خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۶، دوئین جانسون (معروف به راک) در فیلم «دسته خودت رو بالا بکش» به کارگردانی فیل جوآنو، در نقش شان پورتر، یک افسر نوجوانستان در مرکز بازپروری کمپ کیلفر ظاهر شد. پورتر که از مشاهده تکرار چرخه جرم و بازگشت نوجوانان به زندان خسته شده بود، یک برنامه فوتبال آمریکایی را به عنوان راهی برای آموزش نظم، کار تیمی و مسئولیتپذیری به این جوانان پرخطر آغاز کرد. او با کمک همکارش، مالکوم مور (با بازی زیبای زاویه بریان)، تیمی از مجرمان نوجوان را گرد هم آورد و آنها را برای رقابت در لیگ محلی آماده کرد. این فیلم که بر اساس داستان واقعی زندگی شان پورتر ساخته شده، داستانی الهامبخش و پر از احساس را روایت میکند که نشان میدهد چگونه یک ورزش میتواند زندگی افرادی را که جامعه از آنها قطع امید کرده، تغییر دهد و به آنها فرصتی دوباره برای ساختن آیندهای بهتر بدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در شهری آیندهنگر به نام «رومدو»، انسانها و آواتارها (رباتهای انساننما با هوش مصنوعی خودآگاه) در هماهنگی زندگی میکنند. ریل مایر، بازرس اداره مهاجرت، درگیر پروندهای مرموز میشود که در آن آواتارها به قاتلانی تبدیل شدهاند که توسط ویروسی به نام «پروکسی» آلوده شدهاند. در حین تحقیق، او با موجودی اسرارآمیز به نام پروکسی وینکت آشنا میشود و متوجه میشود که حقیقت پشت این شهر بهشتنمای تحت کنترل، بسیار تاریکتر از آن چیزی است که به نظر میرسد. این مجموعه ۲۳ قسمتی که در سال ۲۰۰۶ توسط استودیوی مانگلوب ساخته شد و با کارگردانی شوکو موراسه، روایتی فلسفی و روانشناختی را درباره هویت، حافظه و ماهیت انسانیت ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: رایموندا، خواهرش سول و دوستشان آگوستینا در دهکده خود در اسپانیا زندگی میکنند. پس از مرگ پدرشان، مادرشان ایرنه به روستا بازمیگردد و رازهای خانوادگی که سالها پنهان مانده بود، یکی پس از دیگری آشکار میشود. این فیلم محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی پدرو آلمودوار با بازی پنهلوپه کروز، کارمن ماورا، لولا دوئنیاس و بلانکا پورتیو است که داستانی از عشق، فداکاری، راز و آشتی را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «ملاقات خانوادگی مدیا» (Madea's Family Reunion) محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی تایلر پری، ادامۀ ماجراهای شخصیت محبوب مدیا است. در این قسمت، مدیا (با بازی تایلر پری) قرار است یک گردهمایی خانوادگی بزرگ ترتیب دهد، اما مشکلات خانوادگی و رازهای پنهان، این مراسم را به چالش میکشند. در مرکز داستان، خواهرزادههای مدیا، لیزا و ونسا، با چالشهای عاطفی و روابط پیچیده مواجه هستند. لیزا درگیر رابطهای آسیبزا با نامزد ثروتمندش است، در حالی که ونسا سعی میکند از گذشتهای دردناک عبور کند. مدیا با خرد و طنز منحصربهفرد خود، سعی در راهنمایی آنها و حل مشکلات خانوادگی دارد، اما مادر بدجنس و سلطهگر خانواده، میلاری، نقشههای خود را برای کنترل زندگی دیگران دنبال میکند. این فیلم کمدی-درام، ضمن خنداندن تماشاگران، به مسائل جدی مانند خشونت خانگی، بخشش و اهمیت پیوندهای خانوادگی میپردازد و در نهایت، پیامی قدرتمند دربارۀ عشق، احترام و پذیرش خود ارائه میدهد.
