خلاصه داستان: روزی روزگاری، روزتا "روزی" نگ، شاعر بیست ساله ای است که در ونکوور زندگی می کند و هرگز از زیر سایه مادربزرگش خارج نشده است. زندگی او پر از رویاهای کودکی و شعرهایش است که در دنیای خیالی "اسب های پنجره" (Window Horses) غرق شده اند. همه چیز زمانی تغییر می کند که او دعوت نامه ای از جشنواره شعر شیراز دریافت می کند. با وجود مخالفت مادربزرگش، روزی برای اولین بار سفر خود را آغاز می کند و به ایران می رود. در آنجا، او با دنیایی کاملاً جدید و متفاوت روبرو می شود: فرهنگ غنی، تاریخ پر فراز و نشیب و شاعران بین المللی که هر کدام داستان خود را دارند. او به تدریج رازهای خانواده اش را کشف می کند، از جمله حقیقت پنهان در مورد پدر ایرانی اش که هرگز او را ندیده است. این سفر نه تنها یک ماجراجویی جغرافیایی، بلکه سفری به درون خود و کشف هویت واقعی اش است. انیمیشنی به کارگردانی و نویسندگی آن ماری فلمینگ و با صدای بازیگرانی چون سندرا او، النوران تایگ، شو شینگ وان، پژمان بازغی و کایل مک لاکلن، که داستانی لطیف و شاعرانه را درباره تعلق، خانواده و قدرت کلمات روایت می کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سریال ژاپنی «مردی که از آن حذف شد» (Erased) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی یوتارو واتانابه، با بازی یوتا هاسهگاوا در نقش ساتورو فوجینوما، داستان مردی ۲۹ ساله را روایت میکند که دارای توانایی مرموزی به نام «بازگرداندن» است. این قدرت به او اجازه میدهد به طور ناخواسته به گذشته سفر کند تا از وقوع حوادث ناگوار جلوگیری کند. زمانی که مادرش به قتل میرسد و او به ناحق متهم میشود، این قدرت او را به ۱۸ سال قبل، به دوران کودکی خود در سال ۱۹۸۸ میبرد. ساتورو درمییابد که برای پاک کردن نام خود و نجات مادرش، باید معمای اصلی را حل کند: جلوگیری از آدمربایی و قتل چندین همکلاسیاش در گذشته، از جمله دختری به نام کایرو که سرنوشتشان به هم گره خورده است. این سریال تعلیقی نفسگیر، ترکیبی از عناصر فانتزی، معمایی و درام است که سفر شخصیت اصلی برای تصحیح گذشته و تغییر آینده را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو دوست پلیس فاسد به نامهای باب بولانو و تری مونرو که در شهر آلبرکرکی فعالیت میکنند، با استفاده از موقعیت خود به اخاذی و زورگیری از مجرمان میپردازند. زندگی آنها زمانی دچار تغییر میشود که با یک جنایتکار بریتانیایی ثروتمند و خطرناک به نام لرد جیمز مانگولد مواجه میشوند. این رویارویی آنها را در مسیری پرپیچ و خم از خشونت، خیانت و شرارت قرار میدهد و مرزهای اخلاقی و قانونی را برایشان بیش از پیش محو میکند. در این میان، باب که با مشکلات شخصی و اعتیاد دست و پنجه نرم میکند و تری که فردی خوشگذران و ولخرج است، باید با پیامدهای اقداماتشان روبرو شوند. این فیلم کمدی سیاه محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جان مایکل مکدونا و با بازی الکساندر اسکارشگورد و مایکل پنیا است که داستانی پر از طنز تلخ و اکشن را روایت میکند.
خلاصه داستان: در سپتامبر ۱۹۵۰، ژنرال داگلاس مکآرتور طرح جسورانهای برای تغییر سرنوشت جنگ کره ارائه میدهد: عملیات کرومیت، یک حمله برقآسای آمفیبی به بندر استراتژیک اینچئون. این فیلم حماسی جنگی محصول سال ۲۰۱۶ کره جنوبی، به کارگردانی جان اچ. لی و با بازی لی جونگ جائه در نقش مکآرتور، بر عملیات مخفیانه هشت سرباز کرهای جنوبی به فرماندهی سرهنگ جونگ هاک-سو (با بازی لی بیونگ-هان) تمرکز دارد. این گروه ویژه که با نام «شیاطین ایکس» شناخته میشوند، مأموریت دارند تا با نفوذ به خطوط دشمن، نقشههای دفاعی کره شمالی را سرقت کرده و مسیر را برای پیادهسازی موفقیتآمیز نیروهای سازمان ملل فراهم کنند. در حالی که جنگ در شرف تغییر است، این سربازان باید با شجاعت و فداکاری بینظیر خود، در یکی از سرنوشتسازترین نبردهای تاریخ معاصر نقش ایفا کنند.
