خلاصه داستان: فیلم «در جنگ» (۲۰۱۸) به کارگردانی استفان بریز با بازی وینسنت لاندرس در نقش لوران، رهبر سندیکای کارگران یک کارخانه فلزی در فرانسه، داستان اعتصابی طولانی و پرتنش را روایت میکند. لوران که پیشتر در حفظ ۱۱۰۰ شغل موفق شده، با تصمیم ناگهانی مدیریت برای تعطیلی کامل کارخانه و انتقال تولید به خارج از کشور روبرو میشود و با رهبری کارگران، اعتراضات گستردهای را سازماندهی میکند، اما با فشارهای قضایی، رسانهای، سیاسی و حتی تهدیدهای فیزیکی از سوی مدیران و دولت مواجه میگردد و مبارزهای نفسگیر برای عدالت اجتماعی را تجربه میکند.
خلاصه داستان: فیلم در آستانه ابدیت (۲۰۱۸) به کارگردانی جولیان اشنابل، روایتی شاعرانه و عمیق از سالهای پایانی زندگی نقاش برجسته هلندی، ونسان ون گوگ است که ویلم دفو با بازی درخشان در نقش او، مبارزات درونی، خلاقیت بیپایان و انزوای او را به تصویر میکشد. داستان بر تمرکز ون گوگ بر طبیعت و آسمانهای پرستاره آرل، روابط پرتنشش با برادرش تئو (روپرت فرند)، پل گوگن (اسکار آیزاک) و ساکنان روستا متمرکز است و با استفاده از تکنیکهای نوآورانه فیلمبرداری، سفری بصری به ذهن آشفته و نابغه هنری او را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم «جهان حیوانات» به کارگردانی هان یان در سال ۲۰۱۸، با بازی لی ییفنگ در نقش ژنگ کاینان، ژو دونگیو و مایکل داگلاس، داستان جوانی بدهکار را روایت میکند که برای نجات خود و خواهر بیمارش، وارد کشتی قمار لوسیفر میشود و در بازی مرگباری مبتنی بر سنگکاغذ-قیچی با قوانین پیچیده و شرکتکنندگان خطرناک از سراسر جهان رقابت میکند؛ جایی که باخت به معنای مرگ یا برد به معنای ثروت عظیم است و او با استفاده از هوش و شجاعت، تلاش میکند تا از دام این بازی وحشیانه رهایی یابد.
خلاصه داستان: سریال انیمیشنی «حیوانات» محصول سال ۲۰۱۶ شبکه HBO به کارگردانی و نویسندگی فیل ماتارس و مایک لوچیانو، با صداپیشگی ستارگانی چون مارک دوپلاس، جاش رادنور، کریس هاردویک و خود خالقان، روایتی کمدی سیاه و سوررئال از زندگی روزمره حیوانات شهری در نیویورک ارائه میدهد؛ جایی که موشها، سگها، گربهها و دیگر جانوران با دغدغههای انسانی مانند روابط عاطفی، اعتیاد، سیاست و بحرانهای وجودی دستوپنجه نرم میکنند و با زبانی تند و تیز به نقد جامعه مدرن میپردازند.
خلاصه داستان: فیلم آنیارا (۲۰۱۸) به کارگردانی پلا کاگرمن و هوگو لیلیا، داستان فضاپیمای غولپیکری به همین نام را روایت میکند که هزاران مهاجر را از زمین رو به نابودی به سوی مریخ حمل میکند. پس از برخورد با زبالههای فضایی، کشتی از مسیر منحرف شده و در اعماق کیهان سرگردان میشود، جایی که جوامع انسانی در انزوای ابدی با فروپاشی اخلاقی، جنون و جستجوی معنا روبرو میگردند. با بازی برجسته امیلی گاربرز در نقش MR، بیانکا کروزیرو و آروین کانانیان، این حماسه علمی-تخیلی سوئدی بر اساس شعر کلاسیک هری مارتینسون، تمهای وجودی عمیق و سرنوشت بشریت را کاوش میکند.
خلاصه داستان: مستند «آندره غول» (۲۰۱۸) به کارگردانی جیسون هیهیر، روایتی جامع و جذاب از زندگی آندره رنه روسیموف، غول افسانهای کشتیکج WWE با قد ۲.۲۴ متر است که به بررسی دوران حرفهای درخشان او در حلقه WWE، نقشآفرینی memorable در فیلم «پرنسس براید» و چالشهای سلامتی ناشی از gigantism میپردازد. این اثر با مصاحبههای صمیمی از چهرههایی چون هالک هوگان، ریک فلر، بیلی کریستال و جکی اوونز، لحظات خندهدار، غمانگیز و اساطیری از زندگی شخصی، دوستیهایش و میراث ماندگارش را به تصویر میکشد و مخاطب را با جهانی از افسانههای کشتیکج آشنا میسازد.
خلاصه داستان: در فیلم «مصاحبه با خدا» ساختهشده در سال ۲۰۱۸ به کارگردانی پاتریک دی. اورسون، برنتون ثویتس در نقش پل اندرسون، یک روزنامهنگار جوان و تازهداماد ظاهر میشود که فرصتی نادر برای مصاحبه با مردی مرموز و کاریزماتیک (دیوید استریتیرن) پیدا میکند که ادعا دارد خدا است؛ این مصاحبههای چندروزه که در پارک مرکزی نیویورک انجام میشود، سؤالات عمیق فلسفی درباره ایمان، عشق، رنج بشری و وجود الهی را مطرح میکند و زندگی شخصی پل را که با بحران ازدواج و بحران معنوی دستوپنجه نرم میکند، به چالش میکشد و او را به سفری درونی برای یافتن پاسخهای واقعی هدایت مینماید.
خلاصه داستان: عشق ناممکن (۲۰۱۹)، به کارگردانی امانوئل مورِت با بازی آدله اگزارکوپولوس در نقش رافائل، نیلز اشنایدر و ژان-پییر لئو، داستان زنی جوان به نام رافائل را در پاریس دهه ۱۹۷۰ روایت میکند که پس از ملاقات اتفاقی با پیر، مردی متاهل و جذاب، وارد رابطهای عاشقانه پرشور اما ناممکن میشود؛ رابطهای که با خیانت، حسادت، بارداری ناخواسته و جداییهای تلخ همراه است و رافائل را درگیر مبارزهای عاطفی عمیق برای یافتن عشق واقعی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «کودکی مثل جیک» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی لسلی هدلند با بازی کلر دینز، جیم پارسونز، پریانکا چوپرا و اوکتاویا اسپنسر، داستان زوجی جوان به نام الکس و گرگ را روایت میکند که با پسر چهارسالهشان جیک که رفتارهای جنسیتگریزانه و خلاقانهای از خود نشان میدهد، درگیر چالشهای پذیرش او به یک مهدکودک معتبر نیویورکی میشوند و با فشارهای اجتماعی، خانوادگی و روانشناختی دست به گریبان هستند تا هویت کودکشان را بپذیرند.