خلاصه داستان: دو دوست نوازنده ویولنسل که توسط استاد مشترکشان به هم معرفی شدهاند، درگیر رابطهای پیچیده و تاریک میشوند که اسرار هولناکی از گذشتهشان را آشکار میکند و به انتقامی خونین منجر میشود. این فیلم روانشناختی ترسناک محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی ریچارد شپارد با بازی الیسون ویلیامز و لوگان براونینگ، داستانی پرپیچ و خم از فریب، توهم و وحشت را روایت میکند که در آن هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و هر حقیقتی لایههای تاریک تری را در خود پنهان کرده است.
خلاصه داستان: سریال «جادوگران خیابان ایست» (Charmed) محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی کانستانس ام. بورج، داستان سه خواهر به نامهای پرودنس (پی)، پایپر و فیبی هالیول را روایت میکند که پس از مرگ مادربزرگشان، متوجه میشوند از نسل جادوگران قدرتمندی هستند. این سه خواهر با کشف کتاب سایهها و یادگیری طلسمها و قدرتهای منحصربهفرد خود، باید در کنار زندگی عادی، با نیروهای شیطانی و اهریمنی مبارزه کنند. آنها به عنوان «نیروی سهگانه» شناخته میشوند و قدرتمندترین جادوگران جهان هستند که مسئولیت محافظت از بیگناهان را بر عهده دارند. این سریال با بازی شانن دوهری، هالی ماری کومبس و آلیسا میلانو، ترکیبی جذاب از فانتزی، درام خانوادگی و اکشن را ارائه میدهد و به ماجراهای این سه خواهر در مقابله با تاریکی میپردازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان این فیلم به کارگردانی رالف فاینز و محصول سال ۲۰۱۸، روایتگر زندگی رادولف نورِیِف، رقصنده افسانهای باله اهل شوروی است. فیلم که با بازی اولگ ایونکو در نقش نورِیِف همراه است، سه مقطع زمانی مختلف از زندگی او را به تصویر میکشد: کودکی سخت و فقیرانهاش در شهر اوفا در دوران جنگ جهانی دوم، سالهای آموزش سخت و طاقتفرسایش در آکادمی باله واگانووا در لنینگراد، و در نهایت لحظه سرنوشتساز زندگیاش در سال ۱۹۶۱ در فرودگاه لو-بروژه پاریس، زمانی که در اوج شهرت و در آستانه بازگشت به وطن، تصمیمی تاریخی برای پناهندگی به غرب گرفت. این فیلم با نگاهی عمیق به شخصیت پیچیده، جاهطلبی بیحد و مرز و روح سرکش نورِیِف، مسیر تبدیل شدن او از یک پسر فقیر به یکی از بزرگترین رقصندههای تاریخ باله را روایت میکند.
خلاصه داستان: در لهستان جنگزده سال ۱۹۴۹، ویکتور و ایرنا - دو موسیقیدان بلندپرواز - عاشقانه درگیر یک رابطه پرشور اما پرتلاطم میشوند که سرنوشت آنها را در میان تبلیغات فرهنگی رژیم کمونیستی رقم میزند. کارگردان تحسینشده پاول پاولیکوفسکی در این فیلم سیاهوسفید خیرهکننده، داستان عشقی ویرانگر را در پسزمینه اروپای تقسیمشده به تصویر میکشد. با بازی درخشان یوآنا کولیگ و توماش کوت، این اثر که در سال ۲۰۱۸ ساخته شد، روایتی عمیق و شاعرانه از عشق، هنر و سیاست در دوران جنگ سرد ارائه میدهد.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی به نامهای کالین و مایلز که در اوکلند زندگی میکنند، با چالشهای هویت، دوستی و عدالت در جامعهای متلاطم روبرو میشوند. کالین که سه روز دیگر به پایان دوره آزمایشی خود میرسد، شاهد تیراندازی یک افسر پلیس به یک شهروند سیاهپوست بیگناه میشود و این حادثه زندگی او را زیر و رو میکند. در همین حال، رابطه او با مایلز که سفیدپوست است و شخصیتی تندخو دارد، تحت فشار قرار میگیرد. فیلم که در سال ۲۰۱۸ توسط کارلوس لوپز استرادا ساخته شد و دیو دایگل و رافائل کازال در نقشهای اصلی ظاهر شدند، به بررسی مسائل نژادی، طبقاتی و تغییرات شهری در اوکلند میپردازد و با استفاده از عناصر موزیکال و درام، داستانی تأثیرگذار و بهیادماندنی را روایت میکند.
