خلاصه داستان: یک فیلم درام کمدی در سال 2019 به کارگردانی جیمز فرانکو، بر اساس رمانی با همین نام نوشته استیون اِلیان. داستان در دهه 1970 میلادی رخ میدهد و دربارهی یک جوانی به نام ویکر فارینا (بازی جیمز فرانکو) است که به هالیوود میآید و در صنعت سینما مشغول به کار میشود. ویکر، که بدنش را با تتوهایی از چهرههای سینمایی آراسته است، به یک ماشین برش سینمای هالیوود تبدیل میشود و در حین کار با شخصیتهای مختلفی در این صنعت آشنا میشود. او با یک جوان خوشقلق به نام مونیک (سولیل مون فری) دوست میشود و با او رابطهای عاشقانه برقرار میکند. ویکر همچنین با یک بازیگر معروف به نام رک (زیا مامد) و یک کارگردان سرشناس به نام رندال (جک کلمن) آشنا میشود. در طول فیلم، ویکر با چالشهای مختلفی در زندگی شخصی و حرفهای خود مواجه میشود و سعی میکند خود را در دنیای سینمای هالیوود جا بیندازد.
خلاصه داستان: در این فیلم کوتاه انیمیشنی، یک گربه خیابانی و یک سگ پیتبول رابطه دوستی نزدیکی برقرار میکنند. این دو حیوان در شرایط سخت زندگی در خیابانها با هم رابطهای صمیمانه برقرار میکنند و با کمک یکدیگر به سختیها میپردازند.
خلاصه داستان: دو آشپز در یک مسابقه آشپزی واقعی در حال رقابت هستند تا به عنوان برنده مسابقه انتخاب شوند. آنها مجبور میشوند با هم کار کنند تا بتوانند به موفقیت برسند و قلبهای مردم را به دست آورند.
خلاصه داستان: یک زوج جوان پس از خرید خانه رویایی خود در منطقهای خلوت، متوجه میشوند که فروشنده قبلی خانه هنوز از آن خانه دل بسته و تصمیم به بازگشت دارد. او با رفتارهای مرموز و تهدیدآمیز، آرامش آنها را به هم میزند و زندگی آنها را به یک کابوس تبدیل میکند. زوج باید با این تهاجم روانی و جسمی مقابله کنند تا جانشان را نجات دهند.
خلاصه داستان: در ادامه ماجرای «فِروزن»، آنا، اِلسا، کریستوف، اُلاف و سُونن به جنگل جادویی سرگشته میشوند تا راز گذشته پادشاهی آرندل را کشف کنند. اِلسا به دنبال منشأ قدرتهای مرموز خود است و آنا به دنبال حفظ پادشاهی و خانوادهاش. آنها با چالشهای جدید و آشکار شدن اسرار قدیمی روبرو میشوند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۴۰ در شهر حیدرآباد، قبل از تقسیم هند، داستان چند شخصیت متفاوت در قالب یک رمان عاشقانه و درام رخ میدهد. رواقی، دختری از خانواده ثروتمند، با دلنگرانی ازدواج میکند و به یک خانواده ثروتمند ولی سردمزاج میرود. او با یک جوان فقیر و رقاص به نام زافر، که از طبقه پایین جامعه است، آشنا میشود و عشقی ممنوعه بین آنها شکل میگیرد. در همین حال، دیگر شخصیتهای داستان مانند بیبیتا، مادر رواقی، و مالیک، برادر رواقی، نیز درگیر درامهای خانوادگی و اجتماعی میشوند. این فیلم به دنبال خشونتهای تقسیم هند و تأثیر آن بر روابط انسانی و عشقی است.
خلاصه داستان: در سال 1977 در جنوب آمریکا، دختری خیالپرداز به نام کریستال ستارلایت به همراه دوستانش تصمیم میگیرند تا در مسابقهای برای انتخاب نمونهای از صدای انسان برای فضا شرکت کنند و به این ترتیب بتوانند روی زمین گذاشته شوند. آنها با موانع زیادی مواجه میشوند، اما با پشتکار و اعتماد به نفس، به دنبال رویای خود هستند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۴۰ در شهر حیدرآباد، یک داستان عاشقانه و دراماتیک در جریان است که در پس زمینه تقسیم هند رخ میدهد. رواقی، دختری از خانواده ثروتمند، عاشق زلفی بارگه میشود، اما زندگی او با آمدن دیوالی بارگه، برادر زلفی، به هم میریزد. دیوالی، که از گذشتهای دردناک رنج میبرد، به شهر میآید و روابط پیچیدهای را آغاز میکند که منجر به خیانت، درد و از هم پاشیدگی خانوادههایی میشود که تا به حال پایدار به نظر میرسیدند. در حینی که شهر در آستانه تقسیم قرار دارد، رواقی و دیوالی مجبور میشوند با عشق، وفاداری و قربانی در یک دنیای در حال تغییر مواجه شوند.
خلاصه داستان: ستیون و دنی، دو پلیس که در نیو اورلئان کار میکنند، با پیدایش قرصی مرموز و خطرناک مواجه میشوند که توانایی سفر در زمان را به مصرفکنندگانش میدهد. هر بار که کسی این قرص را مصرف میکند، به یک بازه زمانی متفاوت منتقل میشود و با خطرات واقعی آن دوره روبرو میگردد. در حین بررسیهایشان، دختر دنی ناپدید میشود و تنها راه پیدا کردن او، استفاده از این قرص خطرناک است.
خلاصه داستان: بعد از بمباران سرزمین زیرزمینی، للوش برادرش نانلی و دوستش سوزاکو را به سلامت به سطح زمین میبرد. در حالی که للوش و سوزاکو در یک ماموریت نظامی مشغول هستند، نانلی و رویو به دیدار از دوست قدیمی خود لامپروورگ میروند. اما این دیدار به فاجعهای تبدیل میشود و نانلی و رویو از سوی یک گروه تروریستی ربوده میشوند. للوش و سوزاکو برای نجات آنها به ماموریت میروند و با یک توطئه خطرناک مواجه میشوند که میتواند سرنوشت جهان را تغییر دهد.