خلاصه داستان: خلاصه داستان سریال **Capital** محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی جیمز کنت و با بازیگری توبی جونز، لزلی منویل و آلیستر پتری، اقتباسی مدرن از رمان کلاسیک چارلز دیکنز به نام «خانه متروک» است که داستان آن به لندن معاصر منتقل شده است. این سریال سه قسمتی با محوریت شخصیت راجر یونایتد (با بازی توبی جونز)، بانکدار ثروتمند و خودخواهی که در آستانه فروپاشی زندگی شخصی و حرفهای خود قرار دارد، روایت میشود. او که درگیر یک رسوایی مالی بزرگ است، ناگهان با تهدیدهای مرموزی مواجه میشود که امنیت خانواده و موقعیت اجتماعیاش را به خطر میاندازد. در مقابل، پلیسی به نام اسمیت (با بازی آلیستر پتری) که در حال تحقیق درباره پروندهای مرتبط با فعالیتهای مشکوک بانکی است، به تدریج پرده از رازهای تاریک و پیوندهای پنهان میان ساکنین این محله ثروتمندنشین برمیدارد. سریال با بهرهگیری از شخصیتهای متنوع و داستانهای موازی، تصویری تیزبینانه و انتقادی از جامعه سرمایهداری مدرن، طمع، فساد و پیامدهای ویرانگر ثروت بادآورده ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم سوررئال و مرموز محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی یورگوس لانتیموس، داستان گروهی از افراد را روایت میکند که یک سازمان غیررسمی و مخفی به نام «آلپ» را تشکیل دادهاند. این گروه به خانوادههایی که عزیزی را از دست دادهاند، پیشنهاد میدهند که یکی از اعضای گروه میتواند نقش فرد فوتشده را برای مدتی بازی کند تا به این خانوادهها در کنار آمدن با غم و فقدان کمک کنند. فیلم با بازی آنجلیکی پاپولیا، آریس سروتالیس، و آرگیس پاپادیموپولوس، مرزهای میان هویت واقعی و وانموده، سوگواری و جایگزینی را به چالش میکشد و فضایی هذلولی و آزاردهنده خلق میکند که بیننده را تا پایان با سوالات عمیقی درباره ماهیت رابطه و فردیت تنها میگذارد.
خلاصه داستان: این انیمیشن کوتاه که در سال ۲۰۱۱ توسط تیم توسعهدهنده بازی Assassin's Creed ساخته شده، داستان پایانی از زندگی **عطاایر به** (Altaïr Ibn-La'Ahad)، یکی از مشهورترین شخصیتهای فرقه اساسینها را روایت میکند. داستان در دوران کهنسالی عطاایر و در قلعهی اساسینها در مسیاف اتفاق میافتد. او که اکنون یک استاد پیر و خردمند است، با یک اساسین جوان به نام **نعیم** ملاقات میکند که برای یادگیری و دریافت راهنمایی نزد او آمده است. عطاایر در خلال این ملاقات، خاطرات و تجربیات خود از سالها مبارزه با شوالیههای معبد و تلاش برای حفظ تعادل بین آزادی و نظم را بازگو میکند. این داستان عمیقاً به مفاهیمی چون میراث، انتقال دانش از نسلی به نسل دیگر، و هزینههای شخصی که یک قاتل در راه عقایدش پرداخته است، میپردازد و پایان غمانگیز اما باشکوه یکی از بزرگترین اساسینهای تاریخ را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «آلفاها» (Alphas) سریال علمی-تخیلی آمریکایی محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی جک بندر و با بازی دیوید استراثرن، رایان کارتز، وارن کریستوفر، آزیتا گانبی و لورا منل است. این سریال داستان گروهی از انسانهای جهشیافته به نام «آلفاها» را روایت میکند که دارای تواناییهای فوقطبیعی مانند تقویت حواس، کنترل ذهن، قدرت فوقالعاده و مهارتهای فیزیکی پیشرفته هستند. دکتر لی روزن (دیوید استراثرن)، متخصص مغز و اعصاب، این گروه را رهبری میکند و آنها تحت نظر سازمان بهداشت و خدمات انسانی آمریکا (HHS) فعالیت میکنند. آلفاها در هر قسمت با تهدیدهای مختلفی از جمله آلفاهای شرور، سازمانهای مخفی و توطئههای خطرناک روبرو میشوند و باید ضمن کنترل تواناییهای خود، از جامعه بشری محافظت کنند. این سریال با ترکیب عناصر اکشن، درام و معمایی، به بررسی پیچیدگیهای زندگی افرادی میپردازد که با وجود قدرتهای فوقطبیعی، همچنان با چالشهای انسانی و اخلاقی دست و پنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: «نبرد لس آنجلس» (Battle: Los Angeles) محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی جاناتان لیبسمن، فیلمی علمی-تخیلی و اکشن با بازی آرون اکهارت، میشل رودریگز و بریجیت مویناهان است. داستان فیلم حول محور تهاجم بیگانههایی به زمین میچرخد که به شکل شهابسنگهایی به شهرهای مختلف جهان از جمله لس آنجلس حمله میکنند. گروهبان مایکل نانتز (اکهارت)، یک کهنهکار نیروی دریایی، همراه با گروهی از سربازان وظیفه دارند در مدت ۳ ساعت قبل از بمباران کامل شهر، به منطقهای مشخص نفوذ کرده و تعدادی از غیرنظامیان را نجات دهند. آنها در این مأموریت مرگبار باید با موجوداتی بیگانه که تسلیحات پیشرفته دارند بجنگند و برای بقای خود و دیگران تلاش کنند. این فیلم با صحنههای اکشن نفسگیر و جلوههای ویژهی تحسینبرانگیز، یکی از آثار شاخص ژانر جنگ با بیگانگان محسوب میشود.
