خلاصه داستان: دو دانشجوی تازهوارد دانشگاه، ویتنی و آلیسون، برای عضویت در تیم ملی رقص دانشگاه با یکدیگر رقابت میکنند. ویتنی که رهبر سابق تیم رقص دبیرستانش بوده، مصمم است که جایگاه خود را در تیم جدید به دست آورد. در مقابل، آلیسون که از نظر فنی بسیار ماهر است، با استفاده از تاکتیکهای زیرکانه و اغلب غیرمنصفانه، سعی در حذف رقبای خود دارد. این رقابت شدید نه تنها بر روی زمین تمرین، بلکه در زندگی شخصی و دوستیهای آنها نیز تأثیر میگذارد. در نهایت، این دو رقیب سرسخت باید یاد بگیرند که چگونه با یکدیگر همکاری کنند تا تیمشان بتواند در مسابقات ملی به موفقیت برسد و ثابت کنند که کار تیمی و احترام متقابل، مهمتر از پیروزی فردی است.
خلاصه داستان: در این پنجمین قسمت از فرنچایز ترسناک «بچه عروسکی»، کارگردان دان مانچینی با طنز سیاه و خونین خود بازمیگردد تا داستان خانوادهی چاکی را به شکل بیسابقهای گسترش دهد. داستان از یک نمایش عروسکی در بریتانیا آغاز میشود، جایی که «گلن»، پسر گمشدهی چاکی و تیفانی، پس از سالها پدر و مادر خونخوار خود را در قالب عروسکهایی مشهور در یک فیلم ترسناک مییابد. گلن که از ماهیت شیطانی والدینش بیخبر است، با انجام یک مراسم وودوی باستانی، آنها را به زندگی بازمیگرداند و به هالیوود میآورد؛ جایی که قرار است فیلمی دربارهی زندگی آنها ساخته شود. در این میان، چاکی و تیفانی که حالا توسط جنیفر تیلی و خود کارگردان، دان مانچینی، به تصویر کشیده شدهاند، نه تنها قصد دارند در دنیای واقعی قتلعام به راه بیندازند، بلکه میخواهند با استفاده از یک طلسم جادویی، روح خود را به بدنهای انسانها منتقل کنند. این فیلم با بازی جنیفر تیلی، ردمن میشود، بیلی بوید به عنوان صداپیشهی گلن، و حضور براد دوریف در نقش صداپیشهی چاکی، یک کمدی اسلشر با روایتی پیچیده از خانواده، هویت جنسی و جنون هالیوود ارائه میدهد.
خلاصه داستان: دو خواهر ناتنی به نامهای سو و مایا که از زندگی مرفه خود خسته شدهاند، برای به دست آوردن پول بیمه عمر هنگفت، نقشه یک کلاهبرداری پیچیده را میکشند. آنها با اغوای یک مامور بیمه جوان به نام جرمی، او را وارد ماجرا کرده و ادعا میکنند که مورد تجاوز قرار گرفتهاند. اما وقتی جرمی به طرز مشکوکی به قتل میرسد، کارآگاهان وارد صحنه شده و درمییابند که همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست. در این میان، سو و مایا متوجه میشوند که قربانی یک بازی خطرناک شدهاند که کنترل آن از دستشان خارج است و هر کدام برای نجات خود باید دیگری را فدا کند. این فیلم در سال ۲۰۰۴ توسط جک پرز کارگردانی شده و با بازی سوزی آمیس، لئا میستو، جفری دونوان و ایزابل گلیسر، یک تریلر جنایی پر از توطئه و خیانت است.
