خلاصه داستان: فیلم «وداع» به کارگردانی یوجیرو تائورا در سال ۲۰۰۸، با بازی ماساهیرو موتوکی در نقش اصلی داگو، نوازنده ویولن سل بیکارشده پس از تعطیلی ارکسترش، روایتی عمیق و احساسی از زندگی اوست. داگو شغلی مرموز به عنوان کمکتابوتچی پیدا میکند که شامل آمادهسازی دقیق و آیینی اجساد مردگان برای تدفین است؛ او با چالشهای فرهنگی ژاپنی، تعصبات اجتماعی و دردهای شخصی دست و پنجه نرم میکند، در حالی که روابطش با همسرش ریوکو هیروسوئه و پدر مرحومش بازسازی میشود و سفری تحولآفرین به سوی پذیرش مرگ و ارزش زندگی را تجربه مینماید. این اثر برنده اسکار بهترین فیلم خارجیزبان شد.
خلاصه داستان: فیلم «قطعاً، شاید» به کارگردانی آدام بروکس در سال ۲۰۰۸، با بازی رایان رینولدز در نقش ویل هیز، مردی مطلقه که برای دختر هشتسالهاش مایا (آبigail برسلین) سه داستان عاشقانه گذشتهاش را روایت میکند: رابطه پرشور با امیلا میلر (ایزلا فیشر)، عشق ایدئالیستی به سامانتا (ریچل وایز) و پیوند عمیق با آوریل (الیزابت بنکس). مایا با هیجان حدس میزند کدام زن مادرش است، در حالی که ویل با بازگشت عشق قدیمیاش لینا روبرو میشود و مجبور به بازنگری در انتخابهای زندگیاش میگردد؛ این کمدی رمانتیک دلنشین کاوشی هوشمندانه در پیچیدگیهای عشق، خیانت و شانس است.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک شاتر (۲۰۰۴) به کارگردانی بانجونگ پیسانتاناکون و پارکپوم وونگپوم با بازی آناندا اوریینگام در نقش تون عکاس جوان و ناتاویرانوج تونگمی در نقش جین، داستان زوجی را روایت میکند که پس از تصادف رانندگی مشکوک با دختری ناشناس و فرار از صحنه، در عکسهایشان تصویری وهمانگیز از روح انتقامجو ظاهر میشود و آنها را به تعقیب کابوسوار و کشف رازهای تاریک گذشته میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم «هنوز راه میرود» ساخته هیروکازو کورئیدا در سال ۲۰۰۸، داستان خانوادهای ژاپنی را روایت میکند که برای بزرگداشت سالگرد مرگ پسر بزرگشان در خانه والدین جمع میشوند. با بازی برجسته هاروکو ناکاجیما در نقش مادر گرم و مهربان، یوشیو هارادا به عنوان پدر کمحرف و نائو اوموری در نقش پسر وسطی که با همسرش آمده، این درام خانوادگی به زیبایی روابط پیچیده، کینههای پنهان، خاطرات شیرین و تلخ گذشته را در طول یک روز معمولی کاوش میکند و تصویری عمیق از پیوندهای خانوادگی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم لدرهدز ساخته سال ۲۰۰۸ به کارگردانی جورج کلونی با بازی جورج کلونی در نقش مربی فوتبال، رنه زلویگر به عنوان خبرنگار جسور و جان کراسینسکی در نقش ستاره جوان کالج، داستان کمدی-رمانتیکی را روایت میکند که در دهه ۱۹۲۰ میلادی رخ میدهد؛ جایی که یک تیم فوتبال آمریکایی ورشکسته برای نجات خود، یک بازیکن حرفهای کالج را استخدام میکند، اما رقابتهای عاطفی و حرفهای با ورود یک خبرنگار زن، ماجراهای خندهداری را رقم میزند و تلاش میکند تا فوتبال آمریکایی را به ورزش حرفهای تبدیل کند.
خلاصه داستان: برترام پینکوس مردی است که مهارتهای مردمیاش جای تامل دارد. وقتی پینکوس به طور غیرمنتظره ای می میرد، اما پس از هفت دقیقه به طور معجزه آسایی زنده می شود، از خواب بیدار می شود و متوجه می شود که اکنون توانایی آزاردهنده ای برای دیدن ارواح دارد.
خلاصه داستان: ماریا کتاب اسرار را از پدرش به ارث می برد. او به املاک مونکر عمویش نقل مکان می کند. یک نفرین خانوادگی بر دره انداخته شد. فقط ماریا می تواند با استفاده از کتابش آن را بشکند.
خلاصه داستان: فیلم یکشنبه اول (۲۰۰۸) به کارگردانی دیوید ای. تالبِرت با بازی آیس کیوب در نقش دورک و کت ویلیامز در نقش لیروی، داستان دو دوست خلافکار کوچک را روایت میکند که پس از چندین بار شکست در سرقتهای جزئی، تصمیم میگیرند از صندوق کلیسای محلی دزدی کنند؛ اما همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود و آنها در کلیسا گیر میافتند، در حالی که پلیس بیرون منتظر است و مجبور میشوند با اعضای جماعت مذهبی بمانند و ماجراهای خندهدار و غیرمنتظرهای را در طول یکشنبه اول تجربه کنند که زندگیشان را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم گومورا (۲۰۰۸) به کارگردانی ماتئو گارونه با بازی تونی سروئیلو، جانفلیچه ایمپاراتو و سالواتوره آبرتززه، روایتی خشن و واقعگرایانه از زندگی در دل مافیای کامورا در ناپل ایتالیاست. این درام جنایی چند داستان موازی را به تصویر میکشد؛ از جوانی که وارد دنیای خلاف میشود، تا تاجری که درگیر تجارت زبالههای سمی است و وفاداریهای خانوادگی که زیر فشار خشونت و فساد نابود میشوند، و نشان میدهد چگونه مافیا جامعه را از درون متلاشی میکند.
خلاصه داستان: فیلم الگوهای رفتاری (۲۰۰۸) به کارگردانی دیوید وین با بازی شان ویلیام اسکات، پل راد، کریستوفر مینتزپلاس و الیزابت بنکس، داستان دو دوست به نامهای دنی و وینر را روایت میکند که پس از یک حادثه رانندگی ناشی از مصرف مواد، محکوم به ۱۵۰ ساعت کار داوطلبانه در برنامه mentorship کودکان میشوند. آنها موظف به مربیگری دو نوجوان عجیبوغریب به نامهای آگوست و بابی میگردند و در این مسیر پرماجرا، با چالشهای خندهداری روبرو شده و درسهای ارزشمندی از مسئولیتپذیری، دوستی و بزرگسالی میآموزند. این کمدی خانوادگی پر از لحظات طنزآمیز و دلچسب است.