خلاصه داستان: فیلم سینمایی «Eden Lake» به کارگردانی جیمز واتکینز و بازی مایکل فاسبندر و کلی رایلی در سال 2008 ساخته شده است. این فیلم داستان زوج جوانی به نامهای استیو و جنی را روایت میکند که برای گذراندن تعطیلات آخر هفته به کنار دریاچهای خوشمنظره سفر میکنند، اما با گروهی از نوجوانان خشن و بیرحم روبرو میشوند که تفریح آنها را به کابوسی وحشتناک تبدیل میکند.
خلاصه داستان: داستانهای شبانه فیلمی محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی آدام شنکمن و بازیگری آدام سندلر، کریس راک و کیت بکینسیل است. در این فیلم، مردی به نام اسکات که در هتلی کار میکند، هر شب برای خواهرزادهها و برادرزادههایش داستانهایی تخیلی تعریف میکند و پس از مدتی متوجه میشود که وقایع عجیب و غریب داستانهایش در دنیای واقعی رخ میدهند.
خلاصه داستان: برانسون، فیلمی به کارگردانی نیکلاس وایندینگ ریفن در سال 2008، داستان واقعی مایکل پیترسون، معروف به چارلز برانسون، را روایت میکند. تام هاردی در نقش اصلی این اثر درخشان ظاهر میشود و بازی قدرتمند وی یکی از نقاط قوت اصلی فیلم است. داستان زندگی مردی که خود را در مسیر خشونت و جنایت میبیند و در نهایت به یکی از خشنترین و مشهورترین زندانیان بریتانیا تبدیل میشود. او که به دلیل جنایاتش به حبس ابد محکوم شده، بیش از 30 سال از زندگی خود را در سلولهای انفرادی سپری میکند و در این مدت به یک هنرمند تبدیل میشود. فیلم با روایتی ساختارشکنانه و سبک بصری منحصربهفرد، نگاهی عمیق به روان، خشونت و جستجوی هویت یک مرد در میان دیوارهای زندان میاندازد.
خلاصه داستان: سریال «درست به موقع» (Right on Time) به کارگردانی جاناتان پرینس و با بازی بازیگرانی چون کریستوفر لوید، گری کالر و میشل میلر در سال ۲۰۰۱ تولید شده است. داستان این مینیسریال درباره یک پسر نوجوان به نام «وینستون» است که با استفاده از یک دستگاه زمانسنجی که توسط پدربزرگش اختراع شده، به گذشته سفر میکند تا پدر و مادرش را در جوانی ملاقات کند و از این طریق مشکلات خانوادگیاش را حل کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم در سال 2008 به کارگردانی ریدلی اسکات و بازیگری لئوناردو دیکاپریو، راسل کرو و مارک استرانگ روایت میشود. در این فیلم، یک مامور سیا به نام راجر فریس (دیکاپریو) در خاورمیانه برای دستگیری یک تروریست بانفوذ به نام بیکری، با یک جاسوس اردنی به نام حاتم علی (استرانگ) همکاری میکند. در طول ماموریت، راجر در میانه جنگ قدرت و فریبهای بین المللی گرفتار میشود و نمیتواند به هیچکس اعتماد کند، حتی به حاتم که مربی اوست و یا ادوارد (کرو) که رئیس او در سیا است. او باید با تکیه بر هوش و تجربه خود، توطئههای پیچیده را کشف کند و زنده بماند.
خلاصه داستان: فیلم «چه: بخش دوم» به کارگردانی استیون سودربرگ در سال ۲۰۰۸ ساخته شده است. این فیلم که بنیسیو دل تورو در نقش چه گوارا بازی درخشانی ارائه میدهد، ماجرای سالهای پایانی زندگی انقلابی کوبا را روایت میکند. داستان از جایی آغاز میشود که چه پس از پیروزی انقلاب کوبا، به عنوان یکی از مهمترین چهرههای حکومت فیدل کاسترو، مسئولیتهای خطیری را بر عهده میگیرد. او در این برهه، هم در مسائل اقتصادی و نظامی کوبا نقش دارد و هم به عنوان یک دیپلمات در سازمان ملل سخنرانی میکند. با این حال، نارضایتی او از بوروکراسی حاکم و شکست در بهبود شرایط اقتصادی، او را به این نتیجه میرساند که کوبا را ترک کرده و به جنگلهای بولیوی برود تا انقلابی دیگر را آغاز کند. اما این بار، شرایط متفاوت است و مقاومت مردمی و حمایتی که در کوبا دیده بود، در بولیوی نصیبش نمیشود.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «بولت» داستان سگی به همین نام را روایت میکند که در یک سریال تلویزیونی نقش یک سگ ابرقهرمان بازی میکند و به قدرتهای خود باور دارد. وقتی بهطور تصادفی به نیویورک فرستاده میشود، او باید با کمک دوستانش، یک گربه به نام میت و یک موش صحرایی به نام راین، راه خانه را پیدا کند و در این مسیر با واقعیتهای تلخ و شیرین زندگی روبرو میشود. این انیمیشن ماجراجویانه و سرگرمکننده به کارگردانی کریس ویلیامز و با صداپیشگی جان تراولتا، میلی همیلتون و سوزی اسمن در سال ۲۰۰۸ ساخته شده است.
خلاصه داستان: فیلم «جادوی صدا» (Inkheart) در سال 2008 به کارگردانی ایلیا ساشا و با بازی برندان فریزر، الکس اتکینسون و هلن میرن ساخته شده است. داستان درباره مورتیمر «مو» اینکهارت است، مردی با توانایی جادویی که با صحبت کردن میتواند شخصیتهای کتابها را به دنیای واقعی بیاورد. این قدرت همچنین افراد واقعی را به درون کتابها میفرستد. وقتی یک کتابساز شرور به نام کاپیتان کوک، مو را مجبور میکند تا شخصیتهای یک کتاب نایاب را احضار کند، مو و دخترش مگی باید با کمک دوستانشان، جلوی نیات شرورانه او را بگیرند و اعضای خانوادهشان را که در کتابها گم شدهاند، نجات دهند.
خلاصه داستان: فیلم «تابستان در جنوا» به کارگردانی مایکل وینترباتم در سال 2008 ساخته شده است. این فیلم داستان یک خانواده آمریکایی را روایت میکند که پس از مرگ همسر و مادرشان، به امید شروع فصلی تازه، به شهر جنوا در ایتالیا نقل مکان میکنند. کالین فرث و کاترین کینر در نقش پدر و مادر خانواده بازی میکنند. داستان بر تلاش اعضای خانواده برای کنار آمدن با غم و اندوه عمیق خود تمرکز دارد و رابطه پیچیده دو دختر نوجوان خانواده را در این شرایط دشوار به تصویر میکشد. آنها در خیابانهای باریک و تاریخی جنوا سرگردانند و خاطرات گذشته و امیدهای آیندهشان را مرور میکنند، در حالی که تابستان داغ ایتالیا بر شدت احساسات و تنشهایشان میافزاید.