خلاصه داستان: **Something New** فیلمی آمریکایی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی سانا همری است که داستانی مدرن و جذاب درباره عشق، هویت و پذیرش را روایت میکند. این فیلم با بازی سانا لاتان (در نقش کنیا مککوی)، سایمون بیکر (در نقش برایان کلی)، مایک ایپس، دونالد فایسون، وندی ریکوئل رابینسون و بلر آندروود، داستان زن سیاهپوست موفقی به نام کنیا را به تصویر میکشد که در لسآنجلس زندگی میکند و به عنوان حسابدار ارشد در یک شرکت بزرگ کار میکند. کنیا که تمام زندگی خود را وقف کار کرده و در روابط عاطفی چندان موفق نبوده، تحت فشار خانواده و دوستانش برای یافتن همسر ایدهآل قرار دارد. او که همیشه مردان سیاهپوست را برای روابط خود ترجیح میداده، ناگهان با برایان، معمار سفیدپوستی که برای طراحی باغچهاش استخدام کرده، آشنا میشود. این آشنایی غیرمنتظره، دنیای کنیا را زیر و رو میکند و او را با چالشهای جدیدی در زندگی شخصی و حرفهای خود مواجه میسازد. در حالی که کنیا تلاش میکند با تعصبات نژادی، فشارهای اجتماعی و انتظارات خانواده خود کنار بیاید، رابطه او با برایان عمیقتر میشود و او را وادار به بازنگری در ارزشها و باورهایش میکند. این فیلم به شیوهای ظریف و جذاب، مسائل نژاد، طبقه اجتماعی و هویت را در قالب یک کمدی رمانتیک مدرن بررسی میکند و نشان میدهد که عشق واقعی میتواند فراتر از مرزهای قراردادی و اجتماعی باشد.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک ۴ (Scary Movie 4) محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی دیوید زاکر، چهارمین قسمت از مجموعه کمدیهای ترسناک است که با حضور بازیگرانی چون آنا فاریس، ریجینا هال، کرگ بیرکو و لزلی نیلسن، به طنزپردازی از فیلمهای ترسناک و علمی-تخیلی محبوب آن دوران میپردازد. داستان حول محور شخصیت سندی (با بازی آنا فاریس) میچرخد که به عنوان پرستاری در خانهای عجیب مشغول به کار میشود و با پدیدههای ماوراءالطبیعه و موجودات بیگانه مواجه میگردد. این فیلم با تقلید طنزآمیز از آثاری مانند «حلقه»، «جنگ دنیاها»، «میلیون دلار بیبی» و «دریافتکننده»، لحظات خندهدار و غیرمنتظرهای را برای مخاطبان رقم میزند و با حفظ روحیه طنز سیاه و جوکهای سریع، به نقد و کمدیسازی از ژانر ترسناک ادامه میدهد.
خلاصه داستان: در سرزمینی افسانهای به نام «زمیندریا»، پادشاهی با آشفتگی مواجه شده است: اژدهاها پس از قرنها بار دیگر در آسمانها ظاهر شدهاند و تعادل جهان را بر هم زدهاند. شاهزاده آرن، جوانی تیزهوش اما مضطرب، پس از طغیان علیه پدرش و ترک قصر، با گد (Ged) آشنا میشود که یکی از بزرگترین جادوگران زمانه است. گد که اکنون به عنوان یک راهب سیار زندگی میکند، در آرن استعداد و قدرتی خام اما فوقالعاده را میبیند و تصمیم میگیرد او را زیر بال خود بگیرد. سفر این دو نفر برای درک ریشههای این آشفتگی جهانی، آنها را با شخصیتهای گوناگونی از جمله ترنو، دختری سرسخت و مستقل، و کوب، جادوگری مرموز و قدرتمند که در پی کسب قدرت ابدی است، روبرو میسازد. این انیمیشن ژاپنی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی گورو میازاکی، بر اساس رمانهای پرفروش اورسولا ک. لو گویین ساخته شده و داستانی حماسی درباره رشد شخصی، مسئولیت، و تلاش برای بازگرداندن تعادل به جهانی پر از جادو و رمز و راز را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک داستان عاشقانه و پر فراز و نشیب که در سال ۲۰۰۶ توسط اندرو دیویس کارگردانی شد و کوین کاستنر و اشتون کوچر در نقشهای اصلی به تصویر کشیده شدند. این فیلم داستان گروه نجاتغریق افسانهای ایستگاه ساحلی را روایت میکند که وظیفه نجات جان انسانها را در آبهای خطرناک آلاسکا بر عهده دارد. زمانی که یک نجاتغریق تازهکار و بااستعداد به تیم میپیوندد، رهبر باتجربه تیم باید بین وظیفهاش و احساسات شخصیاش در قبال همسرش تصمیم بگیرد. این فیلم با صحنههای نفسگیر و اکشن آبی، روابط انسانی عمیق و فداکاریهای قهرمانانه، مخاطب را تا انتها میخکوب میکند.
