خلاصه داستان: "ارباب گیاهان دارویی عزیز" داستان عاشقانه فراموشنشدنی سونگ لان، یه پری که از ریشه گیاه نیل به وجود اومده، و چو ژیمو، پادشاه داروها رو روایت میکنه. سونگ لان فقط یه هدف داره و اونم کامل کردن پرورش جاودانگیشه. اما وقتی به اشتباه توسط شاهزاده خانم خورده میشه، برای فرار مجبور میشه با چو ژیمو ازدواج کنه تا انرژی داروییش رو جذب کنه. سونگ لان شاید یه ریشه نیل ساده به نظر بیاد، ولی خیلی سرسخته و با وجود بیتفاوتی چو ژیمو، از هدفش برای ازدواج با اون دست نمیکشه. برای این کار، به کوه شنشیانگ برمیگرده و چند تا از دوستای پریش—like یه عروسک جینسینگ، یه زعفران جذاب و یه گیاه آنجلیکای درستکار—رو با خودش به دنیای آدما میاره تا بهش کمک کنن.
خلاصه داستان: "عاشق آشپزی" داستان گو شنگنان رو روایت میکنه، یه آشپز کمکی توی هتل زیجینگ که عاشق کارشه و با غذاهاش خودش رو ابراز میکنه. اون که با سرآشپز هتل رابطه مخفی داره، بعد از خیانت اون و خطر از دست دادن کارش بهخاطر خرید هتل، با لو جین، مدیر تیززبان و سختگیر هتل، روبهرو میشه. یه سوءتفاهم باعث میشه رابطهشون بد شروع بشه، ولی وقتی لو جین، که عاشق غذاست، یه غذای شنگنان رو میخوره، نظرش عوض میشه. این دو با عشق مشترکشون به غذا به هم نزدیک میشن و یه رابطه غیرمنتظره شروع میکنن.
خلاصه داستان: داستان توی دوران شکوهمند دودمان تانگ اتفاق میافته، جایی که آدما و دیوها با هم زندگی میکنن. لی خوآن، یه پسر که نصفه آدم و نصفه دیوه، با اومدنش صلح شکننده رو به هم میزنه. اون توی آکادمی مو-یون درس میخونه و با سو یو-لین، یه جاسوس از قبیله دیوها، و شاهزاده جون که عاشقشه روبهرو میشه. لی خوآن کمکم به یه قهرمان برای مردم تبدیل میشه، اما باید تصمیم بگیره که وفاداریش به کدوم طرفه. این سریال پر از عشق، جادو و مبارزهست که با پیشبینی یه ناجی همراهه.
خلاصه داستان: داستان درباره یه دانشجوی پزشکی سنتی به نام منگ یوانه که یه روز به طور اتفاقی به دنیای فانتزی منتقل میشه و توی بدن دختری به اسم فنگ وو بیدار میشه. فنگ وو که قبلاً یه نابغه بوده، بعد از یه توطئه خون ققنوسش رو از دست داده و به یه آدم معمولی تبدیل شده. حالا منگ یوان باید با استفاده از دانش پزشکی خودش توی این دنیای پر از جادو و هنرهای رزمی راهش رو پیدا کنه. اون با شاهزاده جون لینیوان که قرار بوده باهاش ازدواج کنه روبهرو میشه، اما هر دو از این ازدواج اجباری راضی نیستن. با این حال، با تهدیدات نیروهای شر، فنگ وو باید دوستای قوی پیدا کنه و یاد بگیره چطور از خودش دفاع کنه. این سریال پر از ماجراهای عاشقانه، طنز و لحظههای هیجانانگیزه.
خلاصه داستان: داستان درباره دانشآموزای دبیرستانیه که دنبال دوستی واقعی هستن. سونگ مینا که تو دوران راهنمایی مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، برای تحصیل به خارج از کشور میره. اون یه شخصیت شاد و خوشبینه، ولی وقتی به کره برمیگرده، معلومه که گذشته هنوز اذیتش میکنه. مینا تو سال اول دبیرستان با دوستای جدیدش آشنا میشه و زندگیشو لذت میبره، تا اینکه یه روز اون کسی که اذیتش کرده بود دوباره جلوش ظاهر میشه. این سریال وب کوتاه درباره دوستی، زخمای گذشته و رشد شخصیتهاست.
خلاصه داستان: داستان درباره یه کافه جادویی به اسم "دیلی مونز" است که آرزوهای آدما رو برآورده میکنه. کانگ جی-هون، یه پسر جوونه که از حسادت تو گذشتهاش یه خشونت تو مدرسه انجام داده و حالا با پشیمونی زندگی میکنه. این سریال وب درباره داستانهای جووناییه که تو این کافه جمع میشن و با آرزوهاشون و مشکلاتشون روبهرو میشن. پر از احساسات، درام کوتاه و لحظههای جادوییه که زندگی روزمره رو خاص میکنه.
خلاصه داستان: داستان درباره سه شمن یا جادوگره که توی یه رقابت عجیب برای اثبات مهارتهاشون هستن. شین-نام، یه شمن تازهکار که از یه مدرسه شمنها فارغالتحصیل شده و بهش میگن تقلبی، چانگ-دام که یه شمن واقعیه و روح یه بچه توشه، و سونگ-جون، یه شمن میانسال که قدرتش رو به افوله. این سه نفر توی یه منطقه که قراره بازسازی بشه با هم رقابت میکنن تا بهترین باشن. فیلم با طنز شروع میشه و کمکم به یه کمدی-هیجانی عجیب تبدیل میشه که با یه مراسم جنگیری بزرگ تموم میشه.
خلاصه داستان: داستان درباره یه موزیسین شکستخورده به نام ته-ایل است که به زادگاهش برمیگرده و با دوست قدیمی و همگروه سابقش، جی-وون، که حالا معلم موسیقیه، دوباره ارتباط برقرار میکنه. ته-ایل به یه گروه راک دبیرستانی که شاگردای جی-وون هستن کمک میکنه تا برای یه مسابقه محلی آماده بشن. توی این مسیر، اون دوباره عشقش به موسیقی رو پیدا میکنه، اما یه فرصت بزرگ پیش میاد که ممکنه مجبور بشه از کسایی که واقعاً بهش کمک کردن خداحافظی کنه. این فیلم یه درام موزیکاله پر از حس خوب و امید.
خلاصه داستان: "آتش متقاطع" داستان دو گیمر جوون به اسمهای لو شیاو بی و شیاو فنگ رو روایت میکنه که توی دو زمان مختلف—۲۰۰۸ و ۲۰۱۹—زندگی میکنن، اما توی بازی "کراس فایر" به هم وصل میشن. شیاو فنگ توی سال ۲۰۰۸ کاپیتان یه تیم esportsه که داره با مشکلات تیمش میجنگه، و لو شیاو بی توی ۲۰۱۹ یه نابغه بازیه که بهخاطر یه تصادف روی ویلچره. این دو با هم دوست میشن و توی زمان و مکان به هم کمک میکنن تا رویاهاشون رو دنبال کنن.
خلاصه داستان: "ستاره های شانست را بشمار" داستان لو شینگچنگ رو روایت میکنه، یه افسانه توی دنیای مد که بهخاطر سلیقه بینقص و شانس باورنکردنیش معروفه، تا اینکه توی یه لحظه همهچیز رو از دست میده. از اون طرف، تونگ شیائو یو، یه طراح مد گمنام با یه رشته بدشانسی بیپایان، یهو یه شب معروف میشه. وقتی این دو با هم روبهرو میشن، زندگیشون با عشق، رقابت و یه سری اتفاقات خندهدار و احساسی زیر و رو میشه.