خلاصه داستان: «Kedi» (۲۰۱۶) به کارگردانی جِیدا تورون، فیلم مستندی شاعرانه و تأملبرانگیز است که زندگی روزمره گربههای خیابانی استانبول را از نگاهی انسانی روایت میکند. این فیلم با دنبال کردن چندین گربه در محلههای مختلف شهر، از بندر تاریخی گرفته تا کوچههای باریک و بازارهای شلوغ، داستان پیوند عمیق و تاریخی میان ساکنان استانبول و این گربههای آزاد را به تصویر میکشد. دوربین فیلم با حرکات ظریف و نزدیک، شخصیت منحصربهفرد هر گربه، شیوه بقا، روابطشان با یکدیگر و با انسانها را ثبت میکند و نشان میدهد که چگونه این گربهها بخشی جداییناپذیر از بافت فرهنگی و اجتماعی شهر شدهاند. فیلم بدون روایت صریح و با تکیه بر تصاویر زیبا و موسیقی آرام، مخاطب را به سفری عاطفی میبرد و فلسفه زندگی، آزادی و همزیستی مسالمتآمیز را از منظر این موجودات دوستداشتنی به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلمی علمی-تخیلی و درام محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردان بورس پورنووی و با بازیگرانی چون مارکوس شلین، ایرینا پوتاپنکو و کاسیمیر لیندنر است. داستان در آیندهای نزدیک رخ میدهد که در آن شرکتهای فناوری برای پرداخت بدهیها، میتوانند سالهایی از عمر افراد را از آنها خریداری کنند. ماکس، کارمند جوان یکی از این شرکتها، برای نجات همسرش از زندان، تصمیم میگیرد ۴۰ سال از عمر خود را بفروشد. اما پس از این معامله، او متوجه میشود که سیستم ظالمانهای پشت این ماجرا وجود دارد و برای بازگرداندن عمر خود، باید وارد مبارزهای خطرناک شود.
خلاصه داستان: هنری باکو، کارگردان خلاق و جسور، در سال ۲۰۱۶ با فیلم «امپراتوری افتخار» به دنیای سینما پا گذاشت و دانیل رادکلیف را در نقشی کاملاً متفاوت و تحسینبرانگیز به تصویر کشید. این فیلم مهیج و پرکشش، داستان نیت فاستر، یک مأمور افبیآی تازهکار را روایت میکند که برای نفوذ به یکی از خطرناکترین گروههای نژادپرست سفیدپوست، هویت خود را پنهان کرده و به عضویت آن گروه درمیآید. نیت که توسط مأمور با سابقه، آنجلا زامورا آموزش دیده، باید در دنیای تاریک ایدئولوژیهای نفرتانگیز غرق شود و همزمان با حفظ هویت واقعی خود، اطلاعات حیاتی را برای متلاشی کردن این شبکه شوم جمعآوری کند. رادکلیف در این نقش، بازی درخشان و فراموشنشدنی ارائه میدهد و تنش و اضطراب دائمی شخصیت خود را به شکلی ملموس به مخاطب منتقل میکند. «امپراتوری افتخار» یک تریلر روانشناختی قدرتمند است که با نگاهی بیپروا به خطرات افراطگرایی و هزینههای انسانی مأموریتهای مخفی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «من آن چیز زیبایی هستم که در خانه زندگی میکند» (I Am the Pretty Thing That Lives in the House) محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی اُز پرکینز و با بازی روت ویلسون، پائولا پرنتس و لوسی بوینتون است. این فیلم ترسناک روانشناختی داستان پرستاری به نام لیلی (با بازی روت ویلسون) را روایت میکند که برای مراقبت از نویسندهی سالخوردهی رمانهای ترسناک، آیریس بلوم (با بازی پائولا پرنتس)، به خانهی دورافتادهی او نقل مکان میکند. لیلی به تدریج متوجه حضور روحی به نام پولی میشود که سالها پیش در این خانه زندگی میکرده و به طرز مرموزی ناپدید شده است. هرچه لیلی بیشتر درگیر رمان معروف آیریس به نام «دختری که در دیوارها زندگی میکرد» میشود، مرز بین واقعیت و خیال محو شده و او درگیر کابوسی فراطبیعی میشود که سرنوشت شومی را برایش رقم میزند.
خلاصه داستان: پاشا، رضا و مرتضی سه دوست قدیمی هستند که در محلهای فقیرنشین بزرگ شدهاند و حالا هرکدام راهی جداگانه در پیش گرفتهاند. پاشا که از وضعیت نابرابر اجتماعی به تنگ آمده، گروهی به نام «لانتوری» را تشکیل میدهد تا با اجرای طرحهای اعتراضی خشن، صدای اعتراض مردم را به گوش مسئولان برساند. رضا، خبرنگاری آرمانگراست که ابتدا با انگیزههای پاشا همدلی میکند، اما به تدریج با خشونتهای بیحد گروه مخالف میشود. مرتضی نیز که به تازگی از زندان آزاد شده، سعی میکند زندگی جدیدی برای خود بسازد، اما گذشته و وفاداری به دوستانش، او را درگیر ماجرا میکند. این فیلم اجتماعی-سیاسی که در سال ۱۳۹۵ توسط رضا درمیشیان ساخته شد و با بازی نوید محمدزاده، باران کوثری و سعید آقاخانی به تصویر کشیده شد، به بررسی ریشههای خشونت، فقر و ناامیدی در جامعه شهری میپردازد و مخاطب را با این پرسش اساسی مواجه میکند که آیا خشونت میتواند راه حلی برای مقابله با بیعدالتی باشد.
خلاصه داستان: یک مرد مصمم و ثروتمند به نام دنیس، زندگی آرامی دارد تا اینکه همسرش در یک سرقت مسلحانه به طرز وحشیانهای به قتل میرسد. پلیس و سیستم قضایی در پیگیری پرونده ناتوان عمل میکنند و قاتلان آزادانه در شهر تردد میکنند. دنیس که از بیعدالتی به خشم آمده، تصمیم میگیرد خودش وارد عمل شود و با کمک دوست قدیمیاش، یک گروه ویژه از مأموران سابق را گرد هم میآورد تا انتقام خون همسرش را بگیرد. آنها به دنیای زیرزمینی جنایتکاران نفوذ میکنند و یک به یک، عاملان این جنایت را از بین میبرند. اما هرچه بیشتر پیش میروند، به رازهای تاریکتری پی میبرند که نشان میدهد این قتل، تصادفی نبوده و به یک شبکه فساد بزرگتر در سطح شهر متصل است. دنیس حالا نه تنها برای انتقام، بلکه برای افشای این شبکه فاسد و برقراری عدالت واقعی میجنگد.