خلاصه داستان: کلی ایست وود در سال ۲۰۱۸ فیلم جنایی درام «The Mule» را کارگردانی کرد و خود نیز در نقش اصلی به عنوان ارل استون، پیرمردی بازنشسته و باغبان که به دلیل مشکلات مالی به قاچاق مواد مخدر برای کارتل مکزیکی روی میآورد، ظاهر شد. داستان فیلم که بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده، زندگی ارل را دنبال میکند که با استفاده از وانت بارکش خود به عنوان یک قاچاقچی غیرقابل شناسایی، محمولههای مواد مخدر را در سراسر کشور جابهجا میکند و در این مسیر با پلیس و مأموران اداره مبارزه با مواد مخدر به رهبری کالین بیث، نقشآفرینی بردلی کوپر، مواجه میشود. این فیلم که با بازی بازیگرانی چون دایان ویست، مایکل پنیا و اندی گارسیا همراه است، به موضوعات خانواده، پشیمانی و انتخابهای دشوار زندگی میپردازد و در عین حال یک داستان هیجانانگیز و پرتنش را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «مردی که دن کیشوت را کشت» به کارگردانی تری گیلیام و محصول سال ۲۰۱۸، روایتگر توبی، کارگردان تبلیغاتی خسته و بدبین (با بازی آدام درایور) است که در حین ساخت یک تبلیغ در اسپانیا، ناگهان با نسخهای از فیلم دانشجویی قدیمی خود مواجه میشود؛ فیلمی که سالها پیش با بازی یک کفاش پیر به نام خاویر (با بازی جاناتان پرایس) ساخته بود. این مواجهه، توبی را به سفری پرپیچوخم در گذشته و حال میکشاند، جایی که خاویر که اکنون به طرز وسواسگونهای خود را دن کیشوت واقعی میپندارد، توبی را سانچو پانزای وفادار خود میداند. توبی که ابتدا سعی در فرار از این توهم دارد، به تدریج در دنیای پر از توهم و رویای دن کیشوت غرق میشود و در این میان با شخصیتهای رنگارنگی همچون زنی مرموز به نام آنجلیکا (با بازی جوآنا ریبیرو) و یک تاجر روس ثروتمند (با بازی استلان اسکاشگورد) مواجه میشود. این سفر سورئال و پرماجرا، مرزی بین واقعیت و خیال را در هم میشکند و توبی را به بازنگری در زندگی، هنر و مسئولیتهای اخلاقی خود وامیدارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «جادوگر کوچک» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی مایک شافر و با بازیگری آنتونیو باندراس، کارمن آراخو و لولا کاسادا است. این فیلم ماجراجویی خانوادگی درباره دختر جوانی به نام «جادوگر کوچک» است که در یک روستای کوچک زندگی میکند و آرزو دارد روزی به یک جادوگر واقعی تبدیل شود. با کمک یک جادوگر خیرخواه و دوستان جدیدش، او باید در مقابل نیروهای تاریکی بایستد و با استفاده از قدرت دوستی و شجاعت، روستای خود را از خطر نابودی نجات دهد. این داستان پر از صحنههای جادویی، شخصیتهای دوستداشتنی و پیامهای ارزشمند درباره اهمیت ایمان به خود و کار تیمی است که تماشاگران جوان و بزرگسال را به یک سفر فراموشنشدنی دعوت میکند.
خلاصه داستان: در اواخر دهه ۱۹۴۰، نویسنده موفق جولیان اشتون (با بازی لیلی جیمز) درگیر یک زندگی پرزرق و برق در لندن پس از جنگ است. او به طور اتفاقی با نامهای از اهالی جزیره گورنزی مواجه میشود که در آن از جامعه ادبی پوست سیبزمینی صحبت میکنند، گروهی که در طول اشغال آلمان در جنگ جهانی دوم شکل گرفته است. کنجکاوی جولیان را برمیانگیزد و او تصمیم میگیرد برای تحقیق درباره این جامعه مرموز به جزیره سفر کند. در آنجا با داو (با بازی میچل هوئر)، کشاورز گوشهگیر اما جذاب، و دیگر اعضای جامعه آشنا میشود و رازهای پنهان دوران جنگ، عشق از دست رفته، و قدرت شفابخش ادبیات را کشف میکند. این فیلم محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی مایک نیوول، بر اساس رمان پرفروش ماری آن شیفر و آنی باروز ساخته شده و داستانی تکاندهنده از عشق، دوستی، و التیام زخمهای گذشته را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک زوج کلاهبردار حرفهای به نامهای پیتر و آلیس در لس آنجلس مشغول به کار هستند. آنها پس از یک سرقت موفق از یک گالری هنری، متوجه میشوند که طلبکار خطرناکی به نام اروینگ به دنبال آنهاست. برای پرداخت بدهی، آنها نقشه میکشند تا یک الماس گرانبها را از صاحبش بدزدند. اما ماجرا زمانی پیچیده میشود که خواهر آلیس و شوهرش نیز وارد ماجرا شده و هرکدام نقشههای خود را دارند. این فیلم کمدی-جنایی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی جیمز اوکی با بازی بازیگرانی چون اومارا ایپ، تیموتی اسپال، آلیس ایو، سوفیا ورگارا، کریسپین گلاور و میکی رورک، داستانی پر از فریب، دسیسه و اتفاقات غیرمنتظره را روایت میکند که در آن هیچکس آنچه به نظر میرسد نیست.