خلاصه داستان: «آنابلا را دوست دارم» (۲۰۰۶) به کارگردانی کاترین بروک با بازی ارین کلی، دایان گایدری و لورا برکنیج، داستانی عاشقانه و ممنوعه را روایت میکند. آنابلا، یک دانشآموز شانزده ساله سرکش که در یک مدرسه کاتولیک دخترانه ثبتنام میکند، به تدریج با سیمون، معلم ادبیات و شاعرش (با بازی ارین کلی) ارتباط عمیقی برقرار میکند. این رابطه که در ابتدا به شکل دوستی و تشویق استعدادهای ادبی آنابلا آغاز میشود، به تدریج به عشقی عمیق و پرشور تبدیل میشود. اما این عشق در محیطی مذهبی و تحت قوانین سخت مدرسه، به سرعت به چالشی بزرگ برای هر دو تبدیل میشود. فشارهای اجتماعی، تعصبات مذهبی و قوانین مدرسه، این دو را در موقعیتی دشوار قرار میدهد و آنها باید بین عشق خود و عواقب آن تصمیم بگیرند. این فیلم با نگاهی ظریف و شاعرانه، پیچیدگیهای عشق، هویت و پذیرش را در برابر هنجارهای جامعه به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «جاده افتخار» (۲۰۰۶) به کارگردانی جیمز گارتوپ، داستان واقعی مربی دان هاَسکینز (با بازی جاش لوکاس) را روایت میکند که در سال ۱۹۶۶ تیم بسکتبال دانشگاه تگزاس وسترن را رهبری کرد. هاَسکینز با زیر پا گذاشتن قراردادهای نانوشته نژادپرستانه، اولین تیم تمام سیاهپوست تاریخ NCAA را تشکیل داد و با بازیگرانی چون درموت مالرونی، جان هد و آستین نیکولز، این تیم غیرمنتظره را به قهرمانی ملی رساند. این فیلم ورزشی-درام، مبارزه با تبعیض و قدرت اراده را در یکی از مهمترین لحظات تاریخ ورزش آمریکا به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک زوج تازه ازدواج کرده به نامهای کارل و مالی پترسون زندگی آرامی را آغاز میکنند، اما این آرامش با ورود دوست صمیمی کارل، رندی دوپری، که به تازگی شغل و خانه خود را از دست داده و نیاز به مکانی برای اقامت موقت دارد، به هم میخورد. اقامت موقت رندی که مردی خوشقلب اما بیمهارت در مدیریت زندگی است، به سرعت به یک فاجعه تمامعیار تبدیل میشود. حضور مداوم او حریم خصوصی زوج جوان را نقض میکند و مشکلاتی را در زندگی مشترک آنها ایجاد میکند. کارگردان آنتونی و جو روسو در این کمدی طنز آمیز، با بازی اوون ویلسون در نقش رندی دوپری، مت دیلون در نقش کارل و کیت هادسن در نقش مالی، داستانی خندهدار از دوستی، ازدواج و مشکلات ناشی از ورود یک فرد سوم به یک رابطه را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «عشق آنابلا» محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی کاترین بروکس، داستان رابطه عاطفی پیچیده و ممنوعه بین آنابلا (با بازی ارین کلی)، دانشآموز سرکش و جسور یک مدرسه شبانهروزی کاتولیک، و سیمون (با بازی دایان گایدری)، معلم شعر و ادبیات این مدرسه را روایت میکند. آنابلا که به تازگی به این مدرسه منتقل شده، با رفتارهای بیپروای خود توجه سیمون را جلب میکند. سیمون که درگیر یک رابطه عشقی نافرجام با مردی به نام مایکل است، ابتدا سعی میکند با حفظ مرزهای حرفهای، احساسات فزاینده خود نسبت به آنابلا را کنترل کند. اما جسارت و عشق بیقید و شرط آنابلا، سیمون را به چالش میکشد و او را وادار به بازنگری در زندگی و احساسات واقعی خود میکند. این رابطه عمیقتر میشود و در نهایت، مواجهه آنها با قوانین سختگیرانه مدرسه و عواقب این عشق ممنوعه، زندگی هر دو را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: **RV** (مخفف Recreational Vehicle) یک کمدی ماجراجویانه محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی بری ساننفیلد است که رابین ویلیامز در نقش باب مانرو، یک مدیر اجرایی پرمشغله، در کنار بازیگرانی چون جنا فیشر، جاش هاچرسون و کریستال هاوک نقشآفرینی میکند. داستان حول محور خانواده مانرو میچرخد که برنامههای تعطیلاتشان به کوه هایلو در کلرادو کاملاً برهم میخورد. باب به جای سفر به هاوایی، خانوادهاش را با یک ون تفریحی غولپیکر به سفری جادهای میبرد، اما مشکلات فنی وسیله نقلیه، برخورد با خانواده عجیب و غریب گورنیکی (با بازی جف دنیلز و کریستن ویگ) و ماجراهای غیرمنتظره، سفرشان را به کمدی پرماجرایی تبدیل میکند که درسهای مهمی درباره اهمیت با هم بودن و اولویت دادن به خانواده در زندگی پرمشغله امروزی به همراه دارد.
خلاصه داستان: یک سرمایهدار موفق به نام مت ترنر که در برلین زندگی میکند، روزی در حالی که فرزندانش را با ماشین به مدرسه میبرد، تماسی مرموز دریافت میکند. فرد ناشناس به او اطلاع میدهد که صندلی زیر او بمب کار گذاشته شده و اگر تلاش کند از ماشین پیاده شود یا به کسی هشدار دهد، بمب منفجر خواهد شد. مت مجبور میشود در سراسر شهر رانندگی کند و دستورات فرد ناشناس را اجرا کند، در حالی که پلیس و همکارانش او را به دلیل رفتار مشکوکش تعقیب میکنند. این فیلم که در سال ۲۰۲۳ توسط نیمرود آنتال کارگردانی شده و لیام نیسون، نومی راپاس و جک چمبرلین در آن به ایفای نقش پرداختهاند، بازسازی فیلمی اسپانیایی با همین نام است و داستانی پرتنش و پرسرعت را روایت میکند که در آن یک مرد عادی برای نجات خانوادهاش باید به دستورات یک تروریست مرموز عمل کند.