خلاصه داستان: انیمه پمپو شیفتهٔ سینما؛ انیمه ای کمدی به کارگردانی تاکایوکی هیراو است. این انیمه درباره جوئل داوودویچ پومپونت، یک تهیه کننده با استعداد در پایتخت فیلم «نایلیوود» است. او علیرغم تواناییهایش در استفاده از پتانسیل بازیگران و کارکنان و به نمایش گذاشتن استعداد آنها به بهترین شکل، تنها فیلمهای اکشن کلاس بی تولید کرده است. یک روز،…
خلاصه داستان: داستان دو نوجوان امروزی به نام های لوسی و جیمی که ماجراجویی در قالب پیرمردی مرموز با پیشنهاد شغلی وارد میشود: مراقب خانه قدیمی ویرانشدهای که گفته میشود خالی از سکنه است. با کمک او، لوسی و جیمی باید در زمان به سال 1821 سفر کنند.
خلاصه داستان: نش بریج پلیسی قدیمی و کهنه کار و توانا اما همیشه دردسرساز است که پس از خراب کاری در هنگام یک تعقیب و گریز از کارش تعلیق می شود اما با پیدا شدن برخی اجساد به کارش بازگردانده میشود. او با همکاری پلیسهای جوان پروندهی قتلهایی را حل و فصل میکند که در ارتباط با برگزاری بازیهای مرگبار بین رزمی کاران است.
خلاصه داستان: انیمیشن کایکو و کاکاش، داستان دو جنگجوی دلیر به نامهای کایکو و کاکاش است که از دهکده پردردسر و پرماجرای خود در برابر مشکلات و دشمنان، دفاع میکنند.
خلاصه داستان: راکل، جوانی که برنامه های زیادی برای زندگی خود دارد، ناگهان متوجه می شود که باردار است، اما او به هیچ عنوان آمادهی مادر شدن نیست. از طرفی از آنجایی که دیگر امکان سقط جنین وجود ندارد، تنها راهش فرزندخواندگی است. در میان درگیری های او با افکارش، ناگهان یک شخصیت کارتونی به نام نینجابیبی ظاهر می شود که زندگی اش را جهنم می کند.
خلاصه داستان: در سریال آقا و بانوی جوان لی یونگ گوک (Ji Hyun Woo) همسرش را به تازگی از دست داده و دارای سه فرزند است. لی یونگ گوک پارک دان دان ( Lee Se Hee ) را به عنوان معلم برای فرزندانش استخدام می کند در نهایت او عاشق پارک دان می شود...
خلاصه داستان: سریال کمدی دقیقن دقیقن؛ زندگی دو جوان به نامهای نیل و دنیز است، نیل در رابطه ی قبلی اش شکست خورده و حالا با هم اتاقی جدیدش دنیز وارد رابطه می شود. دنیز و نیل می خواهند بیشتر همدیگر را بشناسند و ماجراهای جالبی در این راه برایشان پیش می آید. آنها می خواهند خود واقعی شان را به یکدیگر نشان دهند اما تضادهایی هم با هم دارند...
خلاصه داستان: اوزان پدر یک خانواده با چهار فرزند است، او برای تعطیلات تابستانی به شهر دیگری می رود که پدرش در آنجا ویلا دارد. آسلی زن جوان و متأهلی است که در آنجا زندگی می کند و رستوران دارد. به خاطر اتفاق بدی که برای دختر کوچک اوزان پیش می آید، آسلی و اوزان با هم روبه رو می شوند. این آشنایی باعث می شود سرنوشتشان به کلی تغییر کند...