خلاصه داستان: چهار ریاضیدان برجسته به نامهای گالوا، پاسکال، هیلبرت و اولوا به دعوت یک دانشمند مرموز به نام «فرما» در یک اتاق مخفی جمع میشوند. آنها فکر میکنند که برای حل بزرگترین معمای تاریخ ریاضیات دعوت شدهاند، اما به زودی متوجه میشوند که در یک تله مرگبار گرفتار شدهاند. اتاق به تدریج کوچک میشود و تنها راه نجات، حل کردن معماهای پیچیدهای است که یکی پس از دیگری برایشان ارسال میشود. هر چه زمان میگذرد، فشار روانی افزایش یافته و رازهای تاریک گذشته هر یک از آنها فاش میشود. این چهار نفر باید قبل از اینکه دیوارها کاملاً فرو بریزند، معماها را حل کرده و هویت واقعی فرما را کشف کنند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: دن اونز، یک راننده یکپا و ورشکسته، برای نجات مزرعه خانوادهاش در آریزونا، پیشنهاد دریافت ۲۰۰ دلار برای همراهی و تحویل بن وید، قاتل و راهزن معروف، به قطار ۳:۱۰ به یوما را میپذیرد. در حالی که دستیاران بن وید به دنبال نجات رهبرشان هستند، دن و بن در یک سفر پرتنش و خطرناک به مقصد قطار، با هم همراه میشوند. فیلم ۳:۱۰ به یوما (۲۰۰۷) به کارگردانی جیمز منگولد و با بازی راسل کرو و کریستین بیل، یک وسترن نفسگیر است که به موضوعات شرافت، وظیفه و قربانی شدن برای خانواده میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم ۹۹ فرانک محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی ژان کونو و با بازیگری تحسینبرانگیز ژان دژاردن، طنز سیاه و هجوآمیزی از دنیای تبلیغات است. این فیلم که بر اساس رمان پرفروش فردریک بگبدر ساخته شده، داستان اکتاو پاریانکو (با بازی دژاردن) را روایت میکند؛ یک خلاق تبلیغاتی جوان و بسیار موفق که سالانه ۹۹ میلیون فرانک درآمد دارد و در اوج دنیای پول و شهرت زندگی میکند. او تمام روزهای خود را در یک شرکت بزرگ تبلیغاتی در پاریس میگذراند و با استفاده از ترفندهای روانشناختی و دروغهای بزرگ، محصولات مختلف را به مردم میفروشد. با این حال، ثروت و موفقیت ظاهری او با پوچی و بیمعنایی عمیقی همراه است و او به تدریج از زندگی مصرفزده و فریبندهای که خودش در ساختن آن نقش داشته، خسته میشود. این خستگی و انزجار از سیستم تبلیغاتی که در آن کار میکند، او را به سوی یک شورش شخصی و افراطی سوق میدهد. فیلم با تصاویر خیرهکننده، تدوین سریع و طنز تلخ خود، نقد تندی بر جامعه مصرفگرا و صنعت تبلیغات وارد میکند و بیننده را به تفکر درباره ارزشهای واقعی زندگی فرامیخواند.
خلاصه داستان: داستان این فیلم درام جنایی محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی جان آویلدسن و با بازی آل پاچینو، در مورد دکتر جک گرام، روانپزشک جنایی موفق و استاد دانشگاه است که به عنوان شاهد کلیدی در محکوم کردن یک قاتل سریالی به نام جان فاستر نقش داشته است. در آستانه اعدام فاستر، گرام تماس تلفنی مرموزی دریافت میکند که به او اطلاع میدهد تنها ۸۸ دقیقه دیگر زنده خواهد بود. او که ابتدا آن را یک شوخی میپندارد، به زودی متوجه میشود که تهدید جدی است و باید در این زمان محدود، هویت تهدیدکننده را کشف کند. گرام در حالی که با کمک دستیارش کیم کامینگز و دوستش فرانک پارکز تلاش میکند معما را حل کند، متوجه میشود که قاتل دیگری با الگوهای مشابه فاستر در حال کشتن افراد مرتبط با پرونده است. او باید گذشته خود را مرور کند و رازهای تاریکی را که میتواند به حل این معما کمک کند، فاش سازد. این فیلم با تعلیق بالا و ضربآهنگ سریع، تماشاگر را تا دقیقه آخر درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: این انیمه درخشان محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی ماکوتو شینکای، داستان زندگی تاکاکی تونو را روایت میکند که در کودکی با دختری به نام آکاری شینوهارا دوست صمیمی بوده است. پس از اینکه خانواده آکاری به دلیل شغل پدرش به شهر دیگری نقل مکان میکند، تاکاکی تصمیم میگیرد با قطار به دیدار او برود. این سفر طولانی و پرخطر در فصل زمستان، لحظات زیبا و بهیادماندنیای را برای آنها رقم میزند. اما با گذر زمان و دوری، ارتباط آنها کمرنگ میشود و هرکدام در زندگی خود غرق میگردند. انیمه در سه بخش مختلف، روند رشد و تغییرات زندگی تاکاکی را از نوجوانی تا بزرگسالی به تصویر میکشد و به زیبایی مفاهیم عشق، جدایی، گذر زمان و فاصله را بررسی میکند. انیمیشن خیرهکننده و موسیقی متن فوقالعاده آن، به همراه روایتی عمیق و احساسی، این اثر را به یکی از ماندگارترین آثار انیمه در ژانر درام عاشقانه تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: یک دانشجوی جوان به نام اوتیلیا در رومانی کمونیستی دهه ۱۹۸۰، برای کمک به دوست باردارش گابیتا، تصمیم میگیرد با تمام خطرات، سفر پرمخاطرهای را برای سقط جنین غیرقانونی ترتیب دهد. آنها در اتاق یک هتل با مرد مرموزی به نام آقای بِبِه ملاقات میکنند که قرار است این عمل را انجام دهد، اما او در ازای این کار، علاوه بر پول، خواستار چیزی فراتر میشود و اوتیلیا را در موقعیتی دشوار و دردناک قرار میدهد. کارگردان کریستین مونجیو در این فیلم برنده نخل طلا، با نگاهی بیرحم و واقعگرایانه، تنهایی، شجاعت و فداکاری یک زن را در برابر سیستم سرکوبگر و قوانین غیرانسانی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم مستند-داستانی «وینیپگ من» (۲۰۰۷) به کارگردانی گای مدین، یک سفر سورئال و شخصی به قلب شهر زادگاه کارگردان است. مدین با ترکیب تصاویر آرشیوی، بازسازیهای رویایی و روایت شاعرانه خود، وینیپگ را شهری اسرارآمیز و پر از خاطرات جمعی و شخصی به تصویر میکشد. او با صدایی آرام و تأملبرانگیز، بین واقعیت و خیال در حرکت است و داستانهایی از تاریخ شهر، اسطورههای محلی و تجربیات کودکی خود را بازگو میکند. این فیلم که با بازی آن ساویج همراه است، بیش از آنکه یک مستند جغرافیایی باشد، یک کاوش عاطفی و روانشناختی در مفهوم «خانه» و هویت است. مدین با نگاهی نوستالژیک و گاه طنزآمیز، شهری را میسازد که در آن مرزهای واقعیت و رویا محو شدهاند و بیننده را به تأملی عمیق درباره خاطره و مکان فرامیخواند.
خلاصه داستان: یک نویسنده مشتاق به نام مایک انسلین که به خاطر کتابهایش در مورد اماکن ماوراءطبیعی شهرت دارد، در حال حاضر با بحران اعتقادی و شخصی عمیقی دست و پنجه نرم میکند. او که دیگر به هیچچیز اعتقاد ندارد، تصمیم میگیرد یک شب را در اتاق ۱۴۰۸ هتل دولفین، که به خاطر مرگهای مرموز و خودکشیهای متعدد به شهرت شومی رسیده است، بگذراند. مدیر هتل که از قصد او مطلع میشود، با تمام توان سعی میکند او را از این کار منصرف کند و هشدار میدهد که هیچکس نتوانسته بیش از یک ساعت در آن اتاق دوام بیاورد. اما مایک که مصمم است، وارد اتاق میشود و به زودی متوجه میشود که این اتاق تنها یک افسانه نیست، بلکه یک موجودیت شیطانی است که با استفاده از ترسها و گناهان گذشته او، به شکنجه روانیاش میپردازد و او را در یک مارپیچ هولناک از توهمات و کابوسهای غیرقابل تحمل گرفتار میکند. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی میکائیل هافاستروم و با بازی جان کوزاک و ساموئل ال. جکسون است.
خلاصه داستان: در شهر دورافتاده بارو، آلاسکا، هر سال یک ماه کامل تاریکی مطلق بر منطقه حکمفرماست و ساکنان شهر را در انزوای کامل قرار میدهد. اما این بار، این تاریکی مرگبارترین تهدید ممکن را به همراه آورده است: گروهی از خونآشامهای وحشی که از این فرصت برای شکار بیوقفه انسانها استفاده میکنند. ابل، کلانتر شهر، و همسرش استلا باید در حالی که خونآشامها به رهبری مارلو شهر را به آشوب کشیدهاند، جان بازماندگان را نجات دهند. آنها در این ۳۰ روز تاریکی، برای بقا در برابر موجوداتی که هیچ رحمی ندارند، باید هر آنچه در توان دارند به کار گیرند. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی دیوید اسلید و با بازی جاش هارتنت، ملیسا جورج و دنی هوستون است.
خلاصه داستان: یک جوان سرخورده به نام الیزابت (نورا جونز) پس از یک شکست عاطفی، سفری جادهای را در سراسر آمریکا آغاز میکند تا خود را پیدا کند. او در این سفر با افراد مختلفی آشنا میشود: جرمی (جود لا)، صاحب کافهای در نیویورک که عاشق بلوبری پای است؛ آرلین (ریچل وایس)، زنی الکلی و تنها در ممفیس؛ و لسلی (ناتالی پورتمن)، قماربازی حرفهای در نوادا. این ملاقاتها به او کمک میکنند تا با دردهای گذشته خود روبرو شده و معنای عشق و اعتماد را دوباره کشف کند. این فیلم به کارگردانی وونگ کار وای و با بازی ستارگانی چون نورا جونز، جود لا، ریچل وایس، ناتالی پورتمن و دیوید استراترن، داستانی شاعرانه و بصری درباره التیام زخمهای روحی و سفر به درون خود است.