خلاصه داستان: فیلم «کف حساس» محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی برادران سفدی با بازی آدام درایور و جولیا گارنر، داستانی هیجانانگیز و روانشناختی را روایت میکند که در آن یک مهندس جوان در ساختمانی متروکه با کف پوششی فوقالعاده حساس به وزن و حرکت گرفتار میشود؛ هر قدمی که برمیدارد، خطر انفجار یا فروپاشی را به همراه دارد و او باید با حل معماهای پیچیده و مواجهه با تروماهای گذشتهاش، راه فراری پیدا کند در حالی که تعقیبکنندگان مرموزی او را شکار میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «دو روز، یک شب» (۲۰۱۴) به کارگردانی ژان-پییر و لوک داردن با بازی درخشان ماریون کوتیار در نقش ساندری، داستان زنی افسرده و کارگر کارخانه را روایت میکند که پس از مرخصی پزشکی کوتاه، متوجه میشود مدیران کارخانه به همکارانش پیشنهاد جایزه مالی دادهاند تا شغل او را حذف کنند. ساندری تنها دو روز و یک شب فرصت دارد تا با مراجعه به در خانه هر یک از ۱۶ همکار، آنها را متقاعد کند رأی به حفظ شغلش دهند، در حالی که با بحرانهای خانوادگی، فقر و مبارزه درونی با افسردگی دستوپنجه نرم میکند و این سفر احساسی، مرزهای همدلی انسانی و تضادهای طبقاتی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «فرش قرمز» به کارگردانی رضا درمیشیان در سال ۱۳۸۴ (۲۰۰۵ میلادی)، با بازی ترانه علیدوستی، صابر ابر، جمشید هاشمپور و مهتاب کرامتی، داستان غلامرضا، تهیهکنندهای میانسال و ورشکسته را روایت میکند که برای تولید فیلم جدیدش وارد بازیهای کثیف فساد مالی، روابط جنسی و نفوذ سیاسی در پشت صحنه سینمای ایران میشود و با چالشهای اخلاقی و حرفهای شدیدی روبرو میگردد؛ این اثر نقدی جسورانه بر آلودگیهای صنعت فیلمسازی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم استرچ (۲۰۱۴) به کارگردانی جان رایت، با بازی نورمن ریدوس در نقش راننده لیموزین بدشانسی به نام کوین وایتلی (معروف به استرچ)، جسیکا آلبا، پاتریک ویلسون، اد هلمز و کریس پاین، داستان مردی را روایت میکند که در شب تولد ۳۰ سالگیاش، آخرین فرصت شغلیاش را دریافت میکند تا مشتری مرموز و ثروتمندی به نام نایکی را از لسآنجلس به لاسوگاس ببرد. در این سفر پرهیجان و خطرناک، استرچ با قماربازان حرفهای، خلافکاران بیرحم، موقعیتهای کمدی دیوانهوار و چالشهای شخصی روبرو میشود و تلاش میکند از ورشکستگی نجات یابد و عشق سابقش را بازگرداند، در حالی که مرزهای جنون و بقا را تجربه میکند.
خلاصه داستان: فیلم ما را از شر نجات ده (۲۰۱۴) به کارگردانی اسکات دررکسون با بازی اریک بانا در نقش رالف سوتر، پلیس نیویورکی سرسخت، ادگار رامیرز به عنوان کشیش مندز و اولیویا مان، داستان واقعی الهامگرفتهای را روایت میکند که در آن سوتر با پروندهای از جنایات وحشیانه و مرموز روبرو میشود؛ پروندهای که به تسخیر شیطانی یک سرباز سابق از جنگ عراق مرتبط است و او را وادار به همکاری با دو کشیش برای انجام آیین جنگیری میکند تا از شر نیروهای اهریمنی نجات یابد.
خلاصه داستان: فیلم «لو داون» (۲۰۱۴) به کارگردانی زولا بارنز، با بازی درخشان جان هاوکز در نقش بیگ جان، نوازنده جاز معتاد به هروئین، الن فنینگ در نقش دختر نوجوانش پم و گلن کلوز به عنوان مادربزرگ دلسوز، داستان واقعی زندگی آنها را در لسآنجلس دهه ۱۹۷۰ روایت میکند؛ جایی که پم در میان آشفتگیهای اعتیاد پدر، غیبت مادر و تلاشهای ناکام خانواده برای نجات بیگ جان، به بلوغی دردناک میرسد و با چالشهای عاطفی و اجتماعی دست و پنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن «وقتی مارنی آنجا بود» محصول ۲۰۱۴ به کارگردانی هیروماسا یونهبایاشی از استودیو جیبلی، داستان آنا، دختری ۱۲ ساله خجالتی و مبتلا به آسم را روایت میکند که توسط مادرخواندهاش به خانهای قدیمی در روستای ساحلی هیلساید در انگلستان فرستاده میشود تا از هوای پاک بهره ببرد. در آنجا، آنا با مارنی، دختری بلوند و مرموز که در عمارت متروکه کنار باتلاق زندگی میکند، آشنا شده و دوستی عمیق و خیالانگیزی میانشان شکل میگیرد که رازهای گذشته و هویت واقعی آنا را آشکار میسازد. با صداپیشگی برجسته سارا تاکاهاشی در نقش آنا و کاسومی آراکاوا در نقش مارنی، این اثر بر اساس رمان جوآن گ. رابینسون به بررسی تمهای تنهایی، هویت خانوادگی و قدرت تخیل میپردازد.
خلاصه داستان: از طریق یک مسیر پنهان، یک سوارکار تنها به شهری کوچک در ارتفاعات آلپ می رسد. هیچ کس نمی داند غریبه از کجا آمده است و نه می داند آنجا چه می خواهد. اما همه می دانند که نمی خواهند او بماند.
خلاصه داستان: قتل خوب (۲۰۱۴)، ساخته اندرو نیکول با بازی اتان هاوک در نقش توماس ایگان، خلبان سابق جنگندههای نیروی هوایی آمریکا که如今 از یک مرکز کنترل در لاسوگاس، عملیات پهپادهای قاتل را از راه دور هدایت میکند، جنیفر کارپنتر به عنوان همسرش و زوئی کراویتز در نقش همکارش، داستان مردی را روایت میکند که با کشتن از راه دور افراد مشکوک به تروریسم، با بحران اخلاقی عمیق، احساس گناه و از دست دادن هویت انسانیاش روبرو میشود و مرز بین قهرمان و قاتل را به چالش میکشد.