خلاصه داستان: «بارلی لیگال» (۲۰۱۱) فیلمی کمدی-درام به کارگردانی جوزف کان و با بازی جنیفر هادسون، مارلی متلین، جیکاب لاتیمر و رومولا گارای است. داستان فیلم حول محور سه دانشآموز دبیرستانی به نامهای هیلاری، ناتاشا و سوزان میچرخد که با مشکلات خانوادگی و شخصی مختلفی دست و پنجه نرم میکنند. هیلاری که دانشآموزی درسخوان است، تحت فشارهای والدینش قرار دارد. ناتاشا با مسائل مربوط به هویت و پذیرش خود درگیر است، در حالی که سوزان با چالشهای ناشی از فقر و شرایط دشوار زندگی مواجه میشود. زمانی که این سه دوست تصمیم میگیرند برای کسب درآمد به کارهای غیرقانونی روی آورند، زندگیشان وارد مرحله جدیدی میشود که پیامدهای غیرمنتظرهای به همراه دارد. این فیلم با نگاهی طنزآمیز به مسائل جدی نوجوانان، داستانی درباره بلوغ، دوستی و تصمیمگیریهای دشوار در آستانه ورود به بزرگسالی را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک تازهکار جوان و ثروتمند به نام بروس وین پس از سالها دوری از گاتهام، به زادگاه خود بازمیگردد تا راهی برای مبارزه با فساد و جنایتی که شهر را فراگرفته، بیابد. او در ابتدا با شکستهای متعدد مواجه میشود، اما به تدریج با الهام از خفاشها، هویت جدیدی برای خود میسازد و تبدیل به نمادی از ترس برای تبهکاران میشود. در همین حال، جیمز گوردون، یک افسر پلیس شرافتمند که تازه به گاتهام منتقل شده، تلاش میکند تا در سیستم فاسد پلیس شهر دوام آورده و عدالت را برقرار کند. این دو مسیر به تدریج به هم گره میخورد و پایههای اتحادی ابدی را بنیان میگذارد. این انیمیشن محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی لورن مونتگومری و سام لیو، با صداپیشگی بریان کرانستون، بن مککنزی و الیزا دوشکو، روایتی خشن و واقعگرایانه از نخستین سالهای مبارزه مرد خفاشی در گاتهام را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم مستند «۵ دوربین شکسته» ساخته اماد برنات و گای دیویدی، روایتگر پنج سال از زندگی این فیلمساز فلسطینی است که با پنج دوربین ویدیویی وقایع روستای بلعین را در کرانه باختری ثبت کرده است. برنات که ابتدا قصد داشت تولد کوچکترین پسرش را مستند کند، به ناگاه شاهد آغاز اعتراضات مردمان روستایش علیه ساخت دیوار حائل توسط اسرائیل میشود. این فیلم که همزمان رشد پسرش و تشدید درگیریها را به تصویر میکشد، داستانی شخصی و عمیقاً انسانی از مقاومت مدنی، از دست دادن و امید را روایت میکند. هر یک از پنج دوربین در جریان این مبارزه آسیب میبیند و هر آسیب، بخشی از این روایت غنی و دردناک را شکل میدهد.
خلاصه داستان: دو دختر جوان با نامهای مکس و کارولین در یک رستوران فست فود در نیویورک کار میکنند و رویای راهاندازی کسبوکار خود را در سر میپرورانند. مکس بلک، پیشخدمتی سرسخت و بیپروا که در محله فقیرنشین بروکلین بزرگ شده، با کارولین چنینگ، دختری ثروتمند که به دلیل رسوایی مالی پدرش ورشکست شده و اکنون مجبور به کار کردن است، همکار میشود. این دو با وجود تفاوتهای آشکار در شخصیت و پیشینه اجتماعی، به سرعت با هم دوست شده و تصمیم میگیرند برای تحقق رویای مشترک خود، یعنی افتتاح یک شیرینیفروشی، با هم شریک شوند. آنها در کنار کار در رستوران، با چالشهای مالی، عشقی و زندگی در شهری بزرگ روبرو میشوند و در این مسیر از حمایتهای صاحب رستوران، اولگ و دوستان دیگر بهرهمند میشوند. سریال کمدی موقعیت «دو دختر بیپول» محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی جیمز باروز و مایکل پاتریک کینگ، با بازی کاترینا بالف و بت بییرز، داستان دوستی غیرمنتظره و تلاش برای موفقیت را با طنزی دلنشین به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: ویلم دافو در نقش کوک، نقاش مشهوری است که در آپارتمان خود در منهتن به همراه نامزدش، لیندا، به سر میبرد. آنها میدانند که در ساعت ۴:۴۴ صبح روز بعد، دنیا به پایان خواهد رسید و هیچ راه فراری وجود ندارد. این فیلم که در سال ۲۰۱۱ توسط آبل فرارا کارگردانی شده، روایتگر آخرین ساعات زندگی این زوج است. کوک و لیندا در مواجهه با مرگ قریبالوقوع، به گذشته خود بازمیگردند، با خانواده و دوستانشان تماس میگیرند و تلاش میکنند تا معنایی برای زندگی خود بیابند. آنها با ترس، پشیمانی و عشق روبرو میشوند و در نهایت، در آستانه پایان دنیا، به دنبال آرامش و پذیرش سرنوشت خود هستند. این اثر که با بازی ویلم دافو و شانیل سوزمن شکل گرفته، نگاهی عمیق و فلسفی به مفهوم مرگ و زندگی دارد و مخاطب را به تأمل در مورد ارزشهای انسانی وامیدارد.