خلاصه داستان: چارلی، سنجاب پرجنبوجوش و دوستداشتنی عصر یخبندان، در ماجراجویی کوتاه اما پرسرعتی که در سال ۲۰۰۶ توسط کارگردان کریس رنو و مایکل تورمویر ساخته شد، بار دیگر تماشاگران را به دنیای پرهیاهوی خود میبرد. این انیمیشن کوتاه که با صدای کریس وج در نقش چارلی همراه است، داستان سنجابی را روایت میکند که با یک دستگاه کنترل زمان باستانی روبرو میشود و ناخواسته خود را در زمان به جلو و عقب پرتاب میکند. او از عصر یخبندان به دوران دایناسورها، به مصر باستان و حتی به آیندهای پر از رباتها سفر میکند و در هر دوره، با چالشهای جدیدی برای به دست آوردن بلوط محبوبش مواجه میشود. این سفر پرپیچوخم زمانی، کمدی فیزیکی و اکشن سریعی را به نمایش میگذارد که در آن، چارلی باید با سرعت و هوشمندی، برای نجات بلوط خود و بازگشت به زمان حال تلاش کند.
خلاصه داستان: یک افسر سرویس امنیت ملی آلمان شرقی به نام گئورگ درایمن در سال ۱۹۸۴ مأمور میشود تا نویسندهای مشهور به نام گئورگ درایمن را تحت نظر بگیرد. اما او به تدریج مجذوب زندگی این نویسنده و همسرش میشود و در نهایت باید بین وظیفهاش و وجدان انسانیاش یکی را انتخاب کند. این فیلم تحسینشده به کارگردانی فلوریان هنکل فون دونرسمارک و با بازی اولریش موهه، سباستین کخ و مارتینا گدک، تصویری قدرتمند و تکاندهنده از نظارت و کنترل حکومت توتالیتر بر زندگی افراد ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی تارسم سینگ و با بازی لی پیس، کاترین مککورمک و جاستین وادال است. داستان در دهه ۱۹۲۰ در یک بیمارستان لس آنجلس روایت میشود. روی والدن، بدلکار سینما که پس از یک سانحه فلج شده، با یک دختربچه مهاجر رومانیایی به نام الکساندریا آشنا میشود. روی برای الکساندریا داستانی حماسی درباره پنج قهرمان را تعریف میکند که برای سرنگونی فرماندار اودوکس، حاکم شرور، مبارزه میکنند. اما این داستانسرایی انگیزههای پنهانی دارد و مرز بین واقعیت و خیال به تدریج محو میشود.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن موزیکال «روباه و سگ تازی ۲» محصول سال ۲۰۰۶، به کارگردانی Jim Kammerud، دنبالهای بر داستان دوستی غیرممکن تاد روباه و کاپر سگ تازی است. در این قسمت، گروه موسیقی کانتری معروفی به نام «The Singin' Strays» به شهر کوچک آنها میآید و کاپر با استعداد خواندن خود جلب توجه میکند. او به گروه ملحق میشود و این امر باعث ایجاد فاصله و رقابت بین او و تاد میشود. داستان حول محور دوستی، وفاداری، حسادت و پذیرش تفاوتها میچرخد و در نهایت نشان میدهد که دوستی واقعی بر هر چیزی غلبه میکند. این انیمیشن با موسیقیهای شاد و شخصیتهای جذاب خود، مخاطبان را به سفری احساسی و مفرح میبرد.
خلاصه داستان: یک فیلم فرانسوی بحثبرانگیز به کارگردانی ژان-کلود بریسو محصول سال ۲۰۰۶ که روایتگر داستان یک کارگردان فیلم به نام فرانسوا است که در جستجوی بازیگران زن برای پروژه جدید خود، با سه زن جوان و جاهطلب آشنا میشود. او به تدریج درگیر روابطی پیچیده و اغواگرانه با آنها میشود، اما این روابط به سرعت به سوی تاریکی، وسواس و خشونت کشیده میشود. بریسو در این اثر که آخرین فیلم او نیز محسوب میشود، بار دیگر مرزهای بین واقعیت و خیال، هنر و زندگی، و میل و ویرانی را با سبک منحصر به فرد و اغلب شوکهکننده خود به چالش میکشد و مخاطب را با پرسشهایی عمیق درباره ماهیت خلاقیت و قیمت اشتیاق روبرو میکند.
خلاصه داستان: یک مستند تحسینشده به کارگردانی هیدی اوینگ و ریچل گریدی که در سال ۲۰۰۶ ساخته شد و نامزد جایزه اسکار بهترین مستند شد. این فیلم به دنیای اردوگاههای مسیحی ایوانجلیست در آمریکا میپردازد و زندگی چند کودک و خانوادههایشان را در اردوگاهی به نام «کودکانِ جنگجو» در داکوتای شمالی دنبال میکند. فیلم به شکلی بیطرفانه، اما عمیق و تأملبرانگیز، به آموزشهای مذهبی شدید، القای باورهای بنیادگرایانه و آمادهسازی این کودکان برای «جنگ روحانی» علیه دشمنان مسیحیت میپردازد. «اردوگاه عیسی» تصویری صریح و گاه نگرانکننده از شکلگیری هویت مذهبی در کودکان و تأثیر آن بر جامعه آمریکا ارائه میدهد.