خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۷، فیلم «وقتی نیچه گریست» به کارگردانی پینچاس پری با بازی آرمین مولر-اشتال در نقش دکتر یوزف بروئر، لئونارد کارو در نقش فریدریش نیچه و کاترین هایگل در نقش ماتیلده، داستان را در وین قرن نوزدهم روایت میکند؛ جایی که بروئر، بنیانگذار رواندرمانی، توسط دوستش زیگموند فروید متقاعد میشود تا نیچه افسرده و منزوی را درمان کند. نیچه در برابر درمان مقاومت میکند، اما بروئر خودش درگیر بحران عاطفی با بیمار جوانش ماتیلده میشود و این مواجهه به کاوش عمیق در ناخودآگاه انسان، رهایی از سرکوبهای روانی و تولد روانکاوی منجر میگردد.
خلاصه داستان: فیلم جنگسالاران (۲۰۰۷) به کارگردانی پیتر چان، با بازی جت لی در نقش پانگ، اندی لاو به عنوان ژائو ارلانگ و تاکشی کانشیرو در نقش جیانگ ووییانگ، روایتی حماسی از دوران آشوب چین اواخر قرن نوزدهم است؛ جایی که پانگ، یک دزد یتیم، پس از نجات یافتن از میدان نبرد، به ارتش ژائو میپیوندد و با او و جیانگ پیمان برادری خونی میبندند تا علیه شورشیان طائوپینگ بجنگند، اما عشق پنهان هر سه به یک زن زیبا و جاهطلبیهای شخصی، وفاداریشان را به چالش میکشد و به جنگی خونین میان برادران سابق منجر میشود.
خلاصه داستان: فیلم بهول بهولایا (۲۰۰۷) به کارگردانی پریادارشان با بازی آکشای کومار در نقش راج پال روانپزشک، ویدیا بالان به عنوان آویتا و شاین آجویا، داستان زوجی جوان را روایت میکند که پس از سالها به عمارت قدیمی و متروکه خانوادگی در راجستان بازمیگردند و با افسانه ترسناک روح منجولика روبرو میشوند؛ راج پال با دانش علمی خود تلاش میکند ثابت کند همه چیز توهم و اختلال روانی است، اما رازهای پنهان گذشته و اتفاقات عجیب، مرز بین واقعیت و جنون را محو میکنند و فیلم با ترکیبی از کمدی، ترس و درام پیش میرود.
خلاصه داستان: فیلم «حزب شکار» ساخته سال ۲۰۰۷ به کارگردانی ریچارد شِپِرد، با بازی ریچارد گیر در نقش سیمون، ترنس هاوارد به عنوان داک و جسیکا بیل در نقش رِیکا، داستان سه خبرنگار سابق را روایت میکند که پس از جنگ بوسنی، به دنبال ردیابی «شبح»، خطرناکترین جنایتکار جنگی صربها میگردند. سیمون، خبرنگار برنده جایزه پولیتزر که زندگیاش ویران شده، همراه با همکار جوانترش داک و مترجم بوسنیاییشان، وارد ماجراجویی پرخطری در بالکان میشوند و با فساد، خطر و رازهای تاریک گذشته روبرو میگردند، در حالی که مرز میان شکارچی و شکار محو میشود.
خلاصه داستان: فیلم مردی از لندن (۲۰۰۷) به کارگردانی پاتریس شرو، با بازی سایمون کوزاک در نقش مالوی، داگرای اسکات و میرا بانجاک، داستان کارمندی تنها و افسرده به نام مالوی را روایت میکند که در ایستگاه قطار شاهد قتل یک مسافر مرموز و افتادن کیف پر از پول او میشود؛ او کیف را برمیدارد و وارد چرخهای از پارانویا، ترس و تعقیب توسط قاتلان حرفهای میگردد که زندگی آرامش را به جهنمی از جنایت و خیانت تبدیل میکند.
خلاصه داستان: تاکسی به سوی تاریکی (۲۰۰۷) به کارگردانی الکس گیبنی، مستندی برنده اسکار بهترین فیلم مستند است که پرده از شکنجههای سیستماتیک ارتش آمریکا در زندانهای بگرام افغانستان و گوانتانامو برمیدارد. فیلم بر داستان غمانگیز دیلآور، راننده تاکسی بیگناه افغان تمرکز دارد که پس از دستگیری به زندان منتقل شد و تنها پنج روز بعد به طرز مشکوکی جان باخت. گیبنی با مصاحبههای صریح از سربازان، مقامات سابق دولت بوش، کارشناسان حقوقی و خانواده قربانیان، سیاستهای مجازات بدنی کاخ سفید را افشا میکند و سؤالاتی عمیق درباره اخلاقیات جنگ علیه تروریسم مطرح میسازد.
خلاصه داستان: فیلم دیستوربیا (۲۰۰۷) به کارگردانی دی.جی. کاروسو با بازی شیا لباف در نقش کیل برت، سارا رومر و کری آن ماس، داستان نوجوانی خشمگین را روایت میکند که پس از مرگ پدرش در تصادف رانندگی و محکومیت به حبس خانگی به دلیل درگیری با پلیس، از پنجره اتاقش همسایه مرموزی به نام رابرت ترنر را زیر نظر میگیرد و با جمعآوری شواهد مشکوک، او را به قتلهای سریالی متهم میکند، اما مرز بین واقعیت و توهم به سرعت محو میشود و کیل و دوستانش را در موقعیتی مرگبار قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم غواص کلاهکدار و پروانه (۲۰۰۷) به کارگردانی ژولیان اشنابل، بر اساس زندگی واقعی ژان-دومینیک بوبی (با بازی ماتیو آمالریک)، سردبیر مجله ال فرانسوی، روایت میشود که پس از سکته مغزی به سندرم قفلشدگی مبتلا شده و تنها قادر به حرکت پلک چپ چشمش است؛ او با پلک زدن الفبا را دیکته کرده و خاطرات، خیالات و تجربیات درونیاش را در قالب کتابی به نام «غواص کلاهکدار و پروانه» ثبت میکند، در حالی که بازیگرانی چون امیلی باتری و ماری-ژوز فیشر در نقشهای کلیدی ظاهر شدهاند و فیلم با تصاویر شاعرانه و نوآورانه، مبارزه روحی او برای ارتباط با جهان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۲، فیلم موزیکال کلاسیک «موزیک من» به کارگردانی مورتون داکوستا با بازی درخشان رابرت پرستون در نقش هارولد هیل، کلاهبردار زیرک و جذاب که خود را رهبر ارکستر معرفی میکند و به شهر کوچک آیوایی ریور سیتی میرسد تا با فروش آلات موسیقی و لباسهای گروه نوازندگی به والدین سادهلوح، ثروت اندوزی کند، روایت میشود؛ اما هیل با ماریان پارو (شیرلی جونز)، معلم پیانو و کتابدار باهوش و مقاوم، آشنا شده و درگیر عشقی واقعی میگردد که نقشههایش را به هم میریزد، در حالی که آهنگهای خاطرهانگیز و رقصهای پرجنبوجوش، فضای طنزآمیز و دلانگیزی را برای نجات شهر از بیحوصلگی فراهم میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «نور خاموش» (۲۰۰۷) به کارگردانی کارلوس ریگاداس، داستان جوهان، رهبر مذهبی جامعه منونایت در شمال مکزیک را روایت میکند که درگیر عشقی ممنوعه به ماریانه، زنی متاهل، میشود، در حالی که همسرش استِر در بستر بیماری است. با بازی درخشان کورنلیو وال در نقش جوهان، ماریان کوئینتانیلا به عنوان استِر و ماریا پانکراتز در نقش ماریانه، این درام شاعرانه و تأملبرانگیز به بررسی عمیق تمهای عشق، خیانت، مرگ، رستگاری و معجزه در بستری از طبیعت بکر و سکوت معنوی میپردازد و برنده جوایز متعددی از جمله جایزه هیئت داوران جشنواره کن شد.