خلاصه داستان: دو نویسنده کهنسال و دوست قدیمی، بیل برایسون (رابرت ردفورد) و استفن کاتز (نیک نولتی)، پس از سالها دوری از هم، تصمیم میگیرند تا با یکدیگر مسیر پیادهروی سخت و طولانی آپالاچین را طی کنند. این دو که اکنون در آستانه کهنسالی قرار دارند، برای احیای دوستی قدیمی و تجربه یک ماجراجویی جدید، خود را به چالش میکشند. در طول این سفر پرپیچوخم، آنها با طبیعت خشن، حیوانات وحشی، مشکلات فیزیکی و خاطرات گذشته روبرو میشوند و در این میان، طنز، دوستی و معنای زندگی را دوباره کشف میکنند. این فیلم کمدی-ماجراجویی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی کن کوپیس و با بازی رابرت ردفورد، نیک نولتی و اما تامسون است.
خلاصه داستان: یک زن متاهل به نام زوئی رینولدز که در یک شرکت تبلیغاتی موفق کار میکند، زندگی ظاهراً کاملی دارد اما در خلوت خود به ارسال پیامهای جنسی با مردان غریبه اعتیاد پیدا کرده است. این اعتیاد مخفیانه به تدریج زندگی حرفهای و شخصی او را تحت تأثیر قرار میدهد و روابطش با همسرش لوک و دوستانش را به خطر میاندازد. با پیشرفت داستان، زوئی باید با عواقب این رفتار مخرب روبرو شود و بین لذتهای آنی و حفظ زندگی واقعی خود یکی را انتخاب کند. این فیلم محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی مونیکا ماسن و با بازیگری الیسا دونووان، کریستوفر راسل و سارا باتل است.
خلاصه داستان: یک گروه از نوجوانان در حومه شهر در جستجوی هویت و معنای زندگی، درگیر رابطههای جنسی گروهی و تجربیات افراطی میشوند. در این میان، دختری به نام جورجیا که از این رویدادها کنارهگیری میکند، به تدریج متوجه پیامدهای ویرانگر این سبک زندگی بر خود و دوستانش میشود. فیلم «داستان عشقی مدرن: بنگ گنگ» به کارگردانی اوا هوسون، با بازیگری فین نگوین، مریلین لیما، دایزی باپتیست و فرد تورنیکرافت، تصویری بیپرده و تأملبرانگیز از نسل دیجیتال و بحرانهای عاطفی آن ارائه میدهد. این اثر که در سال ۲۰۱۵ ساخته شد، با نگاهی واقعگرایانه به بررسی پیامدهای انزوا و جستجوی ارتباط در دنیای مدرن میپردازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: بیلی هاوپ (با بازی جیک جیلنهال)، قهرمان نامدار بوکس در وزن متوسط، زندگی ایدهآلی دارد: همسر محبوبش مورین (ریچل مکآدامز) و دختر کوچکش لیلای (اوونا لارنس). اما پس از یک درگیری مرگبار، مورین کشته میشود و بیلی در غم از دست دادن همسرش، کنترل زندگی و حرفه خود را از دست میدهد. او دچار افسردگی و اعتیاد میشود و حتی حضانت دخترش را نیز از دست میدهد. برای بازگرداندن زندگی و دخترش، بیلی باید با کمک مربی سختگیری به نام تیک ویلس (فورست ویتاکر)، دوباره به دنیای بوکس بازگردد و در یک مبارزه بزرگ برای قهرمانی، ثابت کند که میتواند دوباره روی پای خود بایستد. این فیلم ورزشی-درام محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی آنتونی فوکوا است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «دنبال کردن زندگی» یک درام خانوادگی و عاشقانه است که داستان «آپریل کارور»، یک روزنامهنگار جوان و بلندپرواز را روایت میکند که در آستانهٔ شروع زندگی حرفهای و عاطفی خود، متوجه میشود به سرطان خون مبتلا شده است. این سریال که در سال ۲۰۱۴ به کارگردانی «نورمن باکلی» و با بازی «ایتالیا ریچی» در نقش اصلی ساخته شده، مبارزهٔ آپریل را با بیماری، تأثیر آن بر روابط خانوادگی (با بازیگرانی چون «مری پیج کلر» و «ریچارد برنس») و عشق او به «دومنیک» (با بازی «اسکوت مایکل فاستر») به تصویر میکشد. داستان حول محور پایداری، امید و معنای واقعی زندگی میچرخد و نشان میدهد که آپریل چگونه با وجود چالشهای پیش رو، به دنبال زندگی کردن و ساختن آیندهای پر از عشق و موفقیت است.
