خلاصه داستان: در فیلم «مداخله»، یک گروه از دوستان صمیمی تصمیم میگیرند برای نجات ازدواج یکی از اعضای گروه، در یک ویلای دورافتاده گرد هم آیند. اما این «مداخله» به زودی به یک سفر پر از افشاگریهای غیرمنتظره، احساسات ناگفته و روابط پیچیده تبدیل میشود. هر کدام از شخصیتها با مشکلات شخصی و رمانتیکی خود دست و پنجه نرم میکنند و این تعطیلات آرام تبدیل به آزمون وفاداری، راستی و دوستی میشود. «مداخله» با لحنی تلختلخ و طنز سیاه، روابط انسانی و آسیبهای پنهان آن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در داستان "پسر کوچک"، یک پیرزن پیر و تنها در یک خانه قدیمی زندگی میکند. او یک پسر کوچک را به عنوان همدم برای خود انتخاب میکند. این پسر کوچک، که ظاهراً بیگناه و مهربان به نظر میرسد، به مرور وارد زندگی پیرزن میشود و روابطی پیچیده و مرموز بین آنها شکل میگیرد. اما زمانی که پیرزن به تدریج متوجه رفتارهای عجیب و غیرطبیعی پسر میشود، واقعیت تاریک و وحشتناکی در مورد هویت و هدف وی از پرده برمیآید. این فیلم ترسناک و روانشناسانه در سال 2015 ساخته شده و به خوبی نشاندهنده تأثیرات روانی و احساسی روابط انسانی است.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از جوانان در یک شهر کوچک آمریکایی با خشم و نفرت عمیق نسبت به یکدیگر مواجه میشوند. این نفرتها به تدریج به خشونت و تلاش برای انتقام تبدیل میشوند و هر کدام از آنها به دنبال کشتن دیگری هستند. در حالی که همه سعی میکنند از این وضعیت نجات پیدا کنند، نفرتها به یک بازی مرگبار تبدیل میشوند که هیچ کس نمیتواند از آن فرار کند.
خلاصه داستان: یک دانشمند جوان در راه رسیدن به کمال روحی و جسمی خود با استادی که در مورد فنون ورزشی و فلسفه آموزش میدهد، مواجه میشود. در طول این سفر، او با چالشهای مختلفی روبرو میشود که باعث رشد و پیشرفت او میشوند. در نهایت، او به یک مرد کامل تبدیل میشود که قادر به غلبه بر هر چالشی است.
خلاصه داستان: داستان فیلم "Up for Love" درباره زندگی یک زن جوان به نام دانیل است که پس از جدایی از همسرش، تصمیم میگیرد به زندگی عاشقانهای جدید وارد شود. او با مردی به نام جان ملاقات میکند که ظاهراً مردی عالی و عاشقانه است، اما او به زودی متوجه میشود که جان دارای یک راز بزرگ است که میتواند زندگی او را به هم بریزد. دانیل باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند با این راز زندگی کند یا خیر.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک فیلم سینمایی به نام "Denial" (انکار) روی پرده میرود که بر اساس داستان واقعی یک پرونده دادرسی تاریخی ساخته شده است. داستان در اصل درباره یک نویسنده آمریکایی به نام دبراه لیپستادت میگوید که پس از نوشتن کتابی در مورد انکار هولوکاست، توسط یک مورخ انکارگر بریتانیایی به نام دیوید ایرویونگ سوءاستفاده قضایی میشود. ایرویونگ دعوی میکند که لیپستادت به او افترا زده و سعی دارد او را در مقابل عموم رسوا کند. این پرونده در دادگاه انگلیس برگزار میشود و لیپستادت باید ثابت کند که هولوکاست رخ داده است و ایرویونگ دروغ میگوید. در طول دادرسی، وکیل لیپستادت، ریچارد رامپتون، شواهد و مدارک تاریخی را ارائه میکند تا اثبات کند که ایرویونگ به طور عمدی حقایق را تحریف میکند. این فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه حقیقت و عدالت در برابر انکار و تحریف تاریخ میتواند پیروز شود.
خلاصه داستان: در داستان "سانتان"، یک زوج جوان به یک جزیره کوچک در یونان میروند تا در یک کلبه تابستانی مشغول به کار شوند. آنها به زودی درگیر رویدادهای عجیب و غمانگیزی میشوند که باعث تغییر جهت زندگی آنها میشود. این فیلم در سال 2016 ساخته شده و مجموعهای از احساسات پیچیده و رویدادهای غیرمنتظره را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در یک مهمت بحرانی، یک تیم از ناوگان دریایی آمریکا به یک جزیره دورافتاده اعزام میشود تا یک تهدید ناشناخته را مهار کنند. آنها به زودی میفهمند که جزیره مسکونی از موجودات مرموز و خطرناکی پر شده است که به تدریج تیم را تضعیف میکنند. در حالی که اعضای تیم با ترس و شک در خود و یکدیگر دست و پنجه مینازند، باید با استفاده از تجهیزات محدود و هوش جمعی خود، نجات خود را از دام این موجودات مرموز تضمین کنند.
خلاصه داستان: جیکوب پورمن، پسربچهای ۱۶ ساله، پس از مرگ مرموز پدرش به جزیرهای پرت در ولز سفر میکند تا راز خانوادگی خود را کشف کند. در آنجا، خانهای قدیمی را مییابد که در آن مادر پراگن، سرپرست جمعی از کودکان عجیب و غریب زندگی میکند که هر کدام توانایی خاصی دارند. جیکوب کشف میکند که این کودکان در حلقه زمانیای از سال ۱۹۴۳ در امان هستند و با وجودی که ظاهراً بیخطر به نظر میرسند، ممکن است خطرناک باشند و شاید هنوز هم زنده هستند. او باید تواناییهای خود را درک کند و تصمیم بگیرد که آیا به این جهان عجیب و غریب بپیوندد یا خیر.
خلاصه داستان: متیو و لیزا یک زوج متاهل هستند که با دو فرزندشان در خانهای در لسآنجلس زندگی میکنند. متیو یک فیلمساز مستقل است که به سختی تلاش میکند تا پروژه جدیدش را تکمیل کند، در حالی که لیزا به عنوان یک معلم کار میکند. زندگی آنها به هم میخورد وقتی که برادر کوچک متیو، تیم، که اخیراً از یک رابطه شکست خورده است، و کتی، دوست بهترین دوست لیزا که اخیراً از یک ازدواج شکست خورده است، تصمیم میگیرند در خانه آنها بمانند. این سه زوج با مشکلات شخصی و رابطهای خود، به دنبال راهی برای بازسازی زندگی و یافتن هدف در میانه هرج و مرج خانوادگی هستند.