خلاصه داستان: در فیلم ترسناک روانشناختی «صورتهایی در میان جمعیت» محصول ۲۰۱۱ به کارگردانی ژولین مگنات، میلا جووویچ در نقش آنا مرچنت، معلمی که شاهد قتل یکی از دانشآموزانش توسط قاتل سریالی میشود، ایفاگر نقش اصلی است و وال کیلمر نیز در نقش فلوید ظاهر میشود؛ آنا پس از حمله قاتل دچار بیماری پروسوپاگنوزی (ناتوانی در تشخیص چهرهها) میگردد و هر بار که چشمانش را باز میکند، چهره اطرافیانش تغییر میکند، اما تنها اوست که میداند قاتل همچنان در میان جمعیت پنهان شده و به تعقیبش ادامه میدهد، در حالی که پلیس و همسرش او را دیوانه میپندارند و واقعیت وحشتناک به تدریج آشکار میشود.
خلاصه داستان: فیلم «دوستان با بچه» محصول ۲۰۱۱ به کارگردانی جنیفر وستفلت، داستان گروهی از دوستان صمیمی در نیویورک را روایت میکند که با چالشهای زندگی بزرگسالی، ازدواج و بچهداری دست و پنجه نرم میکنند. جیسون (آدام اسکات) و جولی (جنیفر وستفلت) دو دوست قدیمی و مجرد هستند که پس از ناامیدی از یافتن شریک مناسب، تصمیم میگیرند بدون ازدواج بچهدار شوند؛ این انتخاب غیرمتعارف، روابط آنها با دوستان متأهلشان از جمله بن و میس (جان هم و کریستن ویگ) و لسلی و اسکاتی (مایا رودولف و کریس اوداو) را به هم میریزد و به بررسی عمیق عشق، دوستی، حسادت و مسئولیتهای والدینی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «من شماره چهار هستم» (۲۰۱۱) به کارگردانی دی.جی. کاروسو با بازی الکس پتیفر در نقش جان اسمیت (شماره چهار)، تیموتی اولیفانت، دیانا آگرون و ترزا پالمر، داستان نوجوانی فرازمینی از سیاره لوریان را روایت میکند که همراه سرپرستش از شکارچیان بیرحم مورتیها فرار میکند. او در شهری جدید ساکن شده، قدرتهای فوقالعادهاش مانند کنترل عناصر و سرعت فوق بشری را کشف میکند، با دختری به نام سارا عاشق میشود و در نهایت برای بقا و انتقام با دشمنانش روبرو میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «زمان» (۲۰۱۱) به کارگردانی اندرو نیکول با بازی جاستین تیمبرلیک در نقش ویل سالاس و آماندا سینیاد در نقش سیلویا ویس، داستانی هیجانانگیز و علمی-تخیلی را روایت میکند که در جهانی دیستوپیایی در آینده نزدیک جریان دارد؛ جایی که انسانها پس از ۲۵ سالگی دیگر پیر نمیشوند و زمان به عنوان ارز اصلی زندگی عمل میکند و تمام شدن آن به معنای مرگ فوری است. ویل، کارگری فقیر از منطقههای پایین شهر، پس از نجات یک مرد ثروتمند و دریافت مقدار هنگفتی زمان از او، مظنون به قتل شده و برای بقا به همراه سیلویا، دختر یک خانواده قدرتمند، علیه سیستم ناعادلانهای که ثروتمندان را جاودانه و فقرا را محکوم به مرگ زودهنگام میکند، شورش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «کاش» (۲۰۱۱) به کارگردانی هیروکازو کورئیدا، داستان دو برادر دوقلو به نامهای کوئیچی و ریو (با بازی کوکی مائدا و اوشیرو مائدا) را روایت میکند که پس از جدایی والدینشان، باور دارند برخورد دو قطار سریعالسیر شینکانسن معجزهای رخ میدهد و خانواده را دوباره متحد میکند؛ بنابراین سفری پرماجرا و پر از کشفهای عاطفی را از شهرهای مختلف ژاپن آغاز میکنند و در این مسیر با دوستان جدید، چالشهای زندگی و آرزوهای کودکیشان روبرو میشوند. این درام خانوادگی لطیف، به زیبایی روابط برادرانه، گذار به نوجوانی و امیدهای ساده اما عمیق را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «در سرزمین خون و عسل» به کارگردانی آنجلینا جولی در سال ۲۰۱۱، روایتی تلخ و عمیق از عشقی ممنوعه در دل جنگ بوسنیهروسیه است. داستان بر پایه رابطه دانیجلا (زانا ماریا پراک)، یک زن بوسنیایی مسلمان، و دانیلو (گوران کیوستوویچ)، سرباز صرب مسیحی، بنا شده که پیش از آغاز درگیریهای قومی در سال ۱۹۹۲ عاشق یکدیگر بودند، اما با شیوع جنگ، دانیلو به نیروهای صرب ملحق میشود و دانیجلا را در اردوگاه اسیران زنان میبیند؛ فیلمی که با تصاویر خشن و واقعگرایانه، عشق، خیانت، تجاوز و وحشتهای جنگ را به تصویر میکشد و نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی شد.
خلاصه داستان: فیلم پروم (۲۰۱۱) به کارگردانی جو نوسباوم با بازی ایمی تیگاردن در نقش نوا پرسکات، نیکولاس براون به عنوان لوید و تام ماتیوز، داستان گروهی از دانشآموزان دبیرستانی را روایت میکند که برای برگزاری بهترین مهمانی فارغالتحصیلی یا پروم تلاش میکنند. نوا به عنوان رئیس کمیته برنامهریزی، با سرقت تزئینات سالن روبرو میشود و با کمک لوید که عاشق دختر دیگری است، وارد ماجراجوییهای خندهدار و عاشقانهای میشود تا همه چیز را به موقع آماده کند. این کمدی موزیکال رمانتیک، لحظات شیرین دوستی، عشق اول و هیجان فارغالتحصیلی را با آهنگهای جذاب به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم پلیس (۲۰۱۱) به کارگردانی و با بازی مایون، داستان گروهی از مأموران واحد حفاظت از اطفال پلیس پاریس را روایت میکند که روزانه با پروندههای دلخراش سوءاستفاده جنسی، خشونت خانگی و جرایم علیه کودکان مواجه هستند. این فیلم با بازیگرانی چون ژوییاستار، مارینا فوئيس و آرنو اونریکو، نگاهی واقعگرایانه و پرتنش به زندگی پراسترس این پلیسها میاندازد و با ترکیبی از لحظات دراماتیک، طنز تلخ و صحنههای تکاندهنده، چالشهای اخلاقی و عاطفی آنها را به تصویر میکشد.