خلاصه داستان: فیلم «اربابان کشتار» (The Ladykillers) محصول سال ۱۹۵۵ به کارگردانی الکساندر مکندریک، یکی از شاهکارهای کمدی سیاه بریتانیایی است. داستان حول محور گروهی از سارقان به رهبری پروفسور مارکوس (با بازی الک گینس) میچرخد که نقش یک گروه موسیقی مجلسی را بازی میکنند تا بتوانند در خانه بیوهزنی سالخورده به نام خانم ویلفرد لومز (کیتی جانسون) مستقر شوند و نقشه سرقت یک گاوصندوق را اجرا کنند. آنها وانمود میکنند که در حال تمرین موسیقی هستند، اما در واقع در حال حفر تونلی به سمت انبار پول هستند. وقتی خانم لومز به طور تصادفی از ماجرا باخبر میشود، سارقان تصمیم میگیرند او را ساکت کنند، اما هر یک از آنها به شیوهای طنزآمیز در اجرای این نقشه شکست میخورند. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانش، دیالوگهای هوشمندانه و فضاسازی بینظیرش، به عنوان یکی از بهترین کمدیهای تاریخ سینما شناخته میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «الماس سفید» یک مستند تحسینبرانگیز محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی ورنر هرتسوک است که ماجراجویی شگفتانگیز و خطرناک را به تصویر میکشد. این فیلم داستان دکتر گراهام دورینگتون، مهندس هوانوردی و طراح آلمانی را روایت میکند که رویای ساخت یک کشتی هوایی مدرن به نام «الماس سفید» را در سر دارد تا بتواند به اعماق جنگلهای بارانی گویان در آمریکای جنوبی سفر کند و اسرار آن را کشف نماید. دورینگتون پس از یک حادثه هوایی مرگبار در گذشته، حالا با شهامت و ارادهای مثالزدنی به همراه تیمش و با همراهی ورنر هرتسوک، سفر خود را آغاز میکند. این مستند نه تنها یک دستاورد فنی و مهندسی را به نمایش میگذارد، بلکه زیباییهای خیرهکننده طبیعت بکر، حیات وحش منحصر به فرد و فرهنگ مردمان بومی را نیز ثبت میکند. هرتسوک با نگاهی شاعرانه و فلسفی، مفاهیم عمیقی همچون رویا، وسوسه، خطر و رابطه انسان با طبیعت را در قالب این سفر اکتشافی به تصویر میکشد و اثری ماندگار و تأملبرانگیز خلق کرده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «شبح اپرا» (The Phantom of the Opera) محصول سال ۲۰۰۴، به کارگردانی جوئل شوماخر و بر اساس موزیکال مشهور اندرو لوید وبر، داستانی عاشقانه و پررمزوراز را در پاریس قرن نوزدهم روایت میکند. این فیلم با بازی جرارد باتلر در نقش شبح، امیلی راس در نقش کریستین دائه (خواننده جوان و بااستعداد) و پاتریک ویلسون در نقش رائول (دوک جوان و معشوق کریستین)، ماجرای موجودی اسرارآمیز را به تصویر میکشد که در اعماق اپرا گارنیه زندگی میکند. شبح، شیفته صدای کریستین شده و او را تحت تعلیمات مخفیانه خود قرار میدهد و در ازای عشقش، از هیچ تلاشی برای تبدیل کردن او به ستارهای درخشان فروگذار نمیکند. اما با ظهور رائول در زندگی کریستین و عشق متقابل آن دو، حسادت شبح شعلهور شده و او تصمیم میگیرد هر کاری کند تا مانع این وصلت شود و کریستین را برای خود نگه دارد. این فیلم ترکیبی مسحورکننده از موسیقی، عشق، تراژدی و راز است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم کمدی «ناپلئون دینامیت» محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی جرد هس و با بازی جان هدر در نقش ناپلئون دینامیت، نوجوانی خجالتی و عجیب