خلاصه داستان: یک فیلم مهیج روانشناختی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی دانکن اسکایلز که دیلان مکدرموت، چارلی پلامر و سامانتا متیس در آن به ایفای نقش پرداختهاند. داستان در مورد نوجوانی به نام تایلر بورن است که در خانوادهای مذهبی و به ظاهر کامل بزرگ شده است. پدرش دان که نقش او را دیلان مکدرموت بازی میکند، مردی محترم و رهبر گروه پیشاهنگی پسران است. اما زمانی که تایلر (با بازی چارلی پلامر) به طور اتفاقی تصاویر مشکوکی را در اتاق زیرشیروانی خانه پیدا میکند، به این نتیجه میرسد که پدر دوستداشتنیاش ممکن است همان قاتل سریالی معروف به «کلوهیچ کیلر» باشد که سالها قبل ده قربانی را به طرز فجیعی به قتل رسانده و هرگز دستگیر نشده است. تایلر برای کشف حقیقت، تحقیقات خود را آغاز میکند و در این مسیر با دختری همسن و سال خود به نام کیسی (با بازی مدیسون بیتی) همراه میشود. آنها به دنبال سرنخهایی میگردند که میتواند هویت واقعی قاتل را آشکار کند. اما هر چه بیشتر به حقیقت نزدیک میشوند، خطرات بیشتری جانشان را تهدید میکند. این فیلم با ایجاد تعلیق و ابهام، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد و به بررسی تاریکترین زوایای روان انسان و رازهایی میپردازد که ممکن است در پشت ظاهری آرام و معصوم پنهان شده باشند.
خلاصه داستان: این سریال کمدی محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردان دیوید هولدن، داستان زندگی گبی دایموند (امیلی اوسمنت)، یک وبلاگ نویس جوان و جاه طلب در سانفرانسیسکو را روایت میکند که به عنوان سرآشپز شخصی یک کارآفرین جوان و میلیونر به نام جاش کامدن (جاناتان سادوفسکی) استخدام میشود. گبی که در زندگی شخصی و حرفهای خود با مشکلات زیادی روبرو است، سعی میکند در کنار کار در خانه مجلل جاش، رویاهای خود را دنبال کند. در این میان، رابطه عاطفی پیچیدهای بین او و جاش شکل میگیرد و اتفاقات خندهدار و موقعیتهای بامزهای را ایجاد میکند. سایر شخصیتهای اصلی شامل الیوت پارک (کیم وو)، دستیار وفادار جاش، و سوفیا رودریگز (آیمه گارسیا)، دوست صمیمی و هماتاقی گبی میشوند که هر کدام در ایجاد لحظات کمدی نقش مهمی ایفا میکنند.
خلاصه داستان: در نیویورکِ سال ۱۸۹۶، دکتر لازاروس کرایتز، یک روانپزشک پیشگام (که در آن زمان به او «آلینیست» میگفتند) به همراه جان اسکایز مور، روزنامهنگار و سارا هاوارد، اولین زن منصوب شده در اداره پلیس، برای پیگیری و شناسایی یک قاتل زنجیرهای مرموز که به شکل فجیعی پسران جوانِ کارگر را در شهر به قتل میرساند، استخدام میشوند. این تیم سهنفره، با وجود مخالفتهای شدید جامعه و همکارانشان، از روشهای نوین و بحثبرانگیزی مانند روانکاوی و انگشتنگاری برای تعقیب این شکارچی بیرحم استفاده میکنند. آنها در این مسیر در تاریکترین زوایای روان انسان و فساد پنهان در پسِ ظاهر پرزرق و برقِ عصر طلایی آمریکا غوطهور میشوند. این مجموعه درام تاریخی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی جاکوب وربروکن و با بازیهای درخشان دانیل برول، لوک ایوانز و داکوتا فانینگ است.
خلاصه داستان: اورسن ولز، کارگردان افسانهای، در سالهای پایانی عمر خود تلاش میکند تا پروژه بلندپروازانه خود به نام «نیمهشب دیگر» را به سرانجام برساند. این مستند که در سال ۲۰۱۸ توسط مورگان نویل کارگردانی شده، با استفاده از فیلمهای آرشیوی، مصاحبههای جدید با همکاران ولز مانند پیتر بوگدانوویچ، فرانک مارشال و اوری ولز (پسر او)، و همچنین صحنههای بازسازینشده از فیلم ناتمام، روایتی جذاب از آخرین سالهای زندگی این نابغه سینما ارائه میدهد. فیلم به بررسی وسواس ولز برای تکمیل این اثر، مبارزه او با مشکلات مالی و جسمی، و میراث پایدار او در دنیای سینما میپردازد. «آنها وقتی مُردم دوستم خواهند داشت» یک پرتره عمیق و انسانی از هنرمندی است که تا آخرین لحظات زندگی، عشق و اشتیاق خود به سینما را حفظ کرد.
خلاصه داستان: یک افسر پلیس به نام جیم آرکین که به تازگی طلاق گرفته و درگیر کشمکش بر سر حق حضانت از دخترش است، در حالی که مادرش را نیز از دست داده، به تدریج کنترل زندگی خود را از دست میدهد. او که در مراسم خاکسپاری مادرش دچار فروپاشی روانی میشود و این صحنه در رسانهها پخش میشود، به تدریج در شغل خود نیز با مشکلاتی مواجه میشود و مسیر زندگیاش به سمت نابودی پیش میرود. جیم با وجود تمام مشکلات، سعی میکند پدر خوبی برای دخترش باشد و زندگی جدیدی را آغاز کند، اما فشارهای روانی و اجتماعی باعث میشود که او تصمیمات عجیب و غیرمنتظرهای بگیرد. این فیلم درام کمدی-درام که در سال ۲۰۱۸ توسط جیم کامینگز نوشته، کارگردانی و بازی شده، داستانی عمیق و انسانی از مبارزه یک مرد با مشکلات زندگی را به تصویر میکشد.