خلاصه داستان: سه میمون (2008) داستان سه شخصیت به نامهای یوسف، سری و مصطفی را روایت میکند که در یک شب طوفانی در یک خانه روستایی در ترکیه گرفتار شدهاند. هر یک از آنها با گذشتهای پر از تعارض و رازهای شخصی دست و پنجه نرم میکنند. یوسف، رانندهای که به دلیل بیتوجهی به جاده باعث تصادف شده، با عذاب وجدان دست و پنجه نرم میکند. سری، همسر یوسف، با نگرانی از غیبت همسرش و ارتباطات پنهانی خود دست و پنجه نرم میکند. مصطفی، پسر جوانی که درگیر یک رابطه عاطفی پیچیده است، با احساسات خود دست و پنجه نرم میکند. در طول شب، این سه نفر با یکدیگر روبرو میشوند و اسرارشان فاش میشود و در نهایت با انتخابهای سرنوشتسازی مواجه میشوند که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «تغییرشکل» (Changeling) در سال ۲۰۰۸ به کارگردانی کلینت ایستوود و با بازی آنجلینا جولی روایتگر داستانی تکاندهنده از مادری به نام کریستین کالینز است که پس از ناپدید شدن پسرش والتر، با پلیس فاسد و سیستم قضایی بیعدالتی روبرو میشود. وقتی پلیس پسری را به عنوان والتر به او بازمیگرداند، کریستین با اطمینان از اینکه این کودک پسرش نیست، با وجود تهدیدها و فشارهای روانی، برای افشای حقیقت و بازگرداندن پسر واقعی خود مبارزه میکند. این فیلم بر اساس یک داستان واقعی در لسآنجلس دهه ۱۹۲۰ ساخته شده است.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۶، فیلم «خون وحشی» داستان مردی به نام دیوید را روایت میکند که پس از یک تصادف مرگبار، به دلیل یک بیماری نادر به حالت کما میرود. وقتی از خواب بیدار میشود، متوجه میشود که دنیا تغییر کرده و او در یک جهان پسا-آخرالزمانی که توسط یک ویروس کشنده آلوده شده است، گیر افتاده است. دیوید باید برای زنده ماندن بجنگد و با تهدیدات جدید و موجودات خطرناکی که در این دنیای ویرانه پرسه میزنند، روبرو شود.
خلاصه داستان: داستان دختری جوان به نام ابی (با بازی بریتنی مورفی) است که پس از جدایی از دوست پسرش در توکیو، احساس تنهایی و سردرگمی میکند. او برای فرار از این احساسات، تصمیم میگیرد تا آشپزی رمِن را در یک رستوران محلی در یک محله قدیمی توکیو یاد بگیرد. در این مسیر، او با چالشهای زبانی و فرهنگی بسیاری روبرو میشود و با مربی سختگیر و عجیب و غریب خود (با بازی هیرویوکی سانادا) که اصول سختی برای آشپزی دارد، کلنجار میرود. ابی با پشت سر گذاشتن این موانع، در نهایت مهارت لازم برای تبدیل شدن به یک سرآشپز رمِن را کسب میکند و در این مسیر، خود واقعیاش را نیز مییابد.
خلاصه داستان: فیلم «لبه عشق» (The Edge of Love) در سال 2008، داستان زندگی شاعر مشهور ولزی، دیلن توماس، و رابطه پیچیدهاش را با دو زن در زمان جنگ جهانی دوم روایت میکند. این درام عاشقانه، ماجراهای دیلن و همسرش کیتلین را در کنار دوست قدیمیاش، ورا، و همسر او ویلیام، نشان میدهد که در روستایی کوچک در ولز درگیر مسائل عاشقانه، حسادت و وفاداری میشوند. با ورود جنگ به خانههایشان، این روابط تحت فشار شدید قرار گرفته و به تدریج به سمت تراژدی پیش میرود.
