خلاصه داستان: این سریال ماجرای کاراگاهانی را روایت میکند که در شهر اینچئون مشغول به کار هستند. کانگ دو چانگ کاراگاهیست که 18 سال از عمر خود را صرف انجام این کار کرده است، او برای پیدا کردن مجرمین و حل پرونده ها ، از تجربه و روابط شخصی اش استفاده میکند ، از طرفی اوه جی هیوک کاراگاه نخبه ایست که 9 ساله مشغول به کار است ، او برخلاف کانگ دو چانگ ، برای حل پرونده ها از شواهد موجود و همچنین بینش روان جنایتکاران استفاده میکند، بخاطر صدماتی که در کودکی خورده است، حاضر به درد و دل و افشای رازهای خود با کسی نیست و بخاطر اینکه وارث دایی مرحومش بود، به فرد ثروتمندی تبدیل شد و...
خلاصه داستان: “کورتنی ویت مور” ، یک دختر باهوش ، ورزشکار و مهمتر از همه مهربان است که در میابد ناپدریش رازی دارد. پدرش قبلاً به عنوان یک ابرقهرمان بوده است و …
خلاصه داستان: خدمه پشتیبانی که در یکی از کم اهمیت ترین کشتی های Starfleet، US.S. Cerritos، اغلب در حالی که کشتی توسط انبوهی از ناهنجاری های علمی تخیلی تکان می خورد، مجبورند وظایف خود را انجام دهند.
خلاصه داستان: یک نوجوان متزلزل اما باهوش و شجاع به نام پیتر پاکر که دانش آموز دبیرستان میدتاون است توسط عنکبوتی که تحت تشعشع رادیواکتیو قرار گرفته گزیده میشود و پس از آن قدرت هایی در او ظاهر شده و تبدیل به یک ابرقهرمان میشود…
خلاصه داستان: شش مامور یگان ضد شورش، مسئولیت اجرای عملیاتی را برعهده می گیرند که منجر به وقوع حادثه ای ناگوار می شود. در ادامه، اعضای واحد رسیدگی به تخلفات پلیس، مسئولیت تحقیق در مورد این حادثه را برعهده می گیرند و...
خلاصه داستان: جونگ دا جونگ چندین سال است که با هونگ ده یونگ ازدواج کرده است و دو فرزند 18 ساله دارند ، اگرچه که مدت زیادی از ازدواجشان میگذرد و جونگ دا جونگ ، با قلبی گرم برای زندگی اش تلاش میکند اما بحث و دعواهای میان خود و همسرش تمامی ندارد ، طاقت جونگ دا جونگ وقتی تمام میشود که هونگ ده یونگ از کارش اخراج و پلیس به دنبال او میوفتد ، پس دادخواست طلاق میدهد تا از او جدا شود ، از طرفی هونگ ده یونگ که خود را یک فرد میانسال ناامید میبیند و از کارهای خود پشیمان است ، طی اتفاقی ورق برمیگردد و به یکباره جسم خود را در کالبد 18 سالگی اش میبیند درحالی که روحش همچنان سن فعلی اش را دارد تا اینکه...
خلاصه داستان: این سریال داستان نوجوانی به اسم “کلی جنسن” را دنبال می کند که هنگام بازگشت به خانه از مدرسه یک جعبه ی اسرار آمیز با اسمش را در ایوان خانه اشان پیدا می کند. او یک سری نوار های ضبط شده را که توسط “هانا بیکر” ضبط شده بودند را درون جعبه پیدا می کند، دختری که همکلاسی اش بوده و دو هفته پیش خودش را کشته بود. درون نوار ها هانا خاطرات خود را به صورت عاطفی بیان می کند و سیزده دلیل مبنی بر پایان دادن زندگی اش بیان می کند…
خلاصه داستان: تنها چیزی که جیسون و نیکی به دنبال ان هستند این است که بچه دار شوند اما قادر به فرزنداوری نیستند. ایا با وضعیت داشتن دوستانی بی فایده، خانواده ای دیوانه و زندگی فاجعه بار انها میتوانند موافقت گروه فرزندخواندگی را بگیرند.
خلاصه داستان: پس از کشته شدن پدرشان در شرایطی مرموز، سه خواهر و برادر لاک و مادرشان به خانه اجدادی خود، کی هاوس نقل مکان می کنند، جایی که متوجه می شوند پر از کلیدهای جادویی است که ممکن است به پدرشان متصل باشد...