خلاصه داستان: خلاصه داستان: جس آرونز، نوجوانی تنها و خلاق در خانوادهای فقیر است که با مشکلات مالی و قلدریهای مدرسه دست و پنجه نرم میکند. زندگی او با ورود لزلی برک، همسایه جدید و دختری با تخیل قوی، دگرگون میشود. آنها در جنگلی نزدیک خانهشان، پادشاهی خیالی به نام ترابیتیا را میسازند و با هم به ماجراجوییهای شگفتانگیزی میروند. این دوستی عمیق به جس کمک میکند تا خود واقعیاش را پیدا کند و با ترسهایش روبرو شود. اما این دنیای زیبا با حادثهای غمانگیز برای همیشه تغییر میکند و جس باید یاد بگیرد که چگونه با غم از دست دادن دوستش کنار بیاید و میراث او را زنده نگه دارد. این فیلم در سال ۲۰۰۷ توسط گابور چوپو ساخته شده و جاش هاچرسون و آنا سوفیا راب در نقشهای اصلی بازی میکنند.
خلاصه داستان: یک دندانپزشک خوششانس به نام چارلی لوگان (با بازی دین کوک) متوجه میشود که هر زنی که با او رابطه برقرار میکند، بلافاصله پس از جدایی، مرد رویاهایش را پیدا کرده و ازدواج میکند. این شهرت او را به یک مقصد محبوب برای زنان ناامید تبدیل میکند. اما زمانی که چارلی عاشق کیم (جسیکا آلبا) میشود، با یک معضل مواجه میشود: آیا باید او را رها کند تا خوشبخت شود یا برای حفظ عشق خود تلاش کند؟ این کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی مارک هلفریک و با بازی دن فوگلر در نقش بهترین دوست چارلی، داستانی طنزآمیز از عشق، شانس و انتخابهای دشوار را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: بروس پندلتون (دنزل واشنگتن)، یک کارآگاه سابق پلیس که از سرطان ریه رنج میبرد، درگیر پروندهای مرموز و پیچیده میشود. او که با مشکلات جسمی و روحی دست و پنجه نرم میکند، باید برای حل این پرونده از تمام تجربیات و غریزه خود استفاده کند. این فیلم درام جنایی که در سال ۲۰۲۴ به کارگردانی اندی سرکیس ساخته شده، با بازی ستارگانی چون دنزل واشنگتن، داین لین، دیوید داستمالچیان و ایان پولسون، داستانی عمیق و احساسی را درباره مبارزه با بیماری، عشق و عدالت روایت میکند.
خلاصه داستان: داستان در سال ۱۸۲۵ در پاریس میگذرد. راویویلنوو، نجیبزادهای جوان و خوشتیپ، قرار است با هرمی، دختر زیبا و پاکدامن یک خانواده مرفه ازدواج کند. اما ده سال رابطه پرشور و مخفیانه او با ویلینی، یک زن اسپانیایی افسونگر و اغواگر، همچون سایهای سنگین بر زندگی او سایه افکنده است. ویلینی که به خاطر زیبایی خیرهکننده و شخصیت غیرقابل پیشبینیاش شهرت دارد، حاضر به رها کردن راویویلنوو نیست و با تمام وجود سعی میکند او را حفظ کند. این درگیری عاطفی، زندگی راویویلنوو را به مخاطره میاندازد و او را در میان عشق پرشور و هوسبازانه به ویلینی و عشق آرام و متعهدانه به هرمی گرفتار میکند. فیلم «معشوقه آخر» به کارگردانی کاترین بریا و با بازی آسیا آرخنتو و فو لیانگ، روایتی جذاب از عشق، هوس و تعهد در دوران رمانتیک فرانسه است.
خلاصه داستان: این فیلم در سال ۲۰۰۷ توسط رامین بحرانی کارگردانی شد و در منطقه ویلمینگتون در کویینز نیویورک فیلمبرداری شده است. داستان حول محور پسری نوجوان به نام آلخاندرو (با بازی آلخاندرو پولانکو) میگردد که به همراه خواهرش ایزابل (با بازی ایزمارا پولانکو) در یک تعمیرگاه خودرو در منطقه صنعتی زندگی میکند. آلخاندرو برای تأمین معاش و تحقق رویای خرید یک وانت فروش مواد غذایی، به کارهای مختلف از جمله تعمیرات و فروش قطعات خودرو مشغول است. او در تلاش است تا خواهرش را از فروش مواد غذایی به مشتریان تعمیرگاه دور نگه دارد و آینده بهتری برای هر دوی آنها بسازد. این فیلم به شیوهای واقعگرایانه و با نگاهی انسانی، زندگی طبقه کارگر و تلاش برای بقا در محیطی خشن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: **Trade** فیلمی درام و مهیج محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی مارکو کروزپاینر است که با بازی کریستین اولیور، آلیسیا باخهدا و پابلو پاندر در نقشهای اصلی ساخته شده است. داستان فیلم حول محور ورونیکا، زن جوان لهستانیتباری میچرخد که به آمریکا مهاجرت کرده و در آرزوی زندگی بهتر است. اما او توسط قاچاقچیان انسان ربوده شده و به شبکهای از فحشا و بهرهکشی جنسی فروخته میشود. برادر او، آدریان، که یک پلیس تازهکار است، پس از اطلاع از این موضوع به همراه خورخه، یک پلیس مکزیکی که خودش نیز دخترش را در این مسیر از دست داده، برای نجات ورونیکا دست به کار میشوند. آنها در تعقیب و گریزی نفسگیر، از مکزیکوسیتی تا نیوجرسی، با کارتلهای قاچاق انسان و فساد مقامات دولتی مواجه شده و در مسیری پرخطر برای نجات جان ورونیکا و افشای این شبکه جنایتکار تلاش میکنند. این فیلم با الهام از داستانهای واقعی، نگاهی تلخ و بیپرده به دنیای زیرزمینی قاچاق انسان و بردهداری مدرن دارد.