خلاصه داستان: فیلم «انسان زیبا» (La Belle Personne) داستان ژون (Léa Seydoux) را روایت میکند؛ دختری جوان و زیبا که به تازگی مادرش را از دست داده است. او برای زندگی نزد خواهرش الیز (Alice Taglioni) و شوهرش میآید و در کلاس ادبیات با معلم جذاب و متأهلش، آقای نِمِت (Louis Garrel)، آشنا میشود. ژون به سرعت شیفتهی او میشود و این عشق، زندگی آرام و پیچیدهی اطرافیانش را دستخوش تغییرات عمیقی میکند.
خلاصه داستان: سریال Sense & Sensibility در سال 2008 تولید شده است. این مجموعه تلویزیونی بر اساس رمان مشهور جین آستین ساخته شده و داستان خواهران دشواریکشیده خانواده دشواریکشیده دشواریکشیده را روایت میکند. این سریال به کارگردانی دیوید اوانز ساخته شده و بازیگرانی چون هایاتی موراتا، دانیل دی-لوئیس و... در آن ایفای نقش میکنند. این مجموعه تلویزیونی در ۴ قسمت تولید شده است.
خلاصه داستان: در مستند Shine a Light، مارتین اسکورسیزی با ثبت اجرای زنده رولینگ استونز در سال 2006 در تالار بیکن تئاتر نیویورک، تلاش میکند تا جوهره و اصالت این گروه افسانهای را در میانهی محبوبیت بیپایانشان به تصویر بکشد. این فیلم که با حضور مهمانانی چون بیل کلینتون و میک جگر همراه است، ترکیبی از اجراهای پرانرژی، گفتگوهای صمیمی و نگاهی گذرا به پشت صحنهی کنسرت را ارائه میدهد و در عین حال به دلیل تأخیر در شروع کنسرت به دستور جرج بوش، به روایتی منحصر به فرد از تقابل هنر و قدرت تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم «راک اُن!!» داستان چهار دوست به نامهای جان، جیمی، کیدی و راب را روایت میکند که در سال ۱۹۹۸ یک گروه موسیقی راک به نام «ماگیک» تشکیل میدهند. آنها با وجود استعداد بالا و عشق به موسیقی، به دلیل مشکلات شخصی و فشارهای زندگی، مسیر خود را از یکدیگر جدا میکنند. ده سال بعد، در سال ۲۰۰۸، سرنوشت دوباره آنها را به هم پیوند میدهد تا برای یک اجرا در جشنواره موسیقی دوباره گرد هم آیند و رویای جوانی خود را زنده کنند.
خلاصه داستان: فیلم «جاده انقلابی» (Revolutionary Road) در سال ۲۰۰۸ به کارگردانی سام مندز و بر اساس رمان مشهور ریچارد ییتس ساخته شده است. این درام روانشناختی عمیق، داستان زوج جوان و به ظاهر ایدهآلی به نامهای فرانک و اپریل ویلر را روایت میکند که در حومهی آرام و یکنواخت کانکتیکات در دهه ۱۹۵۰ زندگی میکنند. آنها که زمانی رویاهای بزرگی برای آینده داشتند، اکنون در چرخهی روزمرگی، شغلهای کسلکننده و انتظارات اجتماعی گرفتار شدهاند. وقتی اپریل پیشنهاد میکند که برای فرار از این زندگی پوچ و روتین، به پاریس نقل مکان کنند، بار دیگر شور و امید به رابطهشان بازمیگردد. اما این رویا به سرعت با موانع واقعیگرایانه، از جمله مشکلات مالی، تعهدات خانوادگی و ترسهای درونی خود آنها روبرو شده و تنشهای عمیق بین فرانک و اپریل را آشکار میکند. این فیلم تصویری تلخ و صادقانه از ناکامی در تحقق آرزوها، شکست ازدواج و تضاد بین واقعیت و آرمانها ارائه میدهد.