و غریب در شهر کوچک پریستون در آیداهو است. ناپلئون که در مدرسه و جامعه به سختی ارتباط برقرار میکند، با پدرو، دوست جدیدی که به تازگی به شهر آمده، آشنا میشود. آنها تصمیم میگیرند در انتخابات شورای دانشآموزی مدرسه شرکت کنند و ناپلئون برای کمک به پدرو، نقشههایی میکشد. در کنار این ماجرا، ناپلئون با مشکلات خانوادگی از جمله زندگی با مادربزرگش و عموی بیکارش، ریکو، و همچنین تلاش برای یافتن دوست و پذیرفته شدن در جمع همسن و سالهایش دست و پنجه نرم میکند. این فیلم با طنز خاص و شخصیتپردازی منحصر به فرد خود، تصویری طنزآمیز و در عین حال همدلانه از زندگی نوجوانی در حومه شهر ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک سرباز آمریکایی به نام ریموند شاو پس از بازگشت از جنگ کره به عنوان قهرمان ملی مورد تحسین قرار میگیرد، اما همقطارش بنت مارکو متوجه رفتارهای عجیب و غریب او میشود. مارکو به تدریج درمییابد که شاو و گروهی از سربازان در زمان اسارت توسط کمونیستها تحت یک برنامه شستشوی مغزی پیچیده قرار گرفتهاند و اکنون شاو به یک سلاح کشنده و کنترل از راه دور تبدیل شده است. این برنامه توسط مادر قدرتمند و جاهطلب شاو و همدستانش برای انجام یک ترور سیاسی بزرگ و تغییر نظام سیاسی آمریکا طراحی شده است. فیلم «نامزد مکانی» محصول سال ۱۹۶۲ به کارگردانی جان فرانکنهایمر با بازی فرانک سیناترا، لارنس هاروی و آنجلا لنسبری، یکی از برترین فیلمهای سیاسی-روانشناختی تاریخ سینماست که تکنیکهای نوآورانه کارگردانی و روایت پیچیده آن الهامبخش نسلهای بعدی فیلمسازان بوده است.
خلاصه داستان: این سریال کمدی-درام محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی برایان فولر، داستان جورجیا لَس (الن موث) را روایت میکند؛ دختر جوانی که پس از مرگ ناگهانی و عجیب خود، به عنوان یکی از «گریم ریپر»ها یا جمعآورندگان روح انتخاب میشود. او به همراه گروهی از افراد مرده اما فعال در دنیای زندگان، وظیفه دارد روح افرادی را که در آستانه مرگ قرار دارند، پیش از وقوع حادثه از بدنشان جدا کند. جورجیا که با نام مستعار «جورجی» فعالیت میکند، باید ضمن انجام این مأموریتهای پیچیده، با زندگی پس از مرگ خود نیز کنار بیاید و روابط جدیدی را با همکارانش از جمله ریپر باتجربهتری به نام روی (کالین فرگوسن) و دیگر اعضای گروه شکل دهد. این مجموعه با طنزی تلخ و نگاهی فلسفی به مفاهیم زندگی، مرگ و هدف، مخاطب را به تأمل وامیدارد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۴، استفان سامرز کارگردان اثر، هیولای افسانهای را با بازی هیو جکمن به تصویر کشید. این فیلم اکشن-ماجراجویی گوتیک، داستان گابریل ون هلسینگ، شکارچی قدرتمند هیولا را روایت میکند که توسط واتیکان به ترانسیلوانیا فرستاده میشود تا کنت دراکولا، ارباب خونآشامها را نابود کند. در این راه، او با پرنسس آنا والریوس، نقش کیت بکینسیل، متحد میشود تا نه تنها خونآشامها، بلکه موجودات دیگری مانند فرانکنشتاین و گرگنما را نیز شکست دهد. ون هلسینگ با چالشهای فراوانی روبرو است و باید قبل از آنکه دراکولا به اهداف شیطانی خود برسد، او را متوقف کند. این فیلم با جلوههای ویژه خیرهکننده و صحنههای اکشن نفسگیر، یک سفر حماسی و تاریک را به دنیای هیولاهای کلاسیک ارائه میدهد.