خلاصه داستان: خلاصه داستان: «مرد شبح» یا Ghost Rider روایتگر زندگی جانی بلیز، بدلکاری سرشناس است که برای نجات پدر محتضر خود، قراردادی شیطانی با مفیستو (شیطان) امضا میکند و روحش را به او میفروشد. سالها بعد، مفیستو برای جمعآوری روح یک قرارداد دیگر، جانی را مجبور به تبدیل شدن به «مرد شبح» میکند؛ موجودی نیمهانسان و نیمهشیطان با سری آتشین و زنجیری آتشین که وظیفه دارد ارواح شرور را شکار کند. نیکلاس کیج در نقش جانی بلیز، به همراه ایوا مندس و وس بنتلی، در این فیلم اکشن و فانتزی به کارگردانی مارک استیون جانسون در سال ۲۰۰۷، داستانی پر از اکشن و جلوههای ویژه خیرهکننده را روایت میکنند که در آن قهرمان باید بین انسانیت و قدرت شیطانی خود انتخاب کند.
خلاصه داستان: فیلم «دختر همسایه» (The Girl Next Door) محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی لوک گرینفیلد، داستان مت هیچمن (با بازی امریکن اکتر) را روایت میکند؛ دانشآموز دبیرستانی درسخوان و آرامی که تمام تمرکزش روی قبولی در دانشگاه است. زندگی او با ورود دنیل (با بازی الیشا کاتبرت)، دختر همسایه جدید و جذابش، دگرگون میشود. مت که شیفته دنیل میشود، به زودی متوجه میشود که او یک بازیگر سابق فیلمهای بزرگسالان است. این کشف، زندگی مت، دوستانش و رابطه عاطفی نوپایشان را دستخوش چالشهای بزرگی میکند و او را مجبور به تصمیمگیریهای دشواری میکند. دنیل که قصد دارد گذشته خود را پشت سر بگذارد، تلاش میکند تا زندگی جدیدی بسازد، اما گذشته او به راحتی رهایش نمیکند. این کمدی رمانتیک با بازی تیموتی اولیفانت، کریس مارکت، پل دانو و جیمز رمار، به بررسی مسائلی مانند پذیرش، عشق واقعی و عبور از قضاوتهای اجتماعی میپردازد.
خلاصه داستان: این انیمیشن کوتاه پیکسار که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، توسط جیم کاپوبیانکو کارگردانی شده و در آن رمی (با صدای پاتون اسوالت) و برادرش امیل (پیتر سون) از موشهای آشپزخانه فیلم «راتاتویی» نقش اصلی را بر عهده دارند. این فیلم ۱۱ دقیقهای که برنده جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه شد، به شیوهای طنزآمیز و آموزشی به دفاع از موشها در طول تاریخ میپردازد و تلاش میکند تصویر منفی این موجودات را در ذهن انسانها تغییر دهد. رمی و امیل با استفاده از یک نمایش عروسکی و روایت تاریخی، نقش موشها را در اکتشافات علمی، کمک به انسانها و حتی همراهی با دریانوردان در سفرهای بزرگ بررسی میکنند و ثابت میکنند که موشها دوستان مفیدی برای بشر بودهاند.
خلاصه داستان: فیلم «تو ای زنده» ساختهٔ Roy Andersson که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، اثری درخشان و عمیقاً انسانی از کارگردان سوئدی است. این فیلم که بخش دوم از سهگانهٔ معروف آندرشون است، با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ به زندگی انسانهای عادی میپردازد. «تو ای زنده» مجموعهای از صحنههای به ظاهر نامرتبط را روایت میکند که هر کدام پنجرهای به دنیای درونی شخصیتهای مختلف میگشایند. این اثر که با بازی بازیگران ناشناخته و سبک بصری متمایز آندرشون همراه است، رویاها، ترسها، امیدها و ناامیدیهای آدمها را در قالب تصاویری ثابت و خیالانگیز به تصویر میکشد. فیلم با بهرهگیری از نماهای بلند، رنگهای خاکستری و فضاسازیهای منحصربهفرد، مخاطب را به تأملی ژرف دربارهٔ معنای زندگی، تنهایی و آرزوهای برآوردهنشده دعوت میکند. «تو ای زنده» اثری شاعرانه و فلسفی است که مرز بین واقعیت و رویا را کمرنگ میکند و تجربهای سینمایی بینظیر را برای بیننده رقم میزند.
خلاصه داستان: در آلمان نازی، زنی آریایی به نام ماریان برای نجات پسرش ماکسیمیلان از خطرات جنگ، به او دروغ میگوید که یهودیان به سرزمین اسباببازیها میروند. وقتی پسر همسایه یهودیاش، لئوپولد، ناپدید میشود، ماکسیمیلان برای یافتن او و رسیدن به سرزمین اسباببازیها از خانه فرار میکند و مادرش را در موقعیتی خطرناک قرار میدهد. این فیلم کوتاه برنده اسکار، داستانی تکاندهنده از شجاعت، فداکاری و قدرت یک دروغ مصلحتی در تاریکترین روزهای تاریخ را روایت میکند.