خلاصه داستان: اورسن ولز، کارگردان افسانهای سینما، نه تنها با شاهکارهایی چون «همشهری کین» دنیای فیلمسازی را متحول کرد، بلکه نقاش و طراح چیرهدستی نیز بود. این مستند جذاب و شخصی، به کارگردانی مارک کازنز، با بهرهگیری از صدها طراحی، نقاشی و اسکچهای خصوصی ولز که پیش از این دیده نشده بودند، به کاوش در ذهن خلاق او میپردازد. کازنز با سفر به مکانهای کلیدی زندگی ولز و مصاحبه با نزدیکانش، از جمله دخترش بئاتریس ولز، این آثار تجسمی را به زندگی و فیلمهای او پیوند میزند و نشان میدهد که چگونه این تصاویر، خاستگاه بصری بسیاری از صحنههای به یاد ماندنی فیلمهایش بودند. این فیلم ما را به سفری شگفتانگیز از طریق چشمهای اورسن ولز میبرد و درک عمیقتری از نبوغ و جهانبینی منحصر به فرد این هنرمند بزرگ به ما میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان سریال کمدی-درام «باندینگ» محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی رایت کلیفورد که در دو فصل تولید شد، داستان زندگی پیتر (برندان اسکینر)، دانشجوی تحصیلات تکمیلی روانشناسی را روایت میکند که به عنوان دستیار دومینیک (زوئی لوین)، دوست صمیمی دوران دبیرستانش که اکنون یک مستر سادومازوخیست حرفهای در نیویورک است، مشغول به کار میشود. این سریال با طنزی سیاه و موقعیتهای خندهدار، به کاوش در دنیای BDSM، روابط انسانی، هویت جنسی و دوستی میپردازد و در عین حال کلیشهها و تابوهای اجتماعی را به چالش میکشد. پیتر که در ابتدا برای کسب درآمد به این کار روی آورده، به تدریج با پیچیدگیهای این دنیا آشنا شده و درگیر ماجراهای غیرمنتظرهای میشود که زندگی شخصی و تحصیلی او را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: «خونبها» (Bloodline) یک درام روانشناختی آمریکایی محصول سال ۲۰۱۵ است که توسط تاد ای. کسلر، گلن کسلر و دنیل زلنیک ساخته شده است. این سریال که در ۳ فصل و ۳۳ قسمت تولید شد، داستان خانواده بزرگ و به ظاهر کامل ریباک را روایت میکند که در فلوریدا زندگی میکنند. خانواده شامل رابرت (سام شپارد)، همسرش سالی (سیسی اسپیسک)، و چهار فرزندشان جان (کایل چندلر)، کوین (نوربرت لئو باتز)، مگ (لیندا کاردلیانی) و دنیی بدنام (بن مندلسون) میشوند. زندگی آرام آنها زمانی به هم میریزد که دنی برای جشن تولد رابرت به شهر بازمیگردد. حضور او رازهای تاریک و گذشتهای پر از دروغ، خیانت و خشونت را آشکار میکند که هر یک از اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد. این سریال با بازی درخشان بازیگرانش، بهویژه بن مندلسون در نقش دنی، به کاوشی عمیق در پیوندهای خانوادگی، فداکاری و مرزهای اخلاقی میپردازد و نشان میدهد که چه اقدامات ناامیدانهای ممکن است برای محافظت از خانواده انجام شود.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-اجتماعی «روحانی» (Clergy) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی دومینیکو پائولو، داستان سه کشیش جوان را روایت میکند که هر یک درگیر چالشهای شخصی و مذهبی خود هستند. پدر وینچنزو، که به تازگی به یک روستای کوچک در آپولیا منتقل شده، با شور و اشتیاقش برای کمک به مردم محلی، با مقاومت و سنتهای قدیمی روبرو میشود. پدر ماتئو، یک کشیش شهری، در حال مبارزه با وسوسههای دنیوی و بحران ایمان است. پدر والریو، که مسئولیت یک مؤسسه خیریه را بر عهده دارد، با فساد و بوروکراسی دست و پنجه نرم میکند. این سه روحانی در مسیر خدمت به جامعه، با موقعیتهای خندهدار و در عین حال تأملبرانگیزی مواجه میشوند که دیدگاه آنها را نسبت به ایمان، انسانیت و معنویت به چالش میکشد. بازیگرانی چون آلساندرو گاسمان، کلادیو بیسّو و جولیو بروگی در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند و فیلم با طنز ظریف خود، تصویری انسانی و امروزی از زندگی روحانیون ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «کینه» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی الی راث و با بازی بروس ویلیس در نقش پل کرسی، جراحی موفق و خانوادهدوست است که زندگی آرامش پس از حمله مسلحانه به خانهاش در هم میشکند. در این حمله همسرش (الیزابت شو) به قتل میرسد و دخترش (کامیلا مورون) به کما میرود. با کندی سیستم قضایی و ناتوانی پلیس در شناسایی مجرمان، پل که از احساس درماندگی به ستوه آمده، تصمیم میگیرد خود به مقابله با جنایتکاران برود. او با تغییر چهره و به دست گرفتن اسلحه، به شکل یک شبهقهرمان درمیآید و در خیابانهای شیکاگو به شکار مجرمان میپردازد. این اقدامات او همزمان با موجی از ترس و تحسین در شهر همراه میشود و بازرس پلیس (وینسنت دن آفریو) را نیز به تعقیب این قاتل مرموز وامیدارد. این فیلم بازسازی اثری به همین نام از سال ۱۹۷۴ با بازی چارلز برانسون است و داستانی از انتقامجویی و مرزهای عدالت شخصی را روایت میکند.