیر، به شدت نسبت به گرگ مشکوک است و سعی میکند با انواع آزمایشها و تستهای عجیب و غریب، صلاحیت او را برای ازدواج با دخترش بسنجد. در این میان، پدر گرگ، برنی، یک وکیل بازنشسته با شخصیتی آزاد و خلاق، و مادرش، روز، یک درمانگر جنسی مشهور، با دیدگاههای باز و روشنفکرانه خود، در مقابل خانواده بیرنز قرار میگیرند. این تفاوتهای فرهنگی و شخصیتی، موقعیتهای کمدی بیشماری را ایجاد میکند که در نهایت به یک ملاقات خانوادگی پرتنش و خندهدار منجر میشود. فیلم با بازی درخشان بازیگرانش، به بررسی تضادهای بین دو خانواده با سبک زندگی و ارزشهای کاملاً متفاوت میپردازد و نشان میدهد که عشق چگونه میتواند بر همه تفاوتها غلبه کند.