خلاصه داستان: "برای بانوی پزشک متاهل" داستان لیو چینگ، یه پزشک زن باهوش در سلسله مینگ رو روایت میکنه که بهخاطر مهارتش در طبابت شهرت داره. اون که با یه مقام دولتی ازدواج کرده، زندگی آرومی داره تا اینکه بهطور اتفاقی درگیر یه پرونده قتل مرموز میشه. چینگ با استفاده از دانش پزشکی و ذهن تحلیلگرش، شروع به حل معما میکنه و کمکم رازهای بزرگتری از فساد دربار و خیانتهای خانوادگی رو کشف میکنه. در این مسیر، با چالشهای اجتماعی بهعنوان یه زن در جامعه مردسالار و فشارهای زندگی زناشویی روبهرو میشه. سریال پر از درام تاریخی، معما و عاشقانهست که قصهای جذاب درباره شجاعت و هوش یه زن در برابر ناعدالتی رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: "دیوا" داستان لی یونگ رو روایت میکنه، یه غواص حرفهای که بهش لقب "دیوای غواصی" دادن و مهارت، زیبایی و شخصیتش همه رو جذب میکنه. تنها چیزی که اذیتش میکنه دوری از دوست صمیمیش سو-جین هست. بعد از اینکه میفهمه سو-جین بهخاطر عملکرد ضعیفش میخواد بازنشسته بشه، پیشنهاد غواصی دو نفره میده. توی یه تصادف عجیب، سو-جین غیبش میزنه و لی یونگ زنده میمونه، ولی حافظهش رو از دست میده. کمکم با برگشتن حافظهش، چیزای عجیبی از سو-جین یادش میاد و میل شدیدش به نگه داشتن جایگاهش بهعنوان دیوا، اون رو به سمت جنون میبره. این فیلم پر از هیجان، معما و پیچشهای روانشناختیه.
خلاصه داستان: "ما را از شر نجات ده" داستان این-نام رو روایت میکنه، یه آدمکش حرفهای که بعد از آخرین قراردادش توی ژاپن میخواد بازنشسته بشه. اون که یه یاکوزا رو کشته، به تایلند میره تا دنبال یه دختربچه ربودهشده بگرده که بهش ربط داره. توی این مسیر، ری، برادر یاکوزای مقتول با بازی لی جونگ-جه، دنبال انتقامه و با خشونت تمام دنبال این-نامه. این-نام با کمک یو-یی، یه تایلندی بامزه، توی بانکوک پر از جنایت میگرده تا دختر رو نجات بده. این فیلم پر از اکشن سریع، تعقیب و گریز و مبارزههای تنبهتنه که با رنگای زرد غلیظ و حالوهوای شرجی فیلمبرداری شده.
خلاصه داستان: "برامس رو دوست داری؟" داستان چائه سونگ-آ رو روایت میکنه، یه دانشجوی ۲۹ ساله که بعد از چند بار رد شدن توی امتحانای دانشگاه، بالاخره توی رشته موسیقی قبول میشه و ویولن میخونه. اون با پارک جون-یونگ، یه پیانیست نابغه که با فشار موفقیتش دستوپنجه نرم میکنه، آشنا میشه. این دو که هر کدوم دنبال رویاهاشونن، توی دنیای رقابتی موسیقی کلاسیک به هم نزدیک میشن و با عشق و موسیقی، زخمهاشون رو شفا میدن.
خلاصه داستان: "دو دو سل سل لا لا سل" داستان گو رارا رو روایت میکنه، یه پیانیست شاد که بعد از ورشکستگی خانوادگیش همهچیز رو از دست میده، ولی لبخندش رو نه. اون به یه شهر کوچیک به اسم اونپو میره و با سونوو جون، یه پسر مرموز و افسرده که کار پارهوقت میکنه، آشنا میشه. جون که از همه فراریه، نمیتونه رارا رو تنها بذاره و کمکم بهش وابسته میشه. این دو با کمک همدیگه و یه پیانوی قدیمی توی لالا لند، امید و عشق رو پیدا میکنن.
خلاصه داستان: "شام رفیق" داستان کیم ههکیونگ رو روایت میکنه، یه روانپزشک و مشاور غذا که بعد از شکست عشقی، با وو دو-هی، یه تهیهکننده محتوا که عشقش رو از دست داده، توی یه رستوران آشنا میشه. این دو که از رابطه دوری میکنن، تصمیم میگیرن فقط با هم شام بخورن، بدون هیچ تعهدی. کمکم این قرارهای شام به یه دوستی عمیق و بعد به عشق تبدیل میشه، در حالی که گذشته هر دو دوباره سراغشون میاد.
خلاصه داستان: "دفترچه خاطرات یک دادستان" داستان زندگی روزمره دادستانهای پرمشغله توی شهر خیالی جینیونگ کره جنوبی رو روایت میکنه. لی سونوونگ، یه دادستان با ۱۰ سال سابقه توی واحد جنایی ۲، از بیرون آروم و بیانگیزه به نظر میاد، ولی درونش پر از اشتیاقه. چا میونگجو، یه دادستان نخبه که از دفتر مرکزی سئول به اینجا تبعید شده، با سونوونگ همگروه میشه. این دو که از زمان دانشگاه همدیگه رو میشناسن، با روشهای کاملاً متفاوتشون، همش با هم کلکل دارن. سریال زندگی واقعی این آدما رو با طنز و عمق نشون میده.
خلاصه داستان: "کارآگاه محله چینیها" یه اسپینآف وب تلویزیونی از مجموعه فیلمهای "Detective Chinatown"ه که روی لین مو، شاگرد تانگ رن، و چند کارآگاه دیگه توی بازه زمانی فیلمها تمرکز داره. فصل اول این سریال به سه پرونده تقسیم شده: دو تا پرونده اول داستان لین مو رو دنبال میکنه، یه کارآگاه باهوش با حس بویایی فوقالعاده که دنبال قاتل مادرشه، و پرونده سوم ماجراهای نودا کوجی، برادر کوچیکتر نودا هیروشی، و گروهش رو نشون میده. توی تایلند، یه سری جنایت عجیب اتفاق میافته و لین مو با ساشا، یه پلیس زن باهوش، و آدمای دیگه مثل آیوی، همسر قربانی، درگیر حل معما میشن.
خلاصه داستان: "دختر شگفتانگیز" داستان دو دوست صمیمی، لو که و شن سییی رو روایت میکنه که شخصیتهاشون خیلی متفاوته. این دو موقع فارغالتحصیلی از هم جدا میشن، چون شن سییی زیادی غالب بوده و به آمریکا میره. نه سال بعد، دوباره همدیگه رو میبینن و آشتی میکنن. حالا بهعنوان همکار توی مجله "لایف هوم" با هم کار میکنن و با چالشهای زندگی و کار روبهرو میشن. بازگشت سییی، انرژی خفته لو که رو بیدار میکنه و دوستیشون رو از نو میسازن.
خلاصه داستان: "خیابان مایانگ عزیز" توی دهه ۱۹۸۰ و دوران اصلاحات روایت میشه، یه داستان درباره جوونی و عشق که دور زندگی ۶ خانواده توی خیابان مایانگ توی گوانگژو میچرخه. او شیاوجیان یه پسر شروریه که با ما شیاوشیائو، یه دختر مدرسهای توی محله، قرار میذاره. یی دونگدونگ از همون لحظهای که شیاوشیائو رو میبینه عاشقش میشه، ولی وقتی میفهمه اون به شیاوجیان علاقه داره، احساساتش رو قایم میکنه و از دور مواظبشه. شیاوشیائو همیشه نگران شیاوجیانه که وقتش رو با خلافکارای دیگه میگذرونه. بعد از کلی مشکل، این دو از هم جدا میشن. بعداً شیاوشیائو وکیل میشه و دونگدونگ امتحانای دولتی رو قبول میشه، در حالی که شیاوجیان کلی بالا و پایین رو تجربه میکنه.