خلاصه داستان: «شجاع» فیلمی درام و هیجانانگیز محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی نیل جردن و با بازی جودی فاستر و ترنس هاوارد است. داستان فیلم درباره اریکا بین، مجری یک برنامه رادیویی در نیویورک است که زندگی آرامش در یک شب به همراه نامزدش در پارک مورد حمله قرار میگیرد. در این حمله، نامزدش کشته شده و اریکا به شدت مجروح میشود. پس از بهبودی، او که دیگر احساس امنیت نمیکند، برای محافظت از خود اسلحه خریداری کرده و به تدریج به یک شکارچی خیابانی تبدیل میشود که به دنبال مقابله با مجرمان و اجرای عدالت به شیوه خودش است. در این میان، کارآگاهی به نام مِرسر که در حال تحقیق درباره این قتلهای مرموز است، به اریکا نزدیک شده و ماجرا شکل پیچیدهتری به خود میگیرد.
خلاصه داستان: این فیلم در سال ۲۰۰۷ به کارگردانی شیرین نشاط ساخته شده و در ژوهانسبورگ دهه ۱۹۵۰ میلادی میگذرد. داستان حول محور میرا (لیزا ری) میچرخد، زنی هندی-آفریقایی که در آپارتاید آفریقای جنوبی زندگی میکند و با محدودیتهای شدید اجتماعی و نژادی روبرو است. زندگی او با ملاقات آمینا (شهرت پاتل)، زنی مستقل و آزاداندیش که یک کافه را اداره میکند، دگرگون میشود. آمینا با روحیهی سرکش خود در برابر قوانین ناعادلانه میایستد و به میرا کمک میکند تا هویت واقعی خود را کشف کند. این ملاقات جرقهی یک رابطه عمیق و ممنوعه را بین آنها میزند که در برابر فشارهای جامعه، خانواده و قوانین ظالمانهی آپارتاید قرار دارد. فیلم با بازیهای قدرتمند و فضاسازی دقیق، داستانی از عشق، آزادی و مبارزه برای هویت را در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ آفریقای جنوبی روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «ستارهگرد» (Stardust) محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی متیو وان و با بازی چارلی کاکس، کلیر دینز، میشل فایفر، رابرت دنیرو، مارک استرانگ و جیسون فلمینگ، داستان جوانی به نام تریستان تورن را روایت میکند که برای به دست آوردن دل معشوقهاش، ویکتوریا، قول میدهد ستارهای سقوط کرده را برای او بیاورد. او از دیوار جادویی که شهرش، وال، را از سرزمین جادویی استورمهولد جدا میکند عبور میکند و متوجه میشود که این ستاره در واقع دختری زیبا به نام ایوین (کلیر دینز) است. تریستان و ایوین در بازگشت به وال، با ماجراهای خطرناکی مواجه میشوند، از جمله جادوگر پیر، لامیا (میشل فایفر)، که قصد دارد قلب ایوین را برای بازگرداندن جوانی خود بخورد، و شاهزادههای استورمهولد که برای به دست آوردن تاج و تخت به دنبال او هستند. در این میان، تریستان متوجه میشود که عشق واقعی او ایوین است و باید برای نجات جانش و رسیدن به عشقش بجنگد.
خلاصه داستان: در انگلستان دهه ۱۹۸۰، ویل پووز، پسری خلاق و تنها از خانواده ای مذهبی، با دنیای سینما بیگانه است تا اینکه با لی کارتر، دانش آموز یاغی و شروری آشنا می شود. لی که فیلم «رمبو: خون اول» را دیده، ویل را متقاعد می کند تا در ساخت فیلم اکشن خانگی خود با عنوان «پسر رمبو» به او کمک کند. این همکاری غیرمنتظره، دوستی عمیقی بین آن ها ایجاد می کند و ویل را با دنیای خیال پردازی و ماجراجویی آشنا می سازد، اما با ورود دیدارک، دانش آموز فرانسوی محبوب مدرسه، این رابطه دوستانه در معرض خطر قرار می گیرد. فیلم کمدی-درام «پسر رمبو» محصول ۲۰۰۷ به کارگردانی گارت جنینگز، با بازی بیل میلیجر، ویل پولتر و جسیکا استیونسون، داستانی لطیف و نوستالژیک از دوران کودکی، دوستی و قدرت رویاپردازی را روایت می کند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «سوپربد» محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی گرگ موتولا و نویسندگی ست کومینگ و جونا هیل، داستان سه نوجوان به نامهای ست (جونا هیل)، فاگل (مایکل سرا) و مکلاوین (کریستوفر مینتز-پلاس) را روایت میکند که در آستانه فارغالتحصیلی از دبیرستان، قصد دارند با خریدن مشروبات الکلی برای یک مهمانی، توجه دختران مورد علاقه خود را جلب کنند. مشکلات زمانی شروع میشود که دو دوست صمیمی، ست و فاگل، با یک مأمور پلیس بدخلق (ست راجن میکال) و دو افسر پلیس دیگر مواجه میشوند و در عین حال، دوستشان مکلاوین در مهمانی ای که به نظر میرسد بهترین شب زندگیشان باشد، دچار مشکلات خندهدار و غیرمنتظره میشود. این فیلم با بازی بینظیر بازیگرانش و دیالوگهای طنز و موقعیتهای خندهدار، به یکی از محبوبترین کمدیهای نوجوانانه دهه ۲۰۰۰ تبدیل شده است.