خلاصه داستان: فیلم سینمایی «آسمانخراش» (High-Rise) به کارگردانی بن ویتیلی در سال ۲۰۱۵ ساخته شده است. داستان فیلم در برجی مسکونی و لوکس روایت میشود که ساکنان آن بر اساس طبقات اجتماعی مختلف در آن زندگی میکنند. دکتر رابرت لانگ (با بازی تام هاردی)، یک پزشک در طبقه میانی، به تدریج شاهد فروپاشی نظم اجتماعی و تبدیل شدن این برج به یک جامعه کوچک خودمختار و آشوبزده است. در این برج، تنشهای طبقاتی بالا میگیرد، امکانات رفاهی قطع میشود و ساکنان در جنگی برای بقا و کنترل به جان هم میافتند.
خلاصه داستان: فیلم سرقت (Heist) در سال 2015 داستان یک قاچاقچی پول را روایت میکند که برای نجات دخترش از دست یک رئیس جنایتکار، نقشه سرقت از کازینوی او را طراحی میکند اما نقشهاش لو رفته و تبدیل به یک فرار مرگبار میشود.
خلاصه داستان: هایدی دختری یتیم است که برای زندگی با پدربزرگ سختگیر و منزوی خود در کوههای آلپ سوئیس فرستاده میشود. با وجود مخالفت اولیه پدربزرگ، هایدی با طبیعت، حیوانات و شادی ساده زندگی در کوهستان ارتباط برقرار میکند و دل او را نیز نرم میکند. اما زمانی که خواهرش او را مجبور میکند تا در شهر برای دختری معلول خدمت کند، هایدی دلتنگ کوههایش میشود و باید راهی برای بازگشت به خانه و کاشت بذر امید در دل دوستش پیدا کند.
خلاصه داستان: سگی با قلب انسان، داستان سگی به نام دکتر را روایت میکند که پس از مرگ در آزمایشگاه، توسط دانشمندی به نام پروفسور پریگوف دوباره زنده میشود. این سگ که اکنون هوش و زبان انسانی دارد، باید با ماهیت جدید خود که ترکیبی از سگ و انسان است کنار بیاید و در دنیایی که برایش غریب است، جایگاه خود را پیدا کند.
خلاصه داستان: فیلم هاردکور هنری (Hardcore Henry) یک فیلم اکشن و بسیار خشن محصول سال 2015 است که داستان هنری را روایت میکند که در یک آزمایشگاه توسط یک دانشمند زندهکننده میشود و حافظهاش را از دست داده است. هنری که توانایی صحبت کردن ندارد، باید برای نجات همسر ربودهشدهاش و انتقام از کسانی که زندگیاش را نابود کردهاند، با یک تایکونی به نام آکان که قدرتهای روانی دارد، و ارتشی از مزدوران مبارزه کند. او در این راه با یک قاچاقچی مواد مخدر به نام جیمی که دارای چندین نسخه از خودش است، همراه میشود تا در این دنیای خشونتبار زنده بماند.
خلاصه داستان: فیلم «فوکوس» داستان نیکی (ویل اسمیت)، یک کلاهبردار حرفهای و با تجربه را روایت میکند که با جس (مارگوت رابی)، یک تازهکار جذاب و البته خطرناک آشنا میکند. این آشنایی که در سال ۲۰۱۵ اتفاق میافتد، به رابطهای عاشقانه و پیچیده تبدیل میشود و آنها را درگیر مجموعهای از کلاهبرداریهای بزرگ و پرریسک در شهر بوئنوس آیرس میکند.
خلاصه داستان: پسری به نام جیکوب که در کودکی مادرش را بر اثر تصادف از دست داده، توسط پدرش دانشمند علوم کامپیوتر بزرگ شده است. سالها بعد، جیکوب به عنوان یک نویسنده با مشکلات روحی ناشی از گذشته دست و پنجه نرم میکند و در این میان با دختر جوانی به نام کیتی آشنا میشود که او نیز با مشکلات خانوادگی دست و پنجه نرم میکند. رابطه این دو کمکم به یک دوستی عمیق و عاشقانه تبدیل میشود که هر دو را به سوی التیام زخمهای گذشته و یافتن امید به آینده سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم انقراض (Extinction) داستان پیتر را روایت میکند که با دیدن کابوسهای مکرر از حمله بیگانگان به زمین دست و پنجه نرم میکند. این رویاها زندگی خانوادگی او را تحت تأثیر قرار میدهند تا اینکه بیگانگان واقعی به زمین حمله میکنند و پیتر باید برای نجات همسر و دخترانش تلاش کند.
خلاصه داستان: داستان مردی به نام جرج که در یک شهر ساحلی کوچک در گوا زندگی میکند و با خانوادهاش رابطهای صمیمی دارد. او که صاحب یک شبکه کابلتلویزیونی محلی است، به سینما علاقهای وافر دارد و اغلب فیلمها را تماشا میکند. زندگی آرام او زمانی به هم میریزد که پسر نوجوانش بهطور تصادفی در جریان یک حادثه، پسر جوانی را به قتل میرساند. جرج برای حفظ خانوادهاش و جلوگیری از متلاشی شدن زندگیشان، با تکیه بر علاقهاش به فیلمها و دانش خود از داستانهای جنایی، نقشهای پیچیده و دقیق طراحی میکند تا حقیقت را پنهان کند و خانوادهاش را از این مخمصه نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم «زمان عشق» داستان دو جوان به نامهای علی و سارا را روایت میکند که در سال ۱۳۹۵ در تهران با یکدیگر آشنا میشوند. این آشنایی به سرعت به یک رابطه عاشقانه عمیق تبدیل میشود، اما اختلافات فرهنگی و فشارهای خانوادگی، بهویژه مخالفت پدر سارا با این وصلت، مسیر زندگی آنها را تغییر میدهد. علی برای اثبات شایستگی خود و تأمین آیندهای پایدار، مجبور به مهاجرت میشود. این جدایی اجباری، آنها را در معرض آزمایشهای سختی قرار میدهد که میزان استقامت عشقشان را مشخص میکند.