خلاصه داستان: یک سرآشپز بریتانیایی به نام آدام جونز که زمانی ستاره دنیای آشپزی پاریس بود، به دلیل اعتیاد به مواد مخدر و الکل، حرفه درخشان خود را نابود کرد. پس از سه سال پاک شدن و کار در نیواورلئان، آدام به لندن بازمیگردد تا با جاهطلبی احیای رستوران خود و کسب سومین ستاره میشلین را محقق کند. او تیمی از آشپزهای بااستعداد اما پرچالش را گرد هم میآورد و تحت فشار شدید، کمالگرایی وسواسگونه و گذشته آشفته خود، تلاش میکند تا بهترین غذای دنیا را خلق کند. این فیلم محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی جان ولز و با بازی برادلی کوپر، سیئنا میلر، عمر سی، دنیل برول و اما تامپسون است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بروکلین» (۲۰۱۵) به کارگردانی جان کرولی و با بازی سیرشا رونان، یک درام عاشقانه بر اساس رمان کولم تویبین است که داستان الیس لیس (رونان)، دختر جوان ایرلندی را روایت میکند که در دهه ۱۹۵۰ برای یافتن فرصتهای بهتر به نیویورک مهاجرت میکند. او در بروکلین با تونی (اموری کوهن)، پسر ایتالیایی-آمریکایی آشنا شده و عاشق او میشود، اما پس از یک تراژدی خانوادگی مجبور به بازگشت به ایرلند میشود. در زادگاهش، او با جیم (دونال گلیسون)، مردی خوشتیپ و موفق آشنا میشود و در دوراهی عاطفی بین زندگی جدیدش در آمریکا و ریشههایش در ایرلند قرار میگیرد. این فیلم به زیبایی مسائل هویت، تعلق و انتخابهای دشوار زندگی را در قالب یک داستان شخصی و عمیق بررسی میکند.
خلاصه داستان: مردی جوان و مرموز به نام رافائل که در گذشتهای تاریک و پر از راز زندگی میکند، در جستجوی هویت واقعی خود است. او درگیر رابطهای پیچیده با زنی به نام اِما میشود که به نظر میرسد کلید باز کردن قفل خاطرات سرکوب شدهاش است. رافائل به تدریج متوجه میشود که زندگی فعلیاش تنها یک توهم است و او در واقع در یک وضعیت روانی نامشخص به سر میبرد. با پیشروی داستان، مرزهای میان واقعیت و توهم محو شده و رافائل در مسیر کشف حقیقت هولناکی درباره گذشتهاش قرار میگیرد. این فیلم با بازیهای درخشان و فضاسازی روانشناختی، مخاطب را درگیر پیچوتابهای ذهنی و عاطفی شخصیت اصلی میکند.
خلاصه داستان: در دنیایی که آینده به تاریکی میگراید، کیسی نیوتن، نوجوان کنجکاو و نابغه، به طور تصادفی با یک سنجاق سینهی قدیمی برخورد میکند که او را به دنیایی موازی به نام «تومورولند» میبرد؛ مکانی شگفتانگیز که پر از فناوریهای پیشرفته و نوآورانه است. او به زودی با فرانک واکر، مخترع بدبین و گوشهگیر که سالها پیش از تومورولند تبعید شده، همراه میشود. این دو نفر، با کمک آتنا، رباتی انساننما و مرموز، متوجه میشوند که آیندهی بشریت در خطر نابودی است و تومورولند، که زمانی نماد امید و پیشرفت بود، اکنون در حال فروپاشی است. آنها باید با سفر در زمان و فضا، رازهای این دنیای اسرارآمیز را کشف کرده و با نیروهای شروری که قصد نابودی امید را دارند، بجنگند تا آیندهی بشریت را نجات دهند. این فیلم علمی-تخیلی ماجراجویانه به کارگردانی برد برد، با بازی جرج کلونی، هیو لوری و بریت رابرتسون، تماشاگران را به سفری خارقالعاده به دنیایی پر از شگفتی و امکانات بیپایان میبرد.
خلاصه داستان: یک کارگر ساده و خلافکار خردهپا به نام انزو در حین انجام یک سرقت در رودخانه تیبر رم غرق میشود، اما به طرز معجزهآسایی نجات مییابد و متوجه میشود که در تماس با مواد رادیواکتیو به قدرتهای ابرانسانی فوقالعادهای دست یافته است. او ابتدا از این تواناییها برای منافع شخصی و ارتکاب جرایم کوچک استفاده میکند، اما زندگی او با ورود دختری به نام آلیشیا که او را با قهرمان محبوب دوران کودکیاش، جیگ ربات، اشتباه میگیرد، دگرگون میشود. آلیشیا که به شدت تحت تأثیر سریالهای ژاپنی قرار دارد، انزو را متقاعد میکند که از قدرتهایش برای کمک به مردم و مبارزه با جنایتکاران، به خصوص فردی خطرناک به نام زنگانو، استفاده کند. انزو که ابتدا مردد است، به تدریج تحت تأثیر ایمان آلیشیا قرار گرفته و نقش یک قهرمان واقعی را بر عهده میگیرد و در نهایت برای نجات شهر و مردمش باید با تاریکی درون خود و دشمنان بیرونی بجنگد.