خلاصه داستان: در سرزمینهای یخزده و بیپایان نروژ، پنج دوست جوان برای تعطیلات اسکی به کوهستان میروند. هنگامی که یکی از آنها به نام مورتن (رولف کریستین گولدن) به طور تصادفی پایش آسیب میبیند، گروه مجبور میشود در یک هتل متروکه و فراموششده پناه بگیرند. آنها تصور میکنند که تنها ساکنان این مکان دورافتاده هستند، اما خیلی زود متوجه حضور یک شکارچی بیرحم و مرموز میشوند که قصد دارد آنها را یکی پس از دیگری از بین ببرد. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی روار اوتنگ و با بازی اینگرید بولسو بردال و رولف کریستین گولدن، اثری نفسگیر و پرتنش است که در آن بقا تنها هدف بازماندگان خواهد بود.
خلاصه داستان: در نیویورک سال ۱۹۸۱، کریس گاردنر (ویل اسمیت) یک فروشنده بیموفق دستگاههای اسکنر پزشکی است که با مشکلات مالی شدید دست و پنجه نرم میکند. همسرش لیندا (تندی نیوتون) او را ترک میکند و کریس مجبور میشود پسر خردسالش کریستوفر (جیدن اسمیت) را به تنهایی بزرگ کند. پس از مواجهه با اخراج و بیخانمانی، کریس برای یک دوره کارآموزی بدون حقوق در یک شرکت کارگزاری سهام اقدام میکند، جایی که باید در میان بیست نفر رقابت کند تا تنها موقعیت شغلی موجود را به دست آورد. او و پسرش شبها را در ایستگاه اتوبوس، پناهگاههای بیخانمانان و حتی سرویس بهداشتی ایستگاه قطار میگذرانند، اما کریس هرگز امید خود را از دست نمیدهد و با پشتکار و عشق به پسرش، برای ساختن آیندهای بهتر تلاش میکند. این فیلم درام الهامبخش به کارگردانی گابریله موچینو، داستانی واقعی از فداکاری، اراده و تلاش برای رسیدن به رویای خوشبختی را روایت میکند.
خلاصه داستان: موسی فیلمی انیمیشنی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی جرج میلر است که با صدای بازیگرانی چون الایجا وود، رابین ویلیامز، بریتنی مورفی، هیو جکمن و نیکول کیدمن روایت میشود. این داستان درباره پنگوئن امپراتوری به نام مانبل است که در دنیایی که هر پنگوئنی باید صدای خاص خود را برای جذب جفت داشته باشد، متولد میشود. اما مانبل به جای آواز خواندن، استعداد خارقالعادهای در رقصیدن دارد. او با وجود طرد شدن از جامعه، با پشتکار و با کمک دوستان جدیدش، از جمله گروهی از پنگوئنهای کوچکتر، ثابت میکند که تفاوت میتواند یک قدرت باشد و در نهایت با رقص خود نه تنها قلب معشوقهاش را تسخیر میکند، بلکه باعث ایجاد تغییرات بزرگ در جامعه پنگوئنها میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم سینمایی «لاگه رهو مونا بهای» (Lage Raho Munna Bhai) محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی راجکومار هیرانی و با بازی سانجی دات، آرجون رامپال، ویدیا بالن و بومان ایرانی است. این فیلم دنبالهای بر فیلم موفق «مونا بهای ام.بی.بی.اس.» محسوب میشود. داستان حول محور «مورلی» معروف به مونا بهای میچرخد که یک گانگستر خوشقلب است. او عاشق یک گوینده رادیو به نام جاهاوی میشود و برای جلب توجه او، خود را یک استاد تاریخ و کارشناس بزرگمهر معرفی میکند. زمانی که جاهاوی از او برای صحبت در برنامه رادیویی خود دعوت میکند، مونا در تنگنا قرار میگیرد. او به طور تصادفی با روح مهاتما گاندی روبرو میشود که به او آموزههای فلسفه «ساتیاگراها» (مقاومت بدون خشونت) را آموزش میدهد. مونا با استفاده از این اصول، نه تنها مشکلات خود را حل میکند، بلکه سعی میکند با رویکردی صلحآمیز، زندگی اطرافیان و جامعه را نیز متحول کند. این فیلم کمدی-درام با ترکیب طنز و پیامهای اخلاقی عمیق، به یکی از محبوبترین آثار سینمای هند تبدیل شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: پل (رومان دوریس) پس از جدایی دردناک از دوستشخصه خود، افسرده و دلشکسته به آپارتمان پدرش در پاریس پناه میبرد. در آنجا با برادر کوچکترش، جاناتان (لوئی گارل)، که زندگی شاد و بیپروایی را در پیش گرفته، مواجه میشود. جاناتان که نگران وضعیت روحی برادرش است، سعی میکند با توصیهها و همراهیهای خود، پل را به زندگی بازگرداند. این دو برادر در فضای دلانگیز پاریس، به گفتگوها و تجربیاتی میپردازند که هر کدام دیدگاه متفاوتی به عشق، زندگی و روابط انسانی دارند. کریستفر هامونف کارگردان این فیلم در سال ۲۰۰۶، با بهرهگیری از بازی درخشان دوریس و گارل، داستانی ظریف و احساسی را درباره برادری، عشق و التیام زخمهای روحی روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «جادوگر» محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی نیل برگر، داستان ادوارد آبراهامس (با بازی ادوارد نورتون)، یک شعبدهباز بااستعداد در وینِ اوایل قرن بیستم را روایت میکند. ادوارد که در کودکی عشق خود، سوفی فون تشن (با بازی جسیکا بیل)، را به دلیل اختلاف طبقاتی از دست داده بود، پس از سالها به وین بازمیگردد. او با اجرای نمایشهای خارقالعادهاش توجه عموم، از جمله ولیعهد لئوپولد (با بازی روفوس سوئل)، را به خود جلب میکند. زمانی که سوفی، نامزد ولیعهد، دوباره وارد زندگی ادوارد میشود، عشق قدیمی بار دیگر شعلهور میگردد. این دو برای فرار از سلطه ولیعهد نقشه میکشند و ادوارد از مهارتهای جادویی خود برای فریب دادن دربار و اجرای یک فرار پیچیده استفاده میکند. در این میان، بازرس آیل (با بازی پل جیاماتی) مأمور میشود تا رازهای ادوارد را کشف کند و مرز میان واقعیت و توهم را به چالش بکشد.
خلاصه داستان: یک فیلم اکشن و جنایی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی مایکل مان که بازسازی سینمایی سریال تلویزیونی محبوب دهه ۸۰ با همین نام است. در این فیلم، کالین فارل در نقش کارآگاه سانی کروکت و جیمی فاکس در نقش کارآگاه ریکاردو توبز، دو کارآگاه بخش ویژه پلیس میامی به ایفای نقش پرداختهاند. داستان حول محور این دو مأمور مخفی میچرخد که برای متلاشی کردن یک شبکه قاچاق مواد مخدر بینالمللی، به عمق یک سازمان تبهکار نفوذ میکنند. آنها در این مسیر با خطرات مرگبار، خیانت و رویارویی با شخصیتهای مرموزی مانند ایزابلا، نقش گونگ لی، روبرو میشوند. این مأموریت پیچیده، مرزهای میان حرفه و زندگی شخصی آنها را در هم میآمیزد و آنها را در موقعیتهای خطرناک و غیرقابل پیشبینی قرار میدهد.
خلاصه داستان: در شهری که جنایتکاران قدرتمند آن را کنترل میکنند، اسلیوین (جاش هارتنت) پسری جوان و بدشانس به اشتباه درگیر یک جنگ خونین مافیا میشود. او در آپارتمان دوستش که ناپدید شده ساکن میشود و ناخواسته مورد توجه دو رئیس مافیای رقیب، ربنیک (مورگان فریمن) و ربشای (بن کینگزلی) قرار میگیرد. هر دو او را با فرد دیگری اشتباه میگیرند و از او میخواهند بدهیهای هنگفت را پرداخت کند. اسلیوین که در تله افتاده، باید در یک بازی مرگبار شرکت کند و با کمک همسایه مرموزش، لیندسی (لوسی لیو)، و یک آدمکش حرفهای به نام آقای گودکَت (بروس ویلیس) نقشهای پیچیده برای نجات خود و افشای رازهای پنهان بکشد. فیلم «شماره شانس اسلیوین» محصول ۲۰۰۶ به کارگردانی پل مکگوئیگان، با بازی تحسینبرانگیز استنلی توچی در نقش کارآگاه، اثری پر از توطئه، انتقام و دسیسه است که مخاطب را تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک مربی دونده به نام فرانک در زندان به دختری به نام ترودی کمک میکند تا استعداد خود را در دویدن کشف کند. ترودی که به قتل متهم شده، با آموزشهای سختگیرانه فرانک، نه تنها برای مسابقات آماده میشود، بلکه هر دو در این مسیر به رهایی روحی و معنوی دست مییابند. این فیلم درام ورزشی محصول سال ۲۰۰۶ آلمان به کارگردانی کریستف اشلونباخ و با بازیگری مونیکا بلایبتروی و حاجی بایرو است که داستانی عمیق و انسانی را در پس زمینه ورزش روایت میکند.
خلاصه داستان: در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، با برخورد دو هواپیما به برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی، جهان برای همیشه تغییر کرد. نیکولاس کیج در نقش جان مکلاولین و مایکل پنیا در نقش ویلیام جیمینو، دو افسر پلیس بخش پورت آتوریتی هستند که در میان اولین کسانی هستند که برای نجات به محل حادثه میروند. اما وقتی ساختمانها فرو میریزند، آنها زیر آوارهای عظیم گرفتار میشوند. در حالی که خانوادههایشان با نگرانی منتظر خبری از آنها هستند، این دو افسر باید برای زنده ماندن با درد، ترس و تاریکی مطلق مبارزه کنند. الیور استون کارگردان این فیلم، داستانی انسانی و قدرتمند از امید، فداکاری و روحیه همبستگی را در یکی از تاریکترین لحظات تاریخ آمریکا به تصویر میکشد.