خلاصه داستان: پسری ۱۲ ساله به نام یوگو از قدرت های جادویی و خاصی برخوردار است. او تلاش می کند تا به همه کمک کند و دنیا را در برابر موجودات خطرناک نجات دهد و...
خلاصه داستان: سفینه غارتگر ها دوباره به زمین بر میگردد و در دل جنگلی سقوط میکند . گروه غارتگران یک سرباز به زمین میفرستد در حالیکه تنها بیگانه زنده مانده در حال تولید مثل است…
خلاصه داستان: تیرانداز فیلمی در سبک اکشن مهیج به کارگرانی آنتوان فوکوآ و بازی مارک والبرگ است. یک تیرانداز ماهر برای مدتی است که در آرامش زندگی می کند، تا اینکه از یک توطعه برای ترور رئیس جمهور مطلع می شود. اکنون او که متهم اصلی این ترور شناخته شده است، تصمیم می گیرد رد قاتل اصلی را بگیرد و دست عاملان اصلی ترور را رو کند اما…
خلاصه داستان: مایک بدل کار، قاتلی سریالی است که کارش تعقیب و کشتن دختران جوان می باشد. او این کار را نه با وسایل معمول، بلکه به وسیله اتومبیل خود که نام ضد مرگ به آن داده، انجام می دهد. اما آخرین شکارهای او که سه دختر ماجراجو هستند، قصد ندارند به آسانی تسلیم وی شوند. پس از تعقیب و گریزی پر مخاطره، مایک که دریافته نمی تواند این لقمه گلوگیر را ببلعد، از دخترها عذرخواهی می کند. اما دخترها جز با کشتن وی راضی نمی شوند…
خلاصه داستان: گانگستر آمریکایی، فیلمی بیوگرافی جنایی به کارگردانی ریدلی اسکات و با بازی ستارگانی همچون راسل کرو و دنزل واشنگتن است. «فرانک لوکاس» راننده و محافظ يکی از رؤسای تشکيلات تبهکاری است که پس از مرگ رئيسش خيلی زود موقعيت خود را به عنوان وارد کننده ی درجه ی يک مواد در هارلم نيويورک تثبيت می کند. «ريچی رابرتس» نيز پليس درستکاری است که رهبری گروه ضربت مبارزه با مواد را به عهده دارد و می کوشد تا جلوی فعاليت های تشکيلات «لوکاس» را بگيرد اما…
خلاصه داستان: کالیفرنیکیشن؛ سریالی در ژانر کمدی درام به کارگردانی تام کاپینوس است. داستان در مورد یک نویسنده رمانهای رئالیستی به نام هنک موودی است که زندگی خوبی ندارد و در زندگی شخصی و حتی شغلش به پوچی و بنبست رسیده و سعی در عوض کردن شرایط...
خلاصه داستان: نقطه اشتعال؛ فیلمی اکشن جنایی به کارگردانی ویلسون ییپ میباشد. داستان حول تلاشهای یک مامور پلیس برای محکوم کردن سه برادر ویتنامی است که به کار قاچاق مشغول هستند. این مامور برای به دام انداختن این سه برادر از یک مامور مخفی استفاده میکند و…
خلاصه داستان: “کوماتسو نانا” به دنبال دوستش “شوجی” به توکیو نقل مکان میکند تا به زندگیای که همیشه رویای آن را داشته، دست یابد. در قطاری که به مقصد توکیو در حرکت است، او “اوساکی نانا” را ملاقات میکند، دختری که خوانندهی یک گروه پانک راک به نام “بلست” است و او نیز عازم توکیوست تا به آرزوی خود برای تبدیل شدن به یک حرفهای دست یابد. پس از رسیدن به توکیو آن دو راه خود را از هم جدا میکنند اما دست سرنوشت دوباره آنها را با یکدیگر روبرو میکند واین دو دختر همنام در توکیو همخانه نیز میشوند. کمکم پیوند دوستی دو “نانا” محکمتر و عمیقتر میشود و در کنار هم با مشکلاتی که در زندگی عاشقانه و کاری آنها بوجود میآید، روبرو میشوند.
خلاصه داستان: يک پروفسور زبان شناسي به نام «دومينيک» از اين که زندگي حرفي اش را به پايان مي رساند بسيار غمگين است. او هم چنان به خاطر «لورا» که چهل سال پيش نامزدي شان را به هم زد افسوس مي خورد. «دومينيک» از شمال روماني، زادگاهش، به طرف بخارست سفر مي کند. اما پيش از اين که دست به خودکشي بزند، صاعقه اي به او مي زند. در اين حادثه نه تنها او به طرز معجزه آسايي نجات پيدا مي کند بلکه بدن هفتاد ساله ي او هم جوان مي شود…