خلاصه داستان: جیسون بورن، قاتل حرفهای که از گذشته خود چیزی به یاد ندارد، در سومین قسمت از مجموعه پرفروش هیجانانگیز خود بازمیگردد تا بالاخره به تمام سوالاتش پاسخ دهد. پل گرینگراس کارگردانی این فیلم اکشن نفسگیر سال ۲۰۰۷ را بر عهده دارد و مت دیمون بار دیگر در نقش نمادین خود ظاهر میشود. این بار، بورن مصمم است تا هویت واقعی خود را کشف کند و به برنامه مرموز «اولتیماتوم» که او را به یک ماشین کشتن تبدیل کرده، پایان دهد. در حالی که آژانس سیا به رهبری نوح ووسن (با بازی دیوید استراترن) و پاملا لندی (با بازی جوآن آلن) به شدت در تعقیب او هستند، بورن باید از مهارتهای بینظیر خود برای زنده ماندن و پرده برداری از حقایق تلخ گذشته استفاده کند. او در این مسیر با نیکی پارسونز (با بازی جولیا استایلز) متحد میشود و در نهایت به رویارویی نهایی با سازنده خود، دکتر آلبرت هرش (با بازی آلبرت فینی) میرود. این فیلم با سکانسهای اکشن خیرهکننده و تعقیب و گریزهای نفسگیر، یکی از بهترین قسمتهای این فرنچایز به شمار میرود.
خلاصه داستان: فیلمی فانتزی و ماجراجویی به کارگردانی کریس وایتز که در سال ۲۰۰۷ بر اساس رمان مشهور «نیروی اهریمنیاش» اثر فیلیپ پولمن ساخته شد. داستان در دنیایی موازی میگذرد که در آن روح هر فرد به شکل حیوانی به نام «دایمون» در کنارش حضور دارد. لیلا بلاکوا، دختر نوجوانی که توسط دانشمندان آکسفورد بزرگ شده، با کشف یک توطئه مرموز علیه کودکان، سفری خطرناک به شمال یخزده را آغاز میکند. او در این سفر با خانم کولتر مرموز (نیکول کیدمن)، خرسهای زرهپوش، جیپسیها و یک کابوی هوایی به نام لی اسکورسبای (دنیل کریگ) روبرو میشود و راز وسیلهای اسرارآمیز به نام «قطبنمای طلایی» را کشف میکند که میتواند به هر سوالی پاسخ دهد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه خصوصی به نام کارتر پیج که سابقاً در ارتش خدمت میکرده، اکنون در واشنگتن دیسی به عنوان یک محافظ شخصی و کارآگاه فعالیت میکند. او که به خاطر گذشتهاش دچار آسیبهای روحی است، ناگهان درگیر پروندهای پیچیده میشود که به قتل یک سناتور برجسته و توطئهای سیاسی در بالاترین سطوح قدرت مربوط میشود. کارتر پیج که توسط بازیگرانی چون آرون اکهارت و تامی لی جونز به تصویر کشیده شده، باید در حالی که با خاطرات جنگ خود دست و پنجه نرم میکند، حقیقت را آشکار کند. این فیلم اکشن-هیجانانگیز محصول سال ۲۰۲۵ به کارگردانی جولیوس آوینی، مخاطب را در یک داستان پرپیچ و خم از خیانت، انتقام و فداکاری غرق میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «پرورشگاه» (The Orphanage) محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی خوآن آنتونیو بایونا و تهیهکنندگی گییرمو دل تورو: لورا (با بازی بلانکا پورتیلو) به همراه همسرش کارلوس (فرناندو کایو) و پسر کوچکشان سیمون (راجر پرینسپ) به خانه دوران کودکی خود، یک پرورشگاه قدیمی، بازمیگردند تا آن را به یک مرکز نگهداری از کودکان معلول تبدیل کنند. اما سیمون که دچار مشکلاتی است، شروع به برقراری ارتباط با دوستان خیالی میکند و به تدریج، رازهای تاریک و ترسناک گذشته پرورشگاه آشکار میشود. زمانی که سیمون به طور مرموزی ناپدید میشود، لورا برای یافتن او باید با ارواح گذشته و حقیقت هولناک آنچه در پرورشگاه رخ داده